۱۳۹۸ بهمن ۱۳, یکشنبه

فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری سردژخیم سلیمانی را حذف میکند

فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری برای سردژخیم قاسم سلیمانی را حذف می‌کند

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران
بعد از هلاکت سردژخیم قاسم سلیمانی، مزدور مسعود شیطان بنده در شبکه اجتماعی به‌ عزاداری و مرثیه خوانی پرداخت و به‌ بازپخش پستهای خامنه‌ای، ظریف و بعیدی نژاد، سفیر رژیم آخوندی در لندن، و مقالات مختلف در ستایش قاسم سلیمانی مبادرت کرد.

فیس بوک با حذف عکس خامنه‌ای و سلیمانی از صفحه فیس‌بوک شیطان بنده نوشت: این پست ”خارج از استانداردهای ما درباره افراد و سازمانهای خطرناک است. دیگر کسی نمی‌تواند این پست را ببیند”.

شیطان بنده با دلسوختگی خطاب به‌ سایر مزدوران که مثل خودش با مرگ سلیمانی یتیم شده‌اند نوشت: ” فیس‌بوک بیش از اندازه به‌من توهین کرده است به‌شما چطور”؟ در این میان یتیم دیگری به‌ او پاسخ داد: ” حکومت ایران ملزم به‌حفاظت از مردم ایران علیه فیس‌بوک و سازمان سیای آمریکاست” و مزدوری به‌نام عیسی آزاده نوشت ” رسانه‌ای که دم ترامپه اعتبار و ارزشش را از دست داده. در حال حاضر آن‌قدر فضای مجازی گسترده است که فیس‌بوک دارد به‌ حاشیه می‌رود”!

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا در اطلاعیه‌های ۴اسفند ۱۳۹۲ و ۲۶دی ۱۳۹۳ مزدوری عیسی آزاده را فاش کرد و نوشت او در هتل مهاجر به‌خدمت وزارت اطلاعات در آمد. سپس گشتاپوی آخوندی یک پاسپورت ایرانی به‌شماره ۱۶۳۵۹۰۸۵ با تاریخ ۲۴بهمن ۱۳۹۱ برای او صادر و در آبان ۱۳۹۲ او را برای «توجیه و آموزش» به‌ ایران برد. اما حضور وی در ایران را به‌طور کامل مخفی نگه داشت تا بعداً مدعی شوند که به‌طور مستقیم از عراق به‌ اروپا رفته است. وزارت اطلاعات پس از تکمیل توجیهات و آموزشها، این مزدور را غیرقانونی به‌ فرانسه برد تا با کسب پناهندگی در این کشور مأموریتهای محوله را انجام دهد.
شورای ملی مقاومت ایران
کمیسیون امنیت و ضدتروریسم
۱۲بهمن ۱۳۹۸(اول فوریه ۲۰۲۰)

فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری برای سردژخیم قاسم سلیمانی را حذف می‌کند
فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری برای سردژخیم قاسم سلیمانی را حذف می‌کند
فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری برای سردژخیم قاسم سلیمانی را حذف می‌کند
فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری برای سردژخیم قاسم سلیمانی را حذف می‌کند
فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری برای سردژخیم قاسم سلیمانی را حذف می‌کند
فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری برای سردژخیم قاسم سلیمانی را حذف می‌کند
فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری برای سردژخیم قاسم سلیمانی را حذف می‌کند
فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری برای سردژخیم قاسم سلیمانی را حذف می‌کند
فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری برای سردژخیم قاسم سلیمانی را حذف می‌کند
فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری برای سردژخیم قاسم سلیمانی را حذف می‌کند
فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری برای سردژخیم قاسم سلیمانی را حذف می‌کند
فیس بوک پستهای شیطان بنده در عزاداری برای سردژخیم قاسم سلیمانی را حذف می‌کند

 Ertebat Mostaghim, [02.02.20 19:21]
https://twitter.com/i/status/1223264374908952577

Ertebat Mostaghim, [02.02.20 19:36]
[ Photo ]
#ارتباط_مستقیم. یکشنبه13بهمن/ قطعنامه کنگره #آمریکا در حمایت از قیام #ایران-میهمان برنامه دولت نوروزی و علیرضا جعفرزاده- پخش:
https://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/
توییتر  @ertebatm2013
اینستاگرام https://www.instagram.com/ertebatm/
تلگرام    https://telegram.me/Ertebat_M
یوتوبhttps://www.youtube.com/user/ertebatm
وبلاگhttps://ertebatmostaghim.blogspot.com/
#IranProtests #مریم_رجوی #No2Rouhani #MEK #Rajavi #Iran #FreeIran #مجاهدین #PMOI #المعارضه_الایرانية   #   #ارتباط_مستقیم  #کانون_شورشی #ایران#

Ertebat Mostaghim, [02.02.20 19:44]
درگذشت مجاهد قهرمان ذبیح‌الله مداح‌ از فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی ایران https://news.mojahedin.org/id/b717a47d-d802-42bd-819b-80d80376cdbc
 

اصل ولایت فقیه و شخص ولی‌فقیه در کانون بحران



پایان کار ولایت فقیه
شتاب بروز تنفر دیرین
هر چه به‌نمایش انتخابات دوم اسفند امسال نزدیک‌تر می‌شویم، بحرانهای درونی نظام آخوندی در مسیری علیه اصل ولایت فقیه و شخص ولی‌فقیه سمت و سو می‌گیرند. بروز و تشدید این بحران در واقع آن روی سکهٔ بحرانی است که جامعه با اصل ولایت فقیه و شخص ولی‌فقیه از دیرباز داشته و اکنون به‌طور خاص پس از قیام آبان ۹۸که شخص خامنه‌ای فرمان آتش به‌اختیار علیه جان معترضان صادر کرد، فوران اجتماعی گرفت.

اکنون این خشم و تنفر دیرین اجتماعی علیه ولایت فقیه بدل به‌بحران سیاسی در درون نظام شده است. یادآوری می‌شود که تکامل تضادهای جامعهٔ ایران با حاکمیت و نیز بلوغ تضادهای درونی نظام آخوندی متوجه مانعی می‌شوند که در اصل ولایت فقیه و شخص ولی‌فقیه خلاصه می‌گردد.

خلاصهٔ نظام و ریشهٔ همهٔ بحرانهای درونی و بیرونی
واقعیت این است که جمهوری آخوندی در دیکتاتوری مذهبی ـ فاشیستیِ در اصل ولایت فقیه و شخص ولی‌فقیه خلاصه می‌شود و ریشهٔ همهٔ بحرانهای بیرونی و درونی آن نیز در این اصل خلاصه شده و بدل به‌بن‌بست و قفل کل حاکمیت گشته است. پس از قیامهای پیاپی چند سال اخیر و لاجرم سرریز شدن تضادهای اجتماعی به‌درون نظام، این قفل‌شدگی و بن‌بست به‌نقطهٔ غیرقابل بازگشت رسیده و آثار آن در عناصر حکومتی و شرکای دلسوز نظام بارز شده است.
در فاصله کوتاهی که به‌نمایش انتخابات دوم اسفند مانده است، با توجه به‌حذف فله‌ای بسیاری کاندیداهای جناح رقیب و نمایندگان فعلی مجلس توسط شوران نگهبان، تضاد درونی حاکمیت شتاب بیشتری می‌گیرد و به‌دلایلی که در بالا اشاره شد،‌ سمت و سوی آن متوجه شخص ولی‌فقیه می‌شود.
فوران ابهام و تردید و بی‌آیندگی
یکی از نشانه‌های تشدید بحران با محوریت شخص ولی‌فقیه، اظهارات مصطفی تاجزاده است که اخیراً در جلسه‌ای تحت عنوان «آیا انقلاب اسلامی اجتناب‌ناپذیر بود؟» که روز ۳اسفند ۹۸منتشر شده مشکلات را در ساختار و قانون اساسی و شخص ولی‌فقیه معرفی نموده است:
«وارد شدن ولایت فقیه به‌قانون اساسی نباید اتفاق می‌افتاد»...«وقتی یک بیماری به‌جایی می‌رسد که آن‌قدر حاد می‌شود که جز با جراحی نتوانید حلش کنید هر آدم عاقلی بدن خودش را زیر تیغ جراحی می‌سپارد برای این‌که حیات ادامه پیدا کند. برای این‌که می‌داند اگر این کار را نکند، دیر یا زود دچار مشکل می‌شود. واقعیت این است که سیستم به‌جایی رسیده که جز با جراحی‌های بزرگ نمی‌تواند ادامه دهد. مهم‌ترین جراحی هم اصلاح قانون اساسی است. ما باید بایستیم. این‌که من عرض کردم مقداری اختلاف دارم با دوستان این است که من الآن معتقدم مهم‌تر از این‌که ما در مجلس شرکت کنیم یا نکنیم این است که باید بایستیم به‌مردم بگوییم بعد از این چهل سال اگر قانون اساسی‌مان را اصلاح نکنیم مشکلاتمان حل نمی‌شود
در عکس‌العمل نسبت به‌سخنان تاجزاده، باند غالب هم تلاش کرده است فضای مجازی و تریبونهای حکومتی را به‌دفاع از خامنه‌ای سوق دهد. این مواضع که هر روز بیشتر و بیشتر می‌شوند، نشان از سمت و سوی تمرکز یافتن دعواها و جنگ گرگ‌ها بر شخص ولی‌فقیه دارد.
این نمونه‌ها آن‌قدر زیاد شده است که اطرافیان ولی‌فقیه مجبور می‌شوند خامنه‌ای را غسل تعمید دهند تا شاید از ضرب و اثر این هجمه‌ها علیه شخص وی و اصل ولایت فقیه بکاهند. در همین رابطه آخوندی به‌نام رفیعی که سخنران مراسمی با حضور خود خامنه‌ای بوده است، می‌گوید: «از رهبری هم نقل شده است که اگر گاهی به‌من چیزی می‌گویند، عکس‌العمل نشان ندهی»!
آخوند حسین رشیدیان در نمایش جمعه ۴بهمن به‌صراحت از خالی کردن پشت «رهبری» و توهین به‌خامنه‌ای می‌گوید: «اولین نشانه از نشانه‌های منافق سیاسی این هست که در مقاطع حساس پشت ولی زمان را خالی می‌کند دومین نشانه از نشانه‌های منافقین سیاسی این است که اینها به‌ولی زمان توهین می‌کنند».
آخوند دیگری به‌نام الهی‌راد در یک برنامه تلویزیون حکومتی، حتی نفرت طیفی از روحانیت را علیه خامنه‌ای اعتراف نمود و با صراحت گفت: «برخی روحانیان از رهبری دفاع نمی‌کنند و می‌گویند در شأن من نیست». همین فرد چراییِ معضل گرانی و بیکاری و بن‌بست مذاکرات را که نیروهای خودی نظام توقع دارند ولی‌فقیه مطرح کند، عواملی علیه خامنه‌ای معرفی می‌کند: «می‌گویند چرا رهبری وارد نمی‌شود؟ اگر رهبری در همه‌چیز وارد شود، آیا مردم نمی‌گویند شما دیکتاتور هستید؟».
تعیین تکلیف ۴۱سال بحرانهای هم‌ریشه
این‌ها شمه‌ای از واقعیتها و بازتاب‌های ناگزیز نسبت به‌دیکتاتوری ولایت مطلقهٔ فقیه هستند که از همان آغاز ثبت آن در قانون اساسی، موجب جنایت در جنایت و ویرانی در ویرانی و بحران در بحران علیه حیات طبیعی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مردم ایران شده است. حالا این بحرانهای ۴۱ساله هم‌ریشه علیه حاکمیت بالغ شده‌اند و لاجرم به‌درون نظام ریخته‌اند.
اکنون زیر سؤال رفتن خامنه‌ای توسط خودی‌های نظام و نیز دفاع بخشی دیگر از خودی‌ها از وی در شبکه‌های مجازی، دو روی یک سکه هستند که گویای وجود اصل ولایت فقیه و شخص ولی فقیه در کانون بحران می‌باشند. بحران کشاکش‌ها نشان می‌دهد که هیمنهٔ ولی‌فقیه از هر سو فرو ریخته و کل نظام به‌غایت تضعیف گشته است.
اکنون این واقعیت مسلم شده که کل نظام در اصل ولایت فقیه و شخص ولی‌فقیه قفل و بی‌راه‌حل و بی‌آینده است. تمام بحران‌هایی را هم که این نظام طی ۴۱سال گذشته به‌جامعهٔ ایران و خارج از ایران سرازیر کرده و سوق می‌دهد، ناشی از همین کانون بحران بوده است که در شرایط فعلی از همه‌سو زیر سؤال و تهاجم و تعیین‌تکلیف نهایی است.
توییتر  @ertebatm2013
تلگرام    https://telegram.me/Ertebat_M  

۱۳۹۸ بهمن ۱۲, شنبه

متن و کلیپ سخنرانی #مسعود رجوی آزادی،فلسفه انقلاب دانشگاه تهران دی1358








روز پنجشنبه ۲۰دیماه
۱۳۵۸گردهمایی سازمان مجاهدین خلق ایران در رابطه با انتخابات ریاست‌جمهوری
با حضور دهها هزار تن در زمین چمن دانشگاه تهران برگزار گردید. این
گردهمآیی که از ساعت ۳ بعدازظهر شروع شده بود، ابتدا اعلام برنامه شد و سپس
چند آیه از قرآن مجید تلاوت گردید و بعد از آن برادر مجاهد موسی خیابانی و
سپس برادر مجاهد مسعود رجوی سخنرانی کردند.

بنام خدا و به‌نام خلق قهرمان ایران

بار خدایا این کفایت و شایستگی را در ما قرار بده که بتوانیم به مسئولیت‌هایمان عمل بکنیم.
برای
یک انقلابی برخوردار شدن از اعتماد و باز هم اعتماد مردمش چیز جز افزایش
مسئولیت بر مسئولیتهایش نیست و خدا کند که من معنی اینها را بفهمم
خواهران، برادران، هم‌میهنان عزیز!
امروز
به اینجا نیامدیم که برای انتخاب یک فرد یا یک سازمان تبلیغات بکنیم و رأی
به‌دست بیاوریم، نه. مسأله در اساس اصلاً این نیست. مسأله ما بردن و برنده
شدن در انتخابات نیست. بلکه تجمع امروز ما اساساً یادآوری و تذکار فلسفه
انقلاب، یعنی آزادی است و کیست که نداند فلسفه هر انقلاب راستین در هرکجای
جهان و به‌ویژه انقلابی که تحت رایت اسلام برانگیخته می‌شود در یک کلام باز
هم آزادیست. همان کلمه‌ای که تمام رسولان و مصلحین، تمام انقلابیون بزرگ و
شهدا و همه اسرا با آن شروع کردند و با آن بپایان رساندند. مگر پیامبران
برای چه آمدند؟ جز برای گسستن زنجیرها، جز برای واژگون کردن همه سدهای راه
کمال و حریت بشری و باز کردن قید و بندهای استارتبار، همانهایی که صفوف
متحد و یگانه بشری را از هم جدا کردند.

انبیاء شاهدند، از ابراهیم خلیل تا موسی و مسیح و محمد (ص) و همه انقلابیون.

بگذارید
یکی از انبیاء بنی اسراییل را شاهد بیاوریم، همان پیامبری که گفت ”مگر
روزه‌ای که من می‌پسندم این نیست که بندهای شریرت و رذیلت را بگشائید و
بارهای گران را سبک کنید و ستمدیدگان را آزاد سازید؟ “ و یوغها را بشکنید.
کدام یوغ‌ها؟
بگذرید
مسیح را به‌شهادت بطلبیم، آنجا که گفت ”حقیقت شما را آزاد خواهد کرد“ پس
آن چیزی حقیقت است که آزاد بکند. این هم پیامبر اسلام، رسول امی، همان نگار
مکتب نارفته و خط نانوشته‌ای که مسأله آموز صد مدرس شد.

یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ
لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَیَضَعُ
عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ “
تا
آنها را امر بکند به خیر، به معروف، به زیبایی و به پاکی و بازشان بدارد
از زشتی، بدی و روا بدارد بر آنها پاکیزگی‌ها را و حرامشان بکند پلیدیها را
و باز بکند از آنها بندها و را قیدها و سنگین باریها را و زنجیرهایی را که
بر آنهاست.


کدام
زنجیرها؟ زنجیرهای استبدادی، استعماری و استثماری که در طول تمام تاریخ،
بشریت را آزرده و فرسوده کرده. مگر انبیاء برای این نیامدند که بشریت را به
شوریدن و قیام برای قسط برانگیزند.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ
شُهَدَاء لِلّهِ“ بسیار قیام‌کننده باشید به قسط. و قسط چیست جز استقرار
جهانی آزاد، یگانه، متحد، بسامان، موزون، فوق عادلانه. جهانی که در بنیاد و
در فطرتش یگانه است ما بایستی با خود هم یگانه‌اش بکنیم، یعنی نفی
بیگانگی‌ها، نفی بیگانگی‌های جهالتبار در جامعه و حصول به وحدت اجتماعی و
توحید اجتماعی که تنها در متنی از وحدت اجتماع و طبیعت همراه با اوج ترقی و
پیشرفت و آزادی مادی و معنوی میسر و امکانپذیراست. پس انقلابیون تاریخ حق
داشتند که تاریخ بشری را در یک کلام”سیر مداوم از قلمرو ضرورت به قلمرو
آزادی“ تفسیر کنند. بله بگذارید آزاد باشند.

پس
شهدای ما چه به‌حق بودند که با آزادی شروع می‌کردند. اگر از آزادی به‌طور
اخص مناسبات آزاد و عادلانه را در روابط درونی خودمان در نظر داریم،
استقلال هم همین معنا را در روابط بین‌المللی و روابط خارجی‌مان بیان
می‌کند.
وهیچ چیز غیر از این را به‌نام اسلام به‌رسمیت نمی‌شناسیم و هر چیز غیر از این همین خواهد بود که انحراف و ارتجاع و بس.
به حال هر
اختلاف‌نظر و هر اختلاف رأیی هم که داشته باشیم یک چیز در میان همه رسولان،
در میان تمام انبیاء و صلحاء تاریخ، در میان تمام انقلابیون و آزادگان
مشترک است و آنهم جدال مستمر، پی‌گیر و تاریخی است علیه تمام موانع حریت در
تمام صور تاریخی شان. در تمام اشکال گوناگونشان.
مقصدی بس شورانگیز
و متعالی که بودن آن تاریخ جز دوری بی‌پایان از کشاکشهای مبتذل هیچ چیز
نخواهد بود. کشاکشهایی بس تلخ و خونبار. ولی تنها با این مقصد هست که همه
تفرقه‌ها محو خواهند شد و دیگر جا برای سالوس و ریا نخواهد ماند.
اینجاست که در ته
اندیشه و در بن خاطر تمام فرزندان راستین انسان، تصویری یا شبحی جان
می‌گیرد. هم‌چون اخگری در زیر تمام خاکسترهای تاریخ. یا جرقه‌ای که سرانجام
از آن حریق برخواهد خاست و خرمن ستم و ستمگری را از بنیاد خواهد سوزاند.
تصویری از همه زنان و مردان آزاده عالم که یکپارچه و متحد در کار ساختمان
بنای عظیمی هستند. بنای شگفت‌انگیزی که به جانب آسمانها و به جانب نور و
روشنایی پر می‌کشد. در تاریکی ستم و خودکامگی هر آنچه را که انبیاء مصلحین و
انقلابیون معروف خیر و زیبایی نامیده بودند و همه استعدادات ژرف درونی
انسان را دریغ کرده بود، ما این بنا را می‌بینیم که در حال پیشرفت است. اما
بشریت، سرانجام با آزادی از این زنجیرها، از این قید و بندهای جاهلانه،
سرانجام هم‌چون زندانیان قلعه اختناق که پس از سالیان دراز نغمه پرنده‌ای،
یا گلبرگ گلی را بتازگی تجربه می‌کنند، اوج مفهوم زندگی، هستی و حیات را
درخواهد یافت و به تاریخ واقعی خودش ملحق خواهد شد.





مسعود رجوی - آزادی جو هر و مفهوم حرکت تاریخ است.


از تمام اینها این
نتیجه به‌دست می‌آید که آزادی جوهر و مفهوم حرکت تاریخ است. - البته آن
آزادی و حریتی که کمال و یگانگی می‌آورد و زنجیرهای جهل و بندگی را پاره
می‌کند. این است مضمون هر انقلاب راستین. بدون حریت از این قید و بندهای
اسارت بار و بنده‌ساز در تمام صورش، بدون حریت از این وابستگی‌های حیوانی و
ددمنشانه به خدا نیز رسید.


پس فلسفه هر
انقلاب و دگرگونی جز عروجی دیگر بر قلل آزادی نیست، قله‌هایی یکی پس از
دیگری که نهایتاً در فلسفه ما_ فلسفه توحید- و رجعت به خدا می‌کنند. یعنی
کمال و آزادی مطلق در پیش رو خواهد بود.





به اعتقاد ما
انسان هم، در آن روزی انسان شد که از قیدحیوانیت آزاد شد. همین جا بود که
در یک مکالمه سمبولیک ملائکه به خدا ایراد گرفتند. آنها فقط کشاکش‌ها و
خونریزیها را می‌دیدند و درنمی‌یافتند که چه فلسفه‌ای در اینجا نهفته است.


اما خدا به آنها
پاسخ داد که” إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ“ من چیزی را می‌دانم که
شما نمی‌دانید. آن چیز چیست؟ سمت و مضمون تمام این تحولات و کشاکشها، یعنی
فلسفه انسان، فلسفه آزادی، فلسفه انقلاب.





بله، ما امروز
برای تذکر این فلسفه در کسوت انتخاب یک برنامه باهم گرد آمده‌ایم. انتخابی
نه تخیلی و رؤیایی، بل در متن واقعیت سرسخت، واقعیت سرسخت سیاسی و اجتماعی.
زیرا که ما فلسفه‌مان را در عمل پی‌گیری و جستجو می‌کنیم و بهمین دلیل
اید‌ئولوژی را با سیاست پیوند زدیم.





آخرمگر ما چه کرده
بودیم که ضد انقلاب قلمداد شدیم و می‌شویم؟ در حالی که هنوز با خروش
شهدایمان فاصله چندانی نداریم، در حالیکه هنوز از دوردست صدای زنجیرهایی که
بر دست و پایمان بود در فضا طنین افکن است در حالیکه هنوز آثار جراحات و
شکنجه‌های خواهران و برادرانمان ترمیم نشده.





مسعود رجوی - گنهش آنکه، ندارد گنهی


بله، اگر یادتان باشد در همینجا بود که نسبت به رفرمیسم و سازشکاری هشدار دادیم.


آن موقع هم مثل
حالا منظور ما از انقلابی بودن کله شقی، هرج و مرج و بی‌نظمی نبود و الآن
هم نیست. منظورمان این بود که بدون انقلابی بودن بدون داشتن نقطه نظرهای
انقلابی، بدون داشتن یاران و یاوران انقلابی حل مسا‌ئل بعید و محال است.
چطور می‌شودما بدون این‌که انقلابی و مردمی باشیم و این‌طور فکر بکنیم،
مسائل یک انقلاب را حل بکنیم؟ آسایش خیال مردممان را تأمین بکنیم، آزادیها
را مستقر بکنیم، مسأله بیکاری و گوشت و نان و مسکن و کار و ترافیک و
امثالهم را حل بکنیم؟ مسائلی که در یک روند ضد انقلابی ایجاد شده‌اند و بنا
براین فقط در یک روند انقلابی قابل حل هستند.





مسعود رجوی - ما از هر فرصت دموکراتیک استقبال خواهیم کرد


بهرحال
امروز ما امکان یافتیم که با حفظ نقطه نظرها و عقاید و آراء خاص خودمان در
چارچوب نظام و قوانین موجود به‌طور رسمی، قانونی و دموکراتیک خطوط انقلابی
و مردمی‌مان را پیگیری بکنیم و در معرض داوری مردممان قرار بگیریم.


بدیهی
است که ما از هر فرصت دموکراتیک استقبال می‌کنیم، با کمال میل و شکرگزارش
هم خواهیم بود. البته اگر فرصتها و امکانات دموکراتیک برقرار شد و استمرار و
عمق پیدا بکنند چه بهتر. ما نهایت تلاش خودمان را خواهیم کرد و اما، هر
موقع هم که مانع بشوند و امکان حرکت قانونی و رسمی را در حداقل صورتش هم از
نیروهای انقلابی سلب بکنند، خوب، آن موقع بایستی فکر دیگری کرد.





بهر
حال، ما به‌خاطر مبارزه با سازشکاری، مبارزه با منفرد کردن و منزوی کردن
نیروهای راستین انقلابی، به‌خاطر بقا و رشد هر چه بیشتر این نیروها -که
درگذشته اصالت خودشان را هر چه خونین تر نشان دادند. به‌منظور میدان دادن
به اصلاح طلبی و از دور خارج کردن انقلابیون. به‌خاطر ممانعت از افول و
قهقرای انقلاب یا رفتن در مجاری انحرافی، به‌خاطر پایان دادن به
جنگ‌افروزیها، تفرقه‌ها و تمایلات انحرافی و واپسگرا در انتخابات اخیر شرکت
می‌کنیم.





و
بهمین دلیل ضرورت شرکت هر چه فعالتر نیروهای انقلابی را به‌خاطر منظورهایی
که گفتم طرح می‌کنیم. اینجاست که بار دیگر ضرورت تحلیل مشخص از شرایط مشخص
آشکار می‌شود. ضرورت احتراز از ساده‌سازیهای قشری و به‌اصطلاح مکانیستی
مطرح می‌شود. و نادیده گرفتن شرایط بغرنج و تشریح هر مرحله خاص.





به
این ترتیب این نه رأی دادن به یک فرد یا یک سازمان، بلکه اساساً تأیید یک
برنامه انقلابی و بلکه یک جبهه انقلابی و بل کل انقلاب رهایی بخش ماست. اگر
غیر از این بود جنبش انقلابی به‌ دور از هر گونه شائبه جاه‌طلبی و مقام
پرستی در صحنه حاضر نمی‌شد و هرگز شرکت نمی‌کرد.





آیا جز این‌ است که انقلاب را انقلابیونش باید اداره بکنند؟


شاید
برنامه‌ها را به تفصیل مطلع باشید و من فقط به سرخط آنها اشاره می‌کنم و
چند تا از آنها را مختصراً توضیح می‌دهم و بقیه‌اش بماند برای فرصتهای
بعدی.


اول،
شوراهای مردمی. میراث پدر طالقانی، مضمون رهایی بخش و دموکراتیک شوراهای
واقعی_ البته اگر واقعی باشند، بر هیچ‌کدام از ما پوشیده نیست.


یادم
هست که در همان اسفندماه در همینجا بود که اینرا مطرح کردم. به استناد
آیات”وامرهم شورا بینهم“ و ”وشاورهم فی الامر“. تحقق شوراهای واقعی
نشان‌دهنده ماهیت مردمی هر حکومتی است که به آنها متکی است. مظهر اعتماد
توده‌ها به حکومتشان است. هم‌چنانکه مظهر مردمی بودن حکومت هم هستند.


طبیعتاً برای
همه ما روشن است که میان شوراهای فرمایشی و شوراهای واقعی تفاوت از زمین
تا آسمان است و فراموش نکردیم که چطور بعد از رحلت پدر شعار شهادت و شورا
پیام پدر در سراسر کشور طنین افکند.





امروز
ما ضرورت استقلال واقعی این شوراها را در سراسر بخشها خواستار هستیم. همه
بخشهای تولیدی، توزیعی. همه کارخانه‌ها، مزارع. در همه مواضع تصمیم‌گیرنده.
مؤسسات آموزشی، ارتش دبیرستانها. و بسیار روشن هست که از شوراهای بی‌محتوا
مردم استقبال نمی‌کنند، کما این‌که نکردند. باز هم آزادی.


چقدر شورانگیز است که ما امروز باز هم در دانشگاه که شهادت گاه آزادی است صحبت می‌کنیم. سخن از آزادی می‌گوئیم.


بله،بدون تضمین آزادی تمام احزاب و عقاید و قلمها هیچ پیشرفت و بسیجی برای انقلاب متصور نیست.


آیا در دوران دیکتاتوری شاه پیشرفتی متصور بود؟ نه، هرگز.





آیا
فراموش کردیم که در دوران حکومت نظامی، مطبوعات ما چه نقشی را بازی کردند؟
بله، به همین دلیل می‌بایستی از تمام نشانه‌ها و عوارض خفقان قاطعانه
جلوگیری کرد.


منطق
چوب و چماق، منطق محکومی است. هیچ منطق قابل احترامی نیست. قداره‌بندی
شیوه سخیف آریامهری است. مگر فراموش کرده‌ایم که بعد از کودتای ۲۸مرداد،
چقدر ”بی‌مخ“ ها به میدان آمدند؟


شاه
در ضعیف‌ترین نقطه خودش به این روشها متوسل می‌شد. این چیزی جز بیان ماهیت
ضدمردمی این نیروها نیست. چه نیروهایی هستند که از آزادی و شرایط
دموکراتیک هراس دارند؟ آنهایی که پوسیده‌اند، رسوا هستند. ما به کسانی که
ناآگاهانه قدم در این راهها می‌گذارند، صمیمانه و صادقانه نصیحت می‌کنیم.
نصیحت می‌کنیم که آزادی خلق و میهنمان را فدای تعصبات کور نکنند.


بهرحال ما به آزادی عقاید همه احترام می‌گذاریم(شعار جمعیت: درود بر رجوی...)





اگر
موضع ما برحق است. بیائید آن را در میدان عمل نشان بدهیم. آیا جز این است
که خفقان باعث تشدید تضادهای اجتماعی خواهد شد؟ و بالاخره این‌که به‌نظر ما
آزادی کامل یعنی رهایی از تمام قید و بندهای استارت بار و بهره‌کشانه.





تأمین حقوق
اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مساوی برای زنان. صحبت از آزادی می‌کردیم، اینهم
یکی دیگر از صور اجتناب‌ناپذیر آزادی است. می‌دانیم که یکی از نتایج تقسیم
جامعه به طبقات متخاصم، ستمی است که در طول تاریخ بر زن رفته است.


فرهنگ استثماری
همیشه زن را انسان درجه دوم تلقی کرده است. بسیاری از دانشمندان ارتجاعی
تلاش کرده‌اند، تا به تبعیض میان زن و مرد جامه به‌اصطلاح علمی بپوشانند.
از جمله با مقایسه ساختمان فیزیولوژیک، تا دلیلی باشد بر انواع تبعیضات.
اما در اعتقادات اسلامی ما این‌طور نیست، این نتیجه را می‌شود بسادگی با
مقایسه موقعیت زن قبل و بعد از اسلام به‌دست آورد.


زنی که قبل از
اسلام ننگ تلقی می‌شد. بعداً در اوج رهبری انقلاب قرار گرفت. فراموش
نکردیم، نقش زینب علیها سلام را. فراموش نکردیم که اصل اساسی اسلام برتری
را منوط می‌کند به تقوای رها‌یی بخش و نه هیچ تبعیض دیگری.


ارزشهای طبقاتی،
فرهنگ طبقاتی، برای سالها در طول تاریخ زن را موجودی درجه دوم تلقی کرده
است، اما انقلاب ما و سوابق مبارزاتی جامعه ما نشان داد، خواهران و مادران
ما را که سلاح در دست گرفتند، به میدانهای اعدام و شکنجه رفتند و آنجا
حقانیت خودشان را اثبات کردند و این‌که دوش به دوش تمام مردان، با حقوق
متساوی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی قادر هستند که رسالت خودشان را در ایجاد
جامعه انقلابی، ایفا بکنند.


اینها شعار نیست،
واقعیتهای محتومی است که تاریخ هم به آنها گردن خواهد نهاد و در مقابلشان
تعظیم خواهد کرد. مخصوصاً در عصر انقلابات، در عصر آگاهی کبیر تود‌ه‌ها
چطور می‌شود از نقش انقلابی زن، صرفنظر کرد؟ و چطور می‌شود آن را نادیده
گرفت؟ و چطور می‌شود آن‌را درجه دوم تلقی کرد؟


بله، ننگ ”درجه
دوم تلقی کردن زن است“. به همین دلائل یک بعد مسلم تمام انقلابات رهایی
بخش، آزادی زن از یوغ این ستمها است که در اساس از بهره‌کشی و ستم طبقاتی
نشأت گرفته است.


البته روشن است که
ما نمی‌خواهیم صفوف انقلابمان را بین زن و مرد تجزیه کنیم. نه، ما این
مطلب را هم دقیقاً از طریق وحدت تمام اقشار خلق پیش خواهیم برد. چرا که این
ستم نیز تنها در همین طریق، تنها در همین مسیر قابل حل است.





آخرین نکته، تأمین
حقوق ملیتها و آزادی آنان از ستم مضاعف است. به همه مردم ما ستم می‌شد.
اما این ستم وقتی که به هموطنان کرد، یا به بلوچ و ترکمن و عربمان می‌رسید،
مضاعف می‌شد.


از سرمایه‌گذاریها در آنجا خبری نیست، از پیشرفت در آنجا خبری نیست...


اقوام فارس و
غیرفارس مظهر یک ستم دیگر که بایستی از آن آزاد شد. مسائل ملی ما یک واقعیت
هستند. و جز به شیوه انقلابی قادر به حل آنها نخواهیم بود.





ولی چند نکته
اساسی باقی است. برنامه زیبا و دلنشینی با کلمات خوش آهنگ گفتن یا نوشتن
البته کار ساده‌ایست. مهم اجرای آن و برخورداری از وسایل اجرای آن است، و
همین خصوصیت کیفیت ممتاز کارها را تشکیل می‌دهد. ولی من اینجا در مقابل
محراب مقدس خلق و میهنم بایستی تصریح بکنم و سوگند بخورم که:


بدلیل سوابق
خونبار عملی جریان پرافتخاری که در طول تمام سالهای اختناق، افتخار همگامی
با آن‌را داشتم برعهده می‌گیرم که همه برنامه‌ها و حرفها را کلام به کلام و
حرف به حرف جامه عمل بپوشانم.


درسابقه مجاهدین
خلق چیزی جز ایستادگی خونبار بر سر عقاید و مواضع و شکیبایی و صبر انقلابی و
تحمل تمامی مشکلات و فشارها نیست و امیدوارم در آینده نیز همین‌طور باشد.


بنیاد کار ما
مبتنی بر مذهبی است خدایی و مردمی. راهگشای حرکت یگانه ساز بر ضد هرگونه
استبداد و استعمار و بهره کشی با نظرگاه پاک، حق، یکدست و منسجم که زندگی
را تماماً در عقیده و جهاد خلاصه کرده و به بشریت تحت ستم از دیر زمان
آزادی، خجستگی و رهایی و یگانی را بشارت داده و البته می‌دانیم که کار کردن
بر حسب یک مکتب. با آن زیستن، و با آن مردن و به آن عشق ورزیدن و تمام
مشکلات و فشارهایش را تقبل کردن، البته کار دشواری است و بهمین دلیل ما
آرزو می‌کنیم و از خدا می‌خواهیم که با حمایت مردم در این راه موفق باشیم.





سلام بر خلق – سلام بر آزادی







     تفسیر سیاسی واخبار #‌ایران  در شبکه #ارتباط_مستقیم
فیسبوک
توییتر
یوتوب


سایر میتینگها: