۱۳۹۹ آبان ۱۸, یکشنبه

طرح شورای ملی مقاومت برای خودمختاری کردستان ایران ـ قسمت سوم ـ راه‌حل ملی و انقلابی در برابر راه‌حل ارتجاعی خمینی


 


طرح شورای ملی مقاومت برای خودمختاری کردستان ایران

در ۲شماره گذشته به درگیریهای کردستان پس از انقلاب ضدسلطنتی اشاره کردیم و دیدیم که چگونه خمینی با فتوا و حکم خودش و سخنرانی‌های هیستریک بر طبل جنگ و سرکوب در کردستان می‌کوبید و در نقطه مقابل چگونه مجاهدین به دفاع از حقوق ملیت‌ها و به‌ویژه حقوق مردم کردستان می‌پرداختند و با ارائهٔ طرح های مشخص، سیاست سرکوب خمینی را به چالش می‌کشیدند.

 

تلاش برای راه‌حل سیاسی تنها شیوه حل مسأله کردستان ـ پاییز ۱۳۵۸

درگیریها و سرکوب خونین در کردستان در تابستان و پاییز ۱۳۵۸ ادامه داشت. راه‌حل خمینی، ادامهٔ جنگ و سرکوب نظامی بود تا کردها از حقوق خودشان صرف‌نظر کنند و در نقطه مقابل مجاهدین خواهان آتش‌بس و راه‌حل سیاسی و به‌رسمیت شناختن حقوق مردم کردستان ایران بودند.

هفتم آبان ۵۸ نشریه مجاهد در مطلبی با عنوان «اه‌حل سیاسی تنها شیوه حل مسأله کردستان» نوشت:

«مسأله کردستان یک مسأله ملی‌ست و بنا بر ماهیت آن، جنگ و کشتار از نظر ما محکوم است و چنان‌چه دولت نیز قصد پیشقدمی در حل مسأله را دارد در قدم اول باید آتش‌بس فوری داده و کشتار را محکوم نموده و از طرف خود متخلفین را به شدیدترین وجهی تنبیه نماید.

تنها در این صورت می‌توان جنگ‌افروزان منطقه کردستان را به مردم شناساند.

طفره رفتن از این گام اولیه و ابتدایی چیزی را روشن نمی‌کند جز این‌که دولت هنوز به راه‌حل نظامی چشم امید دوخته و بنا بر این پیش‌بینی آینده از نظر ما چندان مشکل نیست.

به‌نظر ما موفقیت چندانی برای سفر ۳وزیر نمی‌توان تصور کرد و فقط در صورت تغییر مشی دولت و اعلام صریح این‌که راه‌حل سیاسی تنها راه‌حل مسأله و بالمال موفقیت اقدامات است می‌توان به پایان جنگ امید بست. سرزمین به‌خون طپیده کردستان را چیزی جز یک راه‌حل سیاسی به آرامش بازنمی‌گرداند».

البته باید یادآوری کرد که در آن زمان هنوز شورای ملی مقاومت و طرح خودمختاری وجود نداشت. به همین دلیل ما پیشینه‌ها را در موضع‌گیریهای مجاهدین که بعداً تشکیل‌دهنده شورای ملی مقاومت شدند، جستجو می‌کنیم، آن هم در شرایطی که خمینی و کارگزارانش بر طبل سرکوب در کردستان می‌کوبیدند و هموطنان کرد را ضدانقلاب معرفی می‌کردند.

واقعیت این بود که ارتجاع حاکم با ایدئولوژی خمینی، در حل مسائل اجتماعی و سیاسی، پاسخی جز سرکوب و قهقرا نداشت. در ایدئولوژی و نظرگاه خمینی جایی برای احقاق حقوق مردم، جایی برای دموکراسی و آزادی و جایی برای خودمختاری و اداره امور داخلی وجود نداشت و نمی‌تواند وجود داشته باشد.

اما در مقابل خمینی، مجاهدین حرف دیگری داشتند.

 

راه‌حل ملی و انقلابی 

موسی خیابانی طی مصاحبه‌یی با نشریه مجاهد در پاسخ به این سؤال که چه کسی در کردستان پیروز می‌شود گفت:

«ما درباره مسأله ملیتها و نحوه حل آن نقطه‌نظرهای روشنی داریم که آنها را از همان ابتدا یعنی از فردای پیروزی قیام خونین خلقمان اعلام کرده‌ایم.

ما همزمان با وقایع گنبد هشدار داده و بعد از آن هم در موارد و مناسبتهای مختلف با پیش‌بینی وقایع احتمالی اعلام خطر کرده و راه‌حلهای اصولی و صحیح مسائل را که به‌نظرمان می‌رسیده، عرضه کرده‌ایم که البته مورد توجه قرار نگرفته است.

متأسفانه ما در ماههای اخیر شاهد وقایع خونین کردستان هستیم که در زمینه همان مسأله ملیتها اتفاق افتاده است و نشانه برخوردهای نادرست و غیراصولی و ناتوانی در حل صحیح مسأله است.

به‌نظر ما مسأله ملیتها یک راه‌حل اساسی و اصولی دارد که البته راهی است کاملاً شناخته‌شده. و هیچ چیز عجیب و غریبی هم نیست و آن عبارتست از ”به‌رسمیت شناختن اصل حق تعیین سرنوشت و ادارهٔ امور داخلی در چهارچوب وحدت و تمامیت ارضی خدشه‌ناپذیر کشور“. البته روشن است که این یک راه‌حل انقلابی است و این‌که چه کسی بتواند از عهده آن برآید مطلب دیگری است».(نشریه مجاهد شماره ۹ – ۱۴آبان ۱۳۵۸)

مجاهدین در تاریخ ۲۳آبان ۵۸، یعنی ۱۸روز قبل از رفراندوم قانون اساسی ولایت فقیه که آن را تحریم کردند، طی پیام فوری به مجلس خبرگان خمینی نوشتند:

«نسل مشتاق و به‌خون نشسته ما، حتی با صرف‌نظر کردن از نحوه انتخاب و ترکیب گروهی خبرگان و پایان‌یافتن مدت وکالت قانونی آنها در رأس یک ماه، باز هم از دادن رأی مثبت به‌ مصوبات کنونی آنها معذور است...

نیازی به‌ تکرار نیست که در این میهن، نسل مشتاق و به‌خون نشسته‌ای چشم‌انتظار است و حتی با صرف‌نظر کردن از نحوه انتخابات و ترکیب گروهی آقایان و طول مدت قانونی وکالتشان(یک‌ ماه)، چنان‌چه موارد زیر در فصل قانون مراعات نگردد، از دادن رأی مثبت معذور است:

  • محدود نمودن حقوق مالکیت و تصرف، در چارچوب قرآنی و مکتبی «کار»
  • منوط نمودن بهره‌وری از زمین و محصول، به‌ کسی که بر روی آن «کار» کرده است
  • تصریح حاکمیت مردم که جملگی خلیفه و جانشین خدا در زمین‌اند و ارادهٔ خود را تنها از طریق یک مجلس و یک قانون واحد انقلابی و اسلامی بیان می‌کنند
  • اداره و تصدی کلیه امور کشور از طریق شوراهای واقعی
  • اعاده حقوق همه ملیتها و اقدام مبنی بر تعیین سرنوشت و اداره کلیه امور داخلی‌شان در چارچوب تمامیت ارضی خدشه‌ناپذیر کشور       
  • تضمین آزادی همه احزاب و گروهها تا مرز قیام مسلحانه که تنها معنی واقعیت کلمه چندپهلوی «توطئه» است.»

(تلگراف فوری مجاهدین به مجلس خبرگان ـ نشریه مجاهد ۲۸آبان ۱۳۵۸)

 

نشریه مجاهد شماره ۱۱ـ ۲۸آبان ۵۸ـ تلگراف فوری به مجلس خبرگان

نشریه مجاهد شماره ۱۱ـ ۲۸آبان ۵۸ـ تلگراف فوری به مجلس خبرگان

 

می‌بینیم که مجاهدین از ابتدا گفتند که به قانون اساسی ولایت فقیه رأی نمی‌دهند مگر قانونی که حاکمیت مردم(نه حاکمیت ولایت فقیه) در آن تصریح شده باشد. همچنین «اعاده حقوق همه ملیتها و اقوام مبتنی بر تعیین سرنوشت و اداره کلیه امور داخلی‌شان در چارچوب تمامیت ارضی خدشه‌ناپذیر کشور» و نیز «تضمین آزادی همه احزاب و گروهها تا مرز قیام مسلحانه» به‌جای کلمه چندپهلوی توطئه که در فرهنگ و قوانین شیخ و شاه رایج بود.

اما خمینی در ۲۶آبان ۱۳۵۸ یعنی ۲هفته قبل از رفراندوم قانون اساسی ولایت فقیه دجالانه به کردستان روی خوش نشان داد و در حکمی که صادر کرد از هیأت ویژه دولت در مورد کردستان خواست به مذاکره بپردازند تا آرامش و رفاه برقرار شود...

خمینی در اوج دجالیت و فریبکاری این بار نوشت: «از هیأت ویژه می‌خواهم که به مذاکرات خود با کمال حسن‌نیت ادامه دهند و با شخصیتهای مذهبی و سیاسی و ملی و سایر قشرها تماس بگیرند تا تأمین خواسته‌های آنان که خواست ما نیز هست به‌طور دلخواه بشود و آرامش و امن که از بزرگترین نعمت‌های الهی است در منطقه برقرار گردد و شما برادران کرد در کنار سایر برادران به‌طور رفاه و آسایش زندگی نموده و طمع اجانب برای همیشه از کشورمان قطع شود.»(پیام خمینی به مردم کردستان ـ ۲۶آبان ۵۸ ـ صحیفه نور جلد ۱۰ صفحه ۱۹۸)

 

پیام خمینی به کردستان قبل از رفراندوم قانون اساسی

پیام خمینی به کردستان قبل از رفراندوم قانون اساسی

 

اما آیا هیچ گفتگویی انجام شد؟!

پاسخ روشن است. چنین مذاکراتی هیچ زمان محقق نشد.

به گواه تاریخ، حکم خمینی فقط و فقط جنبه تبلیغاتی داشت و هرگز مذاکراتی انجام نشد. و البته مجاهدین بارها به همین فرمان تبلیغاتی خمینی استناد کردند و صداقت آخوندها را به چالش کشیدند و خواهان پایان درگیریهای کردستان و گفتگو با احزاب و گروه‌های کردستان برای پایان درگیریها و رسیدن به راه‌حلی اصولی شدند.

در نشریه شماره ۱۴ مجاهد به تاریخ ۱۹آذر ۵۸ آمده است:

«مردم را آزاد بگذارید که انتخابشان را بکنند و وقتی چنین انتخاب آزادی صورت گرفت دیگر اشکال‌تراشی نکنید و با طرف مقابلتان به گفتگو نشسته و اختیارات مقتضی را به او بدهید زیرا از دو حال خارج نیست:

۱- یا نمایندگان و رهبری مزبور شایسته است که فبها...

۲- و یا شایسته نیست که به هر حال جبر تاریخ است و باید لااقل برای یک دوره به آن تن داد. چرا که مردمی که به آن رهبری یا حزب یا شخصیت ابراز اعتماد کرده‌اند خودشان بایستی در عمل به نتیجه مورد نظر برسند البته ما مطمئن هستیم که این مطالب آن‌قدر ساده و پیش‌پا افتاده است که جای هیچ اماّ و اگر ندارد.

بنابراین ما اعلام می‌کنیم که‌:

خودداری از مذاکره با رهبران و احزاب مورد اعتماد مردم در کردستان(که از طریق یک نظرپرسی آزاد نیز قابل تحقیق بیشتر است) در واقع چیزی جز اعلام جنگ مجدد در منطقه نیست. و علیهذا پس از تمرکز قدرتهای تصمیم‌گیری و اجرا‌یی در شورای انقلاب دیگر تا آنجا که به دولت مرکزی مربوط می‌شود هیچ بهانه‌ای در این رابطه برای جنگ‌افروزی نباید پذیرفته شود».

 

نمایش رفراندوم قانون اساسی 

رفراندوم قانون اساسی ولایت فقیه در روزهای ۱۱ و ۱۲آذر ۱۳۵۸ به اجرا گذاشته شد و بعد هم اعلام کردند ۹۹،۵درصد شرکت‌کنندگان رأی مثبت داده‌اند و تصویب شد!

این در شرایطی بود که از یک ماه قبل خمینی فضای سیاسی را با گروگانگیری در سفارت آمریکا قبضه کرده بود.

هدف چنان‌که بعدها مهره‌های رژیم به زبانهای مختلف بیان کردند از یک طرف در کورنر گذاشتن و به حاشیه راندن مجاهدین بود و از طرف دیگر لیبرال‌زدایی از ملغمه لیبرال-ارتجاعی حاکمیت در آن روزگار... بود.

به‌عنوان مثال، موسوی اردبیلی، قاضی‌القضات خمینی، در آبان ۱۳۶۴ در سالگرد گروگانگیری گفت: «گروگانگیری باعث سقوط دولت موقت بازرگان، انزوای لیبرالها و شکست مجاهدین شد». و به همین خاطر خمینی آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول عنوان کرد.

همچنین در ۱۰آبان ۱۳۷۹ پاسدار سرتیپ سیف‌اللهی، فرمانده ستاد نصر در امور عراق و مشاور خامنه‌ای، همان‌طور که در خبرگزاری جمهوری اسلامی هم آمده است، گفت: ا«ولین فایده گرفتن سفارت آمریکا و گروگانگیری در رابطه با امنیت نظام این بود که در شرایطی شکل گرفت که مجاهدین سعی می‌کردند مبانی انقلاب اسلامی را تخریب کنند».

بله! خمینی فضای سیاسی را با گروگانگیری یک ماه قبل از رفراندوم قانون اساسی ولایت فقیه قبضه کرده بود اما مجاهدین جا نزدند و در کمال شجاعت به وظیفه ایدئولوژیک و تاریخی خودشان در تحریم رفراندوم ولایت فقیه عمل کردند.

درست روز بعد از پایان رفراندوم یعنی در روز ۱۳آذر، پیشنهاد تشکیل شورای ملی صلح کردستان را برای آتش‌بس و گفتگو با احزاب و شخصیتهای مورد اعتماد مردم کردستان ایران ارائه دادند هر چند که گوش خمینی به‌هیچ‌وجه بدهکار نبود.

 

انتخابات ریاست‌جمهوری

در دیماه ۱۳۵۸ به اولین انتخابات ریاست‌جمهوری بعد از انقلاب ضدسلطنتی رسیدیم. انتخاباتی که مسعود رجوی در آن کاندید شده بود و کردستان و گروه‌های سیاسی آن یکپارچه از او حمایت کردند و اعلام کردند به کاندیدای مجاهدین رأی خواهند داد.

حمایت یکپارچه کردستان و بسیاری از احزاب و گروهها از کاندیداتوری مسعود رجوی در انتخابات ریاست‌جمهوری

حمایت یکپارچه کردستان و بسیاری از احزاب و گروهها از کاندیداتوری مسعود رجوی در انتخابات ریاست‌جمهوری

 

مسعود رجوی طی سخنانی در گردهمایی انتخاباتی در دانشگاه تهران بر روی آزادی به‌عنوان جوهر و مفهوم حرکت تاریخ تأکید کرد و گفت: «فلسفه هر انقلاب عروج بر قله‌های آزادیست».

رجوی در این سخنرانی با تأکید مجدد بر راه‌حل ملی و انقلابی و «تامین حقوق ملیت‌ها» و آزادی آنان از ستم مضاعف گفت:

«به همه مردم ما ستم می‌شد، اما این ستم وقتی که به هموطنان کرد یا به بلوچ و ترکمن و عرب‌مان می‌رسید، مضاعف می‌شد. از سرمایه‌گذاریها در آنجا خبری نیست، از پیشرفت در آنجا خبری نیست...

مسائل ملی ما یک واقعیت هستند و جز به شیوه انقلابی قادر به حل آنها نخواهیم بود...».

 

حمایت گسترده از کاندیداتوری مسعود رجوی در جریان نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران

حمایت گسترده از کاندیداتوری مسعود رجوی در جریان نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران

 

تنگنای نظام از کاندیدای نسل انقلاب و دخالت خمینی برای حذف مسعود رجوی

با گسترش حمایت‌های مردمی در تهران و شهرستانها و حمایت یکپارچه کردستان و استقبال اقلیت‌های مذهبی از کاندیداتوری مسعود رجوی، خمینی وارد صحنه شد. خمینی برخلاف وعده «عدم دخالت در انتخابات» کاندیداتوری مسعود رجوی را برنتابید و چند روز بعد او را با یک فتوا به خاطر رای ندادن به قانون اساسی ولایت فقیه و پایبندی به حاکمیت مردم حذف کرد.

روزنامه اطلاعات ۳۰دیماه ۵۸ با تیتر «مسعود رجوی از دور مبارزات خارج شد» از قول خمینی نوشت: «کسانی که به‌قانون اساسی رأی مثبت نداده‌اند حق ندارند رئیس‌جمهور شوند».

 

 سلام لطفا- توییتر- تلگرام. و یوتوب #ارتباط _مستقیم سیمای آزادی ویژه آخرین اخبار #ایران را فالو کنید  
https://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/
https://twitter.com/ertebatm2013
https://telegram.me/Ertebat_M
یوتوبhttps://www.youtube.com/user/ertebatm
#Maryam_Rajavi #Iran #FreeIran2020    
#مجاهدین #PMOI     #مریم_رجوی  #کانون_شورشی
 #اعدام_نکنید   #قیام_تنها_جوابه

ادامه دارد...

۱۳۹۹ آبان ۱۶, جمعه

اولین سالگرد قیام آبان ۹۸ و چشم انداز چیست گفتگو در – ماتریس –حتما ببینید

 


 

سلام لطفا- توییتر- تلگرام. و یوتوب #ارتباط _مستقیم سیمای آزادی ویژه آخرین اخبار #ایران را فالو کنید  
https://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/
https://twitter.com/ertebatm2013
https://telegram.me/Ertebat_M
یوتوبhttps://www.youtube.com/user/ertebatm
#Maryam_Rajavi #Iran #FreeIran2020    
#مجاهدین #PMOI     #مریم_رجوی  #کانون_شورشی
 #اعدام_نکنید   #قیام_تنها_جوابه    

  #المعارضه_الایرانية #‌ایران #مسعود_رجوی  #کروناویروس #coronvirusuk  #COVID2019 #No2Rouhani #ارتباط_مستقیم

بیانیه زندانیان سیاسی شاهد قتل‌عام ۶۷

 

بیانیه زندانیان سیاسی شاهد قتل‌عام ۶۷؛ حمله به عفو بین‌الملل حمله به جنبش دادخواهی و در خدمت مسئولان قتل‌عام است

زندان و زندانی

سه‌دهه پس از قتل‌عام زندانیان سیاسی، شاهد تلاش عفو بین‌الملل در راستای افشای جزئیات این جنایت بزرگ هستیم. جنایتی که جانشین وقت خمینی، آن را بزرگ‌ترین جنایت تاریخ رژیم آخوندی و عاملان آن را جزء جنایتکاران تاریخ توصیف نمود.

متأسفانه جامعه جهانی، به‌ویژه کشورهای مدعی دفاع از حقوق‌بشر، به‌دلیل سیاست مماشات و به‌خاطر منافع اقتصادی و ملاحظات سیاسی تاکنون در مقابل این جنایت بزرگ سکوت و بی‌عملی پیشه کرده‌اند. اگر تلاش‌های خانواده‌های جان‌باختگان و فعالیت‌های ۳۲سالهٔ مقاومت ایران به‌ویژه فراخوان دادخواهی خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت و هواداران این سازمان نبود، دست‌آوردهای کنونی در افشای این قتل‌عام و جنایت بزرگ محقق نمی‌شد.

گزارش سازمان عفو بین‌الملل تحت عنوان «جنایت ادامه‌دار علیه بشریت، اسرار به خون آغشته» در سی‌امین سالگرد قتل‌عام، یک گام مهم برای شتاب بخشیدن به جنبش دادخواهی و مواخذه سردمداران رژیم به‌عنوان مسئولان این جنایت بزرگ است. در مقابله با این افشاگریها است که سلول‌های خفته و پاسداران سیاسی رژیم ولایت فقیه و دنبالچه‌های آن از جمله مزدور نفوذی ایرج مصداقی برای تخطئه گزارش سازمان عفو بین‌الملل در همراهی با باندهای مافیایی وابسته به رژیم آخوندها و پاره‌ای از اصلاحات‌چی‌های آن به این کارزار کثیف سوخت می‌رسانند.

از نظر این مزدوران، جرم نابخشودنی عفو بین‌الملل در دو نکته نهفته است.

اول آن که چرا در این گزارش از شهیدان قتل‌عام فوق که ۹۰درصد آنان از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین بوده‌اند، هویت‌زدایی نشده است. همان شهدایی که جان خود را در راه آزادی خلق و میهن نثار کرده و با شعار مرگ بر خمینی درود بر رجوی بر چوبه‌های دار بوسه زده‌اند.

دوم این‌که چرا بر مسئولیت میرحسین موسوی نخست‌وزیر خمینی در شمار مسئولان وقت نظام، انگشت گذاشته است.

ما زندانیان سیاسی که خود از شاهدان قتل‌عام۶۷ می‌باشیم، به‌عنوان بخشی از خانواده بزرگ مجاهدین، با ۳۰هزار شهید سرافراز سربدار عهد بسته‌ایم تا روشن شدن ابعاد آن جنایت هولناک ضدبشری و قرار دادن آمران و عاملان آن در برابر عدالت از هیچ کوششی دریغ نورزیم.

عفو بین‌الملل در بیان حقیقت و افشای جنایت بزرگ علیه بشریت، از حمایت زندانیان سیاسی، خانواده شهیدان و مردم ایران برخوردار است.

سردمداران رژیم باید دریابند که چهار دهه جنایت و خون‌ریزی آنان که تا قیام آبان و اعدام مصطفی صالحی و نوید افکاری ادامه یافته، بی‌پاسخ نمی‌ماند.

در این راستا تأکید می‌کنیم که توهین و تعرض به عفو بین‌الملل و محققان و گزارشگران آن تنفرانگیز و همسویی و همدستی با حاکمان خون‌ریز است.

ما همان‌گونه که در بیانیه ۱۴۰۴ زندانی سیاسی آمده است: «افشای هرکسی، اعم از زندانی یا غیرزندانی، با هر ادعایی که دارد ولی اکنون در راستای منافع رژیم قدم برمی‌دارد را، وظیفه مبرم هر زندانی سیاسی و هر انسان باشرفی می‌دانیم و سکوت در مقابل این وادادگی را محکوم می‌کنیم».

زندانیان سیاسی- شاهدان قتل‌عام۶۷

مهرماه ۱۳۹۹

۱- احمد ابراهیمی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت - قم ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)

۲- عبدالرسول ابراهیمیان دهکردی (زندانهای ارومیه- خوی- تبریز- اصفهان ۱۳۷۸- ۱۳۶۱)

۳- مسعود ابویی راد (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت - بابل- ساری ۱۳۶۸- ۱۳۶۰)

۴- مصطفی احمدی (زندانهای اوین- گوهردشت ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)

۵- مجتبی اخگر (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۱)

۶- حسن اشرفیان (زندانهای قزل‌حصار- گوهردشت - اوین ۱۳۷۱- ۱۳۶۱)

۷- یزدان افشار پور (زندانهای کمیته مرکزی - کمیته مشترک- اوین- قزل‌حصار۱۳۶۹- ۱۳۶۰)

۸- امیر برج خانی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۱- ۱۳۶۲)

۹- سعید بنازاده امیرخیزی (زندان اوین ۱۳۷۰- ۱۳۶۵)

۱۰- علی‌اکبر بندعلی (زندانهای جمشیدیه- قزل‌حصار- اوین- گوهردشت ۱۳۷۳- ۱۳۶۰)

۱۱- اسدالله بهرامی (زندانهای اوین ۱۳۶۹- ۱۳۶۲)

۱۲- پروین پوراقبال (زندان اوین۱۳۷۰- ۱۳۶۵)

۱۳- رسول تبریزی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)

۱۴- عباسعلی ترابی (زندانهای سپاه زاهدان- زندان قزل‌حصار- اوین ۱۳۶۸- ۱۳۶۰)

۱۵- اسماعیل تقی‌پور (زندانهای عشرت آباد- اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۲)

۱۶- محمدرحیم تقی‌پور (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)

۱۷- محمدامین توحیدی (زندانهای دستگرد اصفهان- زاهدان- اوین۱۳۶۷- ۱۳۶۳)

۱۸- آزادعلی حاجیلویی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۶۷- ۱۳۶۳)

۱۹- ملیحه حسن شیشه‌بر (زندان اوین۱۳۶۷- ۱۳۶۰)

۲۰- منیژه حکیم‌زاده (زندانهای تبریز- اوین- اردبیل۱۳۶۸- ۱۳۶۰)

۲۱- محمد خدابنده‌لویی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۳- ۱۳۶۱)

۲۲- حمید خلاق‌دوست (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۱- ۱۳۶۱)

۲۳- علی (بیژن) ذوالفقاری (زندانهای گوهردشت - اوین۱۳۷۲- ۱۳۶۰)

۲۴- محمد راپوتام (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۱- ۱۳۶۰)

۲۵- زهره رستگار مطلق (زندانهای اوین- قزل‌حصار- وکیل‌آباد مشهد۱۳۷۰- ۱۳۶۰)

۲۶- فرامرز رمضان‌نیا (زندانهای بابل- ساری- گوهردشت ۱۳۶۷- ۱۳۶۴)

۲۷- محمود رویایی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)

۲۸- محسن زادشیر (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۲- ۱۳۶۱)

۲۹- محمد زند (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)

۳۰- محمد سرخیلی (زندانهای اوین- گوهردشت ۱۳۷۱- ۱۳۶۲)

۳۱- صفیه سعیدا (زندانهای اوین- قزل‌حصار۱۳۷۰- ۱۳۶۰)

۳۲- سیدمحمد سیدی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۱- ۱۳۶۱)

۳۳- علی محمد سینکی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)

۳۴- پروین حیدری (زندانهای زنجان- عادل‌آباد شیراز۱۳۶۷- ۱۳۶۰)

۳۵- سارا شاه‌محمدی (زندانهای قزل‌حصار- اوین- گوهردشت ۱۳۶۹- ۱۳۶۰)

۳۶- اکبر شفقت (زندانهای اوین- گوهردشت - قزل‌حصار ۱۳۷۳- ۱۳۶۰)

۳۷- غلامرضا شمیرانی (زندانهای سپاه و کمیته مشترک- اوین- قزل‌حصار۱۳۷۰- ۱۳۶۰)

۳۸- مجید صاحب‌جمع (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت - کمیته مشترک ۱۳۷۷- ۱۳۶۱)

۳۹- علیرضا صدیقی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت - ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)

۴۰- علی صفری (زندانهای جمشیدیه و اوین- دستگرد اصفهان ۱۳۷۲- ۱۳۶۲)

۴۱- اکبر صمدی (زندانهای اوین- گوهردشت - قزل‌حصار ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)

۴۲- حجت ضابطی (زندانهای وکیل‌آباد مشهد ۱۳۷۱- ۱۳۶۴)

۴۳- حمید طاهری خسروشاهی (زندان تبریز ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)

۴۴- راضیه طلوع شریفی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۶۸- ۱۳۶۰)

۴۵- حسن ظریف ناظریان (زندانهای جمشیدیه- قزل‌حصار- اوین ۱۳۷۲- ۱۳۶۰)

۴۶- مهدی عبدالرحیمی (زندانهای تبریز- اردبیل ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)

۴۷- جواد عبداللهی‌نیک (زندانهای تبریز- مشهد- زاهدان۱۳۷۲- ۱۳۶۰)

۴۸- فرزانه عدالتیان (زندان اوین ۱۳۶۷- ۱۳۶۳)

۴۹- مهری عمرانی (زندانهای اوین- وکیل‌آباد مشهد ۱۳۷۰- ۱۳۶۲)

۵۰- حسین فارسی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۲- ۱۳۶۰)

۵۱- رمضان فتحی (زندانهای اوین- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۲)

۵۲- سعدالله فلاحتی (زندانهای اوین- قزل‌حصار ۱۳۷۲- ۱۳۶۰)

۵۳- رضا فلاحی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)

۵۴- زهرا فیروزان (زندانهای اوین- گوهردشت - قزل‌حصار ۱۳۶۹- ۱۳۶۰)

۵۵- نسرین فیض (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۶۹- ۱۳۶۰)

۵۶- غلامرضا قادری (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۶۸- ۱۳۶۰)

۵۷- مهرداد کاووسی (زندانهای اوین- قزل‌حصار۱۳۷۱- ۱۳۶۱)

۵۸- محمد کریمی راهجردی (زندان اوین۱۳۷۱- ۱۳۶۴)

۵۹- منصور کنگره (زندانهای اهواز- اوین۱۳۸۲- ۱۳۶۷)

۶۰- سیدفاضل کوزانی (زندانهای جمشیدیه- قزل‌حصار- گوهردشت - اوین۱۳۷۰- ۱۳۶۳)

۶۱- سیداکبر کاظمی (زندانهای سپاه لاهیجان- اوین- قزل‌حصار۱۳۶۷- ۱۳۶۲)

۶۲- پروین کوهی (زندانهای اوین- گوهردشت - دستگرد اصفهان ۱۳۶۷- ۱۳۶۱)

۶۳- غلامحسین گودرزی (زندانهای بروجرد- خرم‌آباد ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)

۶۴- فریده گودرزی (زندان همدان۱۳۶۷- ۱۳۶۲)

۶۵- بتول ماجانی (زندانهای اوین- گوهردشت - کمیته مشترک۱۳۷۱- ۱۳۶۱)

۶۶- ابوالفضل محزون (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت - قزوین ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)

۶۷- نصرالله مرندی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۰ - ۱۳۶۰)

۶۸- محمود مسگری (زندان اوین ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)

۶۹- اصغر معینی کربکندی (زندانهای اوین- گوهردشت - قزل‌حصار ۱۳۷۱- ۱۳۶۶)

۷۰- سیف‌الله منیعه (زندانهای اوین- گوهردشت - قزل‌حصار ۱۳۶۸- ۱۳۶۱)

۷۱- سیدرمضان موسوی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- ساری ۱۳۶۸- ۱۳۶۱)

۷۲- اصغر مهدیزاده (زندانهای صومعه سرا- رشت- اوین- گوهردشت ۱۳۷۴- ۱۳۶۱)

۷۳- مصطفی نادری (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۱- ۱۳۶۰)

۷۴- سیدعبدالله ناصری (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۶۷- ۱۳۶۱)

۷۵- اسدالله نبوی چاشمی (زندانهای سمنان- اوین ۱۳۷۷- ۱۳۶۴ و ۱۳۸۵- ۱۳۸۴)

۷۶- دکتر مسعود نعمتی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۲)

۷۷- کیومرث نوری (زندانهای اوین- گوهردشت - قزل‌حصار ۱۳۷۱- ۱۳۶۰)

۷۸- حسین نیاکان (زندانهای دژبانی مرکز- اوین- قزل‌حصار- سمنان ۱۳۷۱- ۱۳۶۲ و ۱۳۸۹- ۱۳۸۸)

۷۹- شیلا نینوایی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- چابهار- کمیته مشترک ۱۳۶۸- ۱۳۶۰)

۸۰- سهیلا والی‌نژاد (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)

۸۱- کبری یزدیان آزاد (زندان اوین ۱۳۶۷- ۱۳۶۱)

۸۲- حیدر یوسفلی (زندانهای اوین- قزل‌حصار- گوهردشت - کمیته مشترک ۱۳۷۳- ۱۳۶۵)
سلام لطفا- توییتر- تلگرام. و یوتوب #ارتباط _مستقیم سیمای آزادی ویژه آخرین اخبار #ایران را فالو کنید  
https://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/
https://twitter.com/ertebatm2013
https://telegram.me/Ertebat_M
یوتوبhttps://www.youtube.com/user/ertebatm
#Maryam_Rajavi #Iran #FreeIran2020    
#مجاهدین #PMOI     #مریم_رجوی  #کانون_شورشی
 #اعدام_نکنید   #قیام_تنها_جوابه    

  #المعارضه_الایرانية #‌ایران #مسعود_رجوی  #کروناویروس #coronvirusuk  #COVID2019 #No2Rouhani #ارتباط_مستقیم

 

۱۳۹۹ آبان ۱۳, سه‌شنبه

#مسعود_رجوی-وحشت خامنه‌ای از خطر #قیام و #مجاهدین - : مردم و #مقاومت #ایران بند از بند رژیم‌تان خواهند گسست



پیام مسعود رجوی خطاب به خامنه‌ای
پیام مسعود رجوی خطاب به خامنه‌ای

وحشت خامنه‌ای از خطر قیام و مجاهدین

خالی کردن دق دل با تاخت و تاز به فرانسه

به‌خاطر حضور و فعالیت مقاومت ایران

یادآور درخواستهای روحانی از رئیس‌جمهور فرانسه

بعد از قیام دیماه ۹۶

خامنه‌ای:

دولت فرانسه چه جور دولتی است؟

این سیاست چه سیاستی است؟

خشن‌ترین و وحشی‌ترین تروریست‌های دنیا را در خودش جا داده

و پناهگاه آنها شده که۱۷ هزار را طبق آماری که در اختیار هست، کشتند

خامنه‌ای:

اینها تروریستهای معمولی نیستند

آنوقت اینها پناهگاهشان فرانسه هست و پاریس است

آن وقت اینها ادعای حقوق‌بشر می‌کنند

ادعای آزادی می‌کنند.

تشبثات خامنه‌ای برای بهره‌برداری از کاریکاتورها علیه مجاهدین:

دفاع از عمل جنایتکارانه کاریکاتوریست، روی دیگر سکه دفاع از منافقین و صدام

و اینها هر دو روی یک سکه هستند، تمدن غرب بسیار وحشی است!

نعل وارونه خامنه‌ای در روز انتخابات آمریکا:

هر کدام انتخاب بشوند فرقی نمی‌کند یعنی در سیاست ما هیچ تأثیری نمی‌گذارد

ممکن است حوادثی اتفاق بیفتد، به ما ارتباطی نخواهد داشت

وحشت خامنه‌ای از فوران خشم مردم بر اثر گرانی:

نگاه کنید گرانی از گوشت قرمز و گوشت مرغ بگیرید تا پوشک بچه!

اینها گرانی‌های بی‌دلیلی است و هیچ استدلالی پشت آن نیست

جنس هم هست!

در امنیت داخلی دستگاههای امنیتی ما باید مواظب نفوذ باشند

نفوذ دشمن در دستگاههای مختلف و اعمال وسوسه‌های آنها

مشکل عمده این است باید مراقب باشند که این را درست کنند

خامنه‌ای تلویزیون رژیم ۱۳ابان۹۹: عبرت ماجرا اینجاست، حالا این دولت فرانسه چه جور دولتی است، این سیاست چه سیاستی است؟ این سیاست همان سیاستی است که خشن‌ترین و وحشی‌ترین تروریست‌های دنیا را در خودش جا داده و پناهگاه آنها شده، یعنی تروریستهایی که در کشور ما رئیس‌جمهور را به‌شهادت رساندند، نخست‌وزیر را به‌شهادت رساندند، رئیس قوه قضاییه را به‌شهادت رساندند، آحاد متعددی از نمایندگان و اعضای دولت و قوه قضاییه را به‌شهادت رساندند، ۱۷ هزار از مردم عادی را طبق آماری که در اختیار هست، مردم کوچه و بازار را به‌شهادت رساندند، اینها تروریستهای معمولی نیستند، آنوقت اینها پناهگاهشان فرانسه هست و پاریس است، آن وقت اینها ادعای حقوق‌بشر می‌کنند، ادعای آزادی می‌کنند.

. . بعد هم که حالا، این مال رفتار آنها با تروریستها و اینها است، رفتارشان با ملت خودشان هم در این شنبه های، تظاهرات شنبه‌های این یک سال اخیر مشاهده کردید که چه کار کردند با مردم را خودشان. بعد اینها ادعا می‌کنند که از اهل آزادی و عرض کنم حقوق‌بشر و اینها هستند. بنده اعتقادم این هست که اینها دو روی یک سکه هستند،

. . . . . . . . .

در مورد آمریکا سیاست ما یک سیاست حساب شده و مشخصی است و این سیاست با رفت و آمد اشخاص تغییر پیدا نمی‌کند حالا امروز انتخابات آمریکاست بعضی‌ها همین‌طور راجع به این‌که کی بیاید کی نیاید اگر این بیاد چه می‌شود اگر اون بیاد چه می‌شود خب بله ممکن است حوادثی اتفاق بیفتد به ما ارتباطی نخواهد داشت یعنی در سیاست ما هیچ تاثیری نمی‌گذارد . . .

و اینها دشمنی با ما می‌کنند به‌خاطر و این دشمنی ادامه هم دارد تنها راه برطرف کردن این دشمنی این هست که ما اینها را مایوس شان بکنیم یعنی بایستی کار را به جایی برساند ملت ایران و دولت ایران و نظام جمهوری اسلامی که طرف مقابل مایوس بشود از این‌که بتوانند ضربه اساسی وارد بکند باید قوی بشویم این را من بارها عرض کردم به ملت عزیز مان و به مسئولان هم مکرر در جلسات کاری در جلسات خصوصی در نگاه عمومی مکرر مطرح کردم بایستی ابزارهای قدرت، قدرت واقعی نه قدرت پوشالی را برای خودمان تقویت کنیم ملت قوی بشود کشور قوی بشود دشمن مایوس خواهد شد.

وقتی می‌گوییم، استکبار جامع همه این زشتیها و بدیها و شیطنتها است بنابراین ستیزه گری با این استکبار با این پدیده عین عقلانیت هست، حالا بعضی‌ها می‌گویند آقا این خلاف عقلانیت هست، خلاف تدبیر است، نه خلاف تدبیر نه این درست عین عقلانیت بود. . بعد از انقلاب که خب ما حمله‌یی به سفارت نکردیم، سفارت آمریکا در اول انقلاب بود و مشغول کارشان هم بودند، اما آنها شروع کردند علیه انقلاب حرکت کردند. . . وقتی که شروع کردند در حقیقت حرکت دانشجویان که به سفارت حمله کردند، حرکت دفاعی بود، به جا بود، ‍به موقع بود، کاملاً عقلانی بود.

. . . .

خیلی از مشکلات کنونی ما ربطی هم به تحریم و به این چیزها ندارد مربوط به خود ما هست مربوط به ناهماهنگی هاست این گرانی‌های اخیر واقعاً توجیه ندارد این بسیاری از این گرانی‌های اخیر واقعاً توجیه ندارد باید علاج بشود و قابل علاج است بایستی مسئولان با هماهنگی علاج کنند شما نگاه می‌کنید گرانی از گوشت قرمز و گوشت مرغ و گوجه فرنگی بگیرید تا پوشک بچه اینها گرانی‌ها اینها گرانی‌های بی‌دلیلی ست هیچ استدلالی پشت این گرانی‌ها وجود ندارد و جنس هم هست و اگر چنان‌چه هماهنگی باشد هم وزارت صمت هم مسئولان تعزیرات هم بسیج هم بعضی از دستگاههایی که مرتبط با قضیه هستند گمرک و دیگران همکاری کنند با همدیگه این مشکل را از جلوی پای مردم بردارند اینها همه‌اش قابل کنترل است که بنابراین با مدیریت هماهنگ دستگاهها این مشکلات قابل برطرف شدن هست . . . . .

در واقع امنیت داخلی هم دستگاههای امنیتی ما باید مواظب نفوذ باشند عمده نفوذ است نفوذ دشمن در دستگاههای مختلف و اعمال وسوسه‌های آنها مشکل عمده این هست باید مراقب باشند که این را درست کنند . . . .

چرخشمداری خامنه‌ای از ارمنستان به طرف آذربایجان

زیر ضرب اردوغان

. . . سرزمینهای آذربایجان که به وسیله ارمنستان تصرف شده همه باید آزاد بشود یعنی بایستی همه این سرزمینها برگردد به خود آذربایجان یکی از شرایط اصلی کار هست که متعلق به آذربایجان جمهوری آذربایجان برای آزادی اینها دارای حق است و بایستی آزاد بشود . . . . تروریست‌ها هم باید در نزدیکی مرز های ما مستقر نشوند این طور که حالا در گزارش هست اگر چه بعضی‌ها انکار می‌کنند لاکن تو گزارشهای قابل اطمینان وجود دارد که یک تعداد تروریست از اینجا و آنجا وارد این ماجرا شدن اگر اینها نزدیک مرز باشند این و احساس خطر بشود برخورد خواهد شد قطعاً برخورد قاطع خواهد شد اینها بایستی نیایند . . .

موضع‌گیری مسعود رجوی

مسعود رجوی خطاب به خامنه‌ای: سوار شدن روی کاریکاتور برای مقابله با مقاومت و قیام مردم ایران و دور زدن کرونای ولایت، فایده ندارد. اذعان به ۱۷هزار تلفات رژیم در جنگ با مجاهدین خلق قبل از هر چیز گویای یک جنگ دیرین و ادامه‌دار بین خلق و فاشیسم دینی است. به خلیفه ارتجاع که آغازگر و پدر خوانده تروریسم تحت نام اسلام است و به جلادان و دژخیمان و مزدورانش دوباره می‌گوییم: کجایش را دیده‌اید، مردم و مقاومت ایران بند از بند رژیم‌تان خواهند گسست. در این تردید نکنید! #انحلال_سپاه_پاسداران

 https://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/
https://twitter.com/ertebatm2013
https://telegram.me/Ertebat_M
یوتوبhttps://www.youtube.com/user/ertebatm
#Maryam_Rajavi #Iran #FreeIran2020    
#مجاهدین #PMOI     #مریم_رجوی  #کانون_شورشی
 #اعدام_نکنید   #قیام_تنها_جوابه    

  #المعارضه_الایرانية #‌ایران #مسعود_رجوی  #کروناویروس #coronvirusuk  #COVID2019 #No2Rouhani #ارتباط_مستقیم
--------------

تاکتیک «آی دزد، آی دزد» و عربده‌های نفوذی تمام‌سوز وزارت اطلاعات – حمید اسدیان


 


 

بعد از مرگ دژخیمی به نام «قاضی حداد»، یک نفوذی تمام‌سوز شده به نام ایرج مصداقی ادعا کرده است که مجاهدین «اطلاعات مندرج در مقاله‌ام راجع به قاضی حداد را به سرقت می‌برند و به نام خود منتشر می‌کنند. عکسهای جانیان و اسامی آنان را نیز از نوشته‌های من به سرقت می‌برند و به نام خود منتشر می‌کنند».

برای اطلاع از تاکتیک‌های مأموران رژیم، فاکت‌های زیر در مورد دژخیم حداد (حسن زارع دهنوی) قابل توجه است:

۱-در کتاب قتل‌عام زندانیان سیاسی که در مرداد۱۳۷۸ توسط انتشارات سازمان مجاهدین خلق ایران منتشر شده است در فصل «اسامی تعدادی از دست‌اندرکاران و شکنجه‌گران در جریان قتل‌عام» در صفحه۲۳۱ نفر شماره۴۳ نوشته شده است: «۴۳ـ حداد: دادیار زندان و از شکنجه‌گران و عوامل سرکوب در اوین».

جلد کتاب قتل‌عام زندانیان سیاسی

۲- در صفحه۲۸۶ همین کتاب در گزارش یک خواهر مجاهد زندانی نوشته شده است: «علاوه بر نیری و اشراقی و زمانی، حداد، دادیار زندان، مجتبی حلوایی و حسین‌زاده، مدیر زندان، با جدیت پشت اعدامها بودند. وزارت اطلاعات در پی اعدام‌های بیشتری بود».

۳-در اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت به تاریخ ۱۸شهریور۱۳۸۵ که به پیام صوتی مجاهد خلق «ولی‌الله فیض مهدوی» قبل از شهادتش اختصاص دارد، ولی‌الله با صدای خودش گفته است: «در سن ۲۲سالگی به‌دست مأموران وزارت اطلاعات به‌خاطر پیوستن به سازمان مجاهدین خلق و اقدام علیه امنیت کشور دستگیر شدم… مدت ۵۴۶روز در سلول‌های انفرادی وزارت اطلاعات تحت بازجویی و شدیدترین شکنجه‌های فیزیکی و روحی قرار گرفتم. تنها چیزهایی که همیشه و همه‌جا با من بود، دست بند و پابند و چشم‌بند مشکی بود و در یک سلول ۴متری که نور کافی هم نداشت به‌سر بردم… بعضی از شب‌ها مأموران وزارت اطلاعات و بازجوها من را از خواب بیدار می‌کردند و به محوطه خارج از سلولم می‌بردند و به من می‌گفتند آخرین تقاضایت را بگو و با شلیک یک گلوله من را می‌ترساندند، من فکر می‌کردم گلوله به من اصابت کرده و مدتی شوکه بودم اما دوباره دست من را می‌گرفتند و به سلولم بازمی‌گرداندند… در سال۱۳۸۲ در شعبه۲۶ بیدادگاه انقلاب تهران فقط در یک جلسه دادگاه که مدتش هم بسیار اندک بود، به‌ریاست قاضی حداد به اعدام محکوم شدم. در همان جلسه، همه اتهاماتی که به‌من وارد شده بود را صریحاً رد کردم و با صدای بلند فریاد زدم که دادگاه رژیم را به‌رسمیت نمی‌شناسم چرا که نه وکیلی از طرف من در دادگاه حضور داشته نه هیئت‌منصفه‌ایی! در همان روز به‌علت اعتراضم به قاضی دادگاه، به زندان دیزل‌آباد کرمانشاه منتقل شدم و چندماه در آن زندان در بدترین شرایط ممکنه نگهداری می‌شدم. اواخر سال۱۳۸۲ بود که به زندان اوین تهران منتقل شدم و بعد از چندماه به زندان گوهردشت منتقل شدم. از آن‌روز تا الآن مستمر مورد آماج و حمله مختلف من‌جمله زندانیان خطرناک، به تحریک مسئولان زندان، قرار گرفتم و در سخت‌ترین شرایط با حداقل امکانات زندگی می‌کنم».

۴-در اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران به تاریخ ۲۸مرداد۱۳۸۶ آمده است: «مقاومت ایران نسبت به تشکیل ”دادسرای ویژه امنیت“ از سوی رژیم آخوندی هشدار می‌دهد و آن‌را نشانی از اهداف شوم ملایان برای اعدام جوانانی می‌داند که در جریان خیزش‌های مردمی در ماه‌های اخیر دستگیر شده‌اند. چند روز پیش روزنامه‌های حکومتی به‌نقل از سر دژخیم محمد زارع دهنوی معروف به قاضی حداد، معاون امنیت دادستان عمومی رژیم آخوندی در تهران، از طرح جنایتکارانه تشکیل ”دادسرای ویژه امنیت“ خبر دادند».

۵- نشریه مجاهد شماره۸۶۸ به‌تاریخ ۱۹شهریور۸۶ در بزرگداشت نخستین سالگرد شهادت مجاهد قهرمان ولی‌الله فیض مهدوی توسط زندانیان سیاسی، از نامه یکی از زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت کرج یاد می‌کند که نوشته است: «ولی‌الله فیض مهدوی به‌دستور کسانی به‌شهادت رسید که قبل از آن در سال۱۳۶۷ هزاران زندانی سیاسی را به جوخه‌های اعدام سپرده بودند. دادگاه رژیم آخوندی با انتشار خبری در روزنامه‌های کثیرالانتشار، حکم ولی‌الله فیض مهدوی را از اعدام به ابد تقلیل داده بود؛ اما دوباره توسط یکی از سفاکان و جلادان رژیم، حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد، این حکم مجدداً به اعدام تغییر یافت و طی نامه‌یی به زندان گوهردشت ابلاغ گردید».

۶-نشریه مجاهد شماره۸۷۹ به تاریخ ۲۸آبان۱۳۸۶، تا نشریه مجاهد شماره۹۱۳ به‌تاریخ ۲۲خرداد۱۳۸۷ سلسله مقالات من (حمید اسدیان) را بانام مستعار کاظم مصطفوی در مورد شکنجه و شکنجه‌گر منتشر می‌کرد که البته ناتمام ماند. این مجموعه در بهار۱۳۸۸ در یک کتاب جداگانه به نام «شکنجه و شکنجه‌گر» توسط بنیاد رضایی‌ها در ۴۷۰صفحه منتشر شده است.

نشریه مجاهد - شکنجه وآمال خلیفه خمینی

عکس نشریه شماره ۸۷۹ و ۹۱۳ – از مقاله شکنجه و آمال خلیفه خمینی سلسله نوشته های کاظم مصطفوی

در این کتاب، من به زندگی و عملکرد دژخیم حداد پرداخته و او را معرفی کرده بودم که ذیلاً خواهید خواند.

جلد کتاب شکنجه و شکنجه‌گر

این اولین دزدی مصداقی نیست. آخرینش هم نخواهد بود. او درس «آی دزد، آی دزد» را در مکتب لاجوردی و سپس وزارت اطلاعات آخوندی به‌خوبی فراگرفته است. کسانی که با نوشته‌های او آشنایی دارند به‌خوبی می‌فهمند اطلاعاتی که در هر نوشته‌اش به‌عنوان کشف خودش ارائه می‌کند یا دزدی از این‌وآن است و یا مستقیماً توسط مأموران مافوق حکومتی به او رسانده می‌شود.

در این زمینه مقاله «مصداق آشکار جعل و دروغ علیه مجاهدین» از امیر پرویزی که در تیرماه۱۳۹۲ در سایت‌های مقاومت منتشر شده، بسیار روشنگر است. ضمن این‌که قاضی محاکمه‌ کننده امیر پرویزی نیز دژخیم حسن زارع دهنوی (حداد) بوده و او را تهدید می‌کند که آویزانت می‌کند …

برکرسی داوری، از تخمه بدسگال لاجوردی

از فصل دهم کتاب شکنجه و شکنجه‌گر

از دهه۱۳۶۰ تاکنون نام قاضی حداد (حاج حسن زارع دهنوی) برای زندانیان سیاسی طنینی وحشت‌آور دارد. نامی در کنار لاجوردی و از چهره‌های مخوف کشتار و شکنجه زندانیان. شهوت کشتار در این قاضی دست‌پرورده لاجوردی به حدی است که در بین همکاران خود نیز به بیمار روانی (موجی بودن) مشهور است. قاضی حداد عادت ندارد حکم‌های فله‌یی خود را به متهمان ابلاغ کند.

حداد دانشجوی رشته حقوق دانشگاه ملی بود و از همان دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. او کارش را در دادستانی تحت ریاست لاجوردی، در دهه۶۰ آغاز کرد؛ و در سال‌های بعد از جمله دادیاران اصلی قتل‌عام زندانیان سیاسی در نسل‌کشی سیاه سال۶۷ بود. شکنجه‌گری و صدور احکام متعدد اعدام تا سال۶۸ ادامه یافت. در این سال قاضی حداد «به‌دلیل فساد مالی و اخلاقی» که البته چندوچونش هرگز فاش نشد، از اوین به «ستاد اجرایی فرمان حضرت امام» منتقل شد و به بررسی املاک مصادره پرداخت. آنجا هم بعد از رو شدن مقدار زیادی از اختلاس‌ها و دزدی‌هایش، اخراج و به دادگاههای انقلاب نقل‌مکان کرد. قاضی حداد بر کرسی ریاست شعبه۲۶ این دادگاهها تکیه زد و به صدور حکم اعدام‌های بی‌مرزش ادامه داد. خود او در گفتگو با خبرگزاری حکومتی ایرنا گفته است: «با توجه به این‌که در شعبه۲۶ دادگاه انقلاب اکثر پرونده‌های امنیتی مطرح بود و من نیز فعالیت روی پرونده‌های امنیتی را آموخته و با جریانهای ضد انقلاب و گروه‌های سیاسی آشنا بودم، به‌رغم این‌که مسئولیت سخت و پراضطرابی بود، آن را پذیرفتم». او نه‌تنها به بی‌رحمی در مورد زندانیان مجاهد و مبارزه مشهور است که یکی از مهره‌های مؤثر ولی‌فقیه برای تصفیه‌حساب‌های باندهای دیگر رژیم به‌حساب می‌آید. او با قاطعیت و شقاوت، بسیاری ‌از مخالفان درون حکومت را منکوب و از حقوق اجتماعی و حتی کار در دستگاههای دولتی محروم کرده است. با امضا و تصمیم حداد است که بسیاری از نشریات حکومتی تعطیل شده‌اند.

حکم‌های سنگین اعدامی که حداد صادر می‌کرد، ابتدا در مورد قاچاقچیان مواد مخدر و اجناس عتیقه بود؛ اما با توجه به‌گفته اکبر گنجی که نوشته بود «ترانزیت اصلی و عمده حمل مواد مخدر در کشور در دست وزارت اطلاعات است» بسیاری معتقدند که این شدت عمل، بیشتر برای حذف رقیبان وزارت اطلاعات بوده است.

در هر صورت این اقدامات، به‌زودی ماهیت اصلی خود را نشان داد. قاضی حداد پرونده دانشجویان معترض در ۱۸تیر۷۸ و تظاهرات آنان را به دست گرفت و چنان احکام سنگینی صادر کرد که فغان همه از دستش بالا گرفت. در این سال‌ها بود که رسیدگی به پرونده‌های مهمی در ارتباط با فعالیت‌های تشکل‌ها و جریانهایی مانند نهضت آزادی ایران، جنبش مسلمانان مبارز، ائتلاف ملی مذهبی‌ها، جبهه ملی ایران، جبهه متحد دانشجویی، جبهه دموکراتیک ایران، دفتر تحکیم وحدت، حزب ملت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، جندالله، انجمن پادشاهی ایران و غیره برعهده او بود.

قاضی حداد در این سمت به قتل‌عام اعضای گروه جندالله، پرونده دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، سرکوب فعالان جنبش زنان، سندیکای کارگران شرکت واحد، صدور حکم اعدام اعضای حزب حیات آزاد کردستان و صدها احضار و بازداشت فعالان مدنی مبادرت کرد.

در ۱۹تیر۸۵ حداد از سوی قاضی سعید مرتضوی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، به معاونت امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران منصوب شد. سعید مرتضوی در مراسم تودیع حداد گفت: «مسائل امنیتی، جاسوسی، براندازی و برهم زدن نظام و آسایش عمومی از جمله توطئه‌های دشمنان است که باید با قاطعیت با این جرایم برخورد کرد. … کشورهای استعمارگر در حال حاضر برای از بین بردن یک کشور مورد نظر، تنها از سلاح و مهمات جنگی استفاده نمی‌کنند بلکه به شیوه‌های نوین جاسوسی و براندازی نیز متوسل می‌شوند» سعید مرتضوی اظهار امیدواری کرده است که: «معاونت امنیت دادسرای تهران بتواند در حفظ نظم و امنیت اجتماعی و مقابله با توطئه‌های دشمنان با کمک معاون جدید خود (حداد) که سابقه درخشانی در این امر دارد، عملکرد مطلوبی را ارایه دهد» و «قضات معاونت امنیت تهران باید با شیوه‌های مختلف و جدید مجرمین امنیتی آشنا شده و با برنامه‌ریزی و جمع‌آوری سوابق آنان و با همکاری وزارت اطلاعات و سایر ارگانها جلوی عملی شدن توطئه‌هایشان را بگیرند» (خبرگزاری حکومتی ایلنا_تیر۸۵)

قاضی حداد یک سال بعد در ۲۱تیر۸۶ در گفتگو با خبرگزاری ایرنا درباره بند۲۰۹ گفت: «بند۲۰۹ زندان اوین یکی از بهترین بازداشتگاههای دنیا است، برخی زندانیان به ما می‌گویند تا آنها را به این بند زندان منتقل کنیم. بند ۲۰۹ به هیچ عنوان با زندانهای دیگر قابل مقایسه نیست، این بند به‌صورت کاملاً مجهز نگهداری می‌شود.

در مورد سلول انفرادی هم آن‌طور که گفته شد، واقعاً این‌طور نیست، در برخی موارد به دستور قاضی، متهمین امنیتی در سوئیتهای مجهز برای مدتی محدود نگهداری می‌شوند». برای درک درست ادعای قاضی حداد بد نیست به یک نمونه اشاره‌کنیم. در جریان قیام تیر۷۸ نیروهای سرکوبگر انتظامی با حکم قاضی حداد به یک دانشجوی فعال به نام میثم لطفی مراجعه کرده و او را دستگیر کردند. شکنجه‌های وحشیانه برای گرفتن اعترافات آن‌چنانی، در سوله‌های کهریزک و اوین و قزل‌حصار، شروع شد و در حین همین شکنجه‌ها بود که از او می‌خواستند به «تجاوز به عنف و حمل سلاح و قاچاق مواد مخدر و اخلال در نظم عمومی» اعتراف کند. قاضی حداد نام او را در لیست ۷نفر از «اراذل و اوباش» قرار داد و حکم اعدام آنها را صادر کرد. رسوایی این اقدامات ضدانسانی تا بدانجا بالا گرفت که بالاخره مجبور شدند پس از ماه‌ها شکنجه، بدون احراز حتی یک مورد از اتهامات، او را با پرداخت ۵۰میلیون تومان وثیقه آزاد کنند.

برگرفته از سایت ایران افشاگر

۱۳۹۹ آبان ۱۲, دوشنبه

بازتاب قیام آبان۹۸ در رسانه های خارجی –گفتگو با شاهین قبادی

https://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/
https://twitter.com/ertebatm2013
https://telegram.me/Ertebat_M
یوتوبhttps://www.youtube.com/user/ertebatm
#Maryam_Rajavi #Iran #FreeIran2020    
#مجاهدین #PMOI     #مریم_رجوی  #کانون_شورشی
 #اعدام_نکنید   #قیام_تنها_جوابه 

«گرانی پنهان» در وحشت از قیام



سخن روز

قیمتها به‌اعتراف ایادی رژیم نه روز به‌روز، بلکه ساعت به‌ساعت افزایش می‌یابد و این به‌رغم آن است که نرخ دلار چند روزی است پایین آمده و به‌حدود ۲۷هزار تومان رسیده است. عامل اصلی گرانی و افزایش قیمتها خود رژیم و مشخصاً دولت روحانی است که با گران کردن کالاها و خدمات در انحصار دولت مانند حاملهای انرژی، حمل و نقل، نان و امثالهم یا کالاها و خدماتی که دولت در افزایش قیمت آنها نقش تعیین‌کننده دارد، مانند مسکن، گرانی افسارگسیختهٔ کنونی را رقم زده است. رژیم هم‌چنین به‌طور مداوم هر روز ۲هزار میلیارد تومان اسکناس چاپ می‌کند و به‌بازار سرازیر می‌کند و به‌این ترتیب مداوماً در کورهٔ تورم و گرانی می‌دمد.

گرانی در ایران تحت حاکمیت آخوندی، ناشی از عملکرد قوانین اقتصادی و عرضه و تقاضا نیست. محصول غارتگری رژیمی است که می‌خواهد حفرهٔ از دست دادن ۵۰میلیارد درآمد نفتی را از گردهٔ مردم بیرون بکشد و هم‌چنین ناشی از حرص و آز سیری‌ناپذیر باندهای مافیایی حاکم است که با احتکار و ایجاد بازار برای همهٔ کالاها از دارو و مواد غذایی گرفته تا قیر و سیمان و مسکن، به‌قیمت خانه خرابی مردم، سودهای نجومی به‌دست می‌آورند.

«گرانی پنهان» برآیند نیاز و ترس رژیم

رژیم از یک‌طرف به‌شدت نیازمند افزایش قیمت کالاهاست تا از این طریق کسری بودجهٔ نجومی خود را تأمین کند، اما از سوی دیگر به‌شدت نگران واکنش اجتماعی است تا مبادا ماجرای گران کردن بنزین تکرار شود، بنابراین مزورانه شیوهٔ افزایش قیمتها، به‌طور پنهانی و بدون اعلام رسمی را در پیش گرفته است. رژیم این شیوه را سالهاست در مورد آب و برق و گاز و تلفن به‌کار بسته و الآن هم نوبت به‌ضروری‌ترین مایحتاج مردم یعنی نان رسیده است. طبق یک سناریوی تکراری، مدتی با کاستن از سهمیهٔ آرد دولتی نانواییها، آنها را مجبور به خرید آرد از بازار آزاد به قیمت سه برابر می‌کند و به این وسیله بدون این‌که رسماً اعلام کند قیمت نان گران می‌شود. به عبارت دیگر مردم را به‌مرگ می‌گیرد تا به‌تب راضی شوند و وقتی هم که مردم به‌ستوه آمدند، وارد می‌شود و قیمت را رسماً به‌میزان ۲۰، ۳۰درصد یا بیشتر افزایش می‌دهد.

در جلسهٔ روز یکشنبه ۱۱آبان مجلس ارتجاع این موضوع از سوی چند تن از نمایندگان که از وضعیت انفجاری جامعه و به‌ستوه آمدن مردم، وحشت‌زده‌اند مطرح شد. بعضی اعترافات آنها موضوع را روشن‌تر می‌کند:

کمال حسین‌پور: «قیمت کالاها و خدمات نه تنها در زمان یکساله بلکه در هر ساعت تغییر می‌کند توان مردم زیر بار فقر، نداری گرانی کالاهای اساسی تعطیلی کارگاهها اشتغالزا و کولبری تمام شده است».

حاجی دلیگانی: «... ما پیاپی شاهد گران شدن خدمات و کالاها هستیم که عامل این گرانی‌ها هم دستگاههای دولتی هستند. یک‌مرتبه در این هیاهوی تورمی که وجود دارد قیمت نان را هم گران کردند؛ هر دستگاه دولتی که می‌آید، مخفیانه قیمتها را افزایش می‌دهد».

فقری فراگیر که به‌فلاکت و گرسنگی انجامیده

نتیجهٔ این غارتگری سیستماتیک و بیرحمانه، فقر فراگیری است که بر سراسر جامعهٔ ایران سایه افکنده و طبقهٔ متوسط را اساساً متلاشی کرده و آنها را به‌زیر خط فقر رانده و نتیجه آن‌که ایران در رتبه‌بندی جهانی شاخص فلاکت به‌جایگاه دوم (پس از ونزوئلا) رسیده است.

برخی آمارهایی که منابع رسمی رژیم ارائه داده‌اند پرده را از گوشه‌یی از این فقر عمومی و گرسنگی اقشار محروم کنار می‌زند. بنا‌به‌ یک گزارش رسمی که توسط مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی وابسته به‌وزارت صمت تهیه شده، «به‌دلیل جبران نشدن کاهش قدرت خرید از طریق حقوق و دستمزد به‌ناچار خانوارها مصرف سرانه خود را کاهش داده‌اند» (جهان صنعت ۱۱آبان ۹۹).

گزارش مزبور ضمن اشاره به‌افزایش قیمت مواد غذایی از ۵۵ تا۱۰۰درصد در بازهٔ زمانی یک سال و نیم از اسفند۹۷ تا شهریور۹۹، به‌عنوان مثال مصرف سرانهٔ برنج طی این مدت از ۱۴.۹کیلو گرم به‌۱۲.۴کیلو گرم کاهش یافته است. همین کاهش مصرف را که به‌معنی کوچکتر شدن سفرهٔ مردم ایران است را با نسبت‌های بیش یا کم در همهٔ اقلام غذایی می‌توان نشان داد. بعضی اقلام غذایی مانند گوشت به‌کلی از سفرهٔ اقشار محروم رخت بر بسته است. به‌گزارش منابع رسمی، ۸.۲درصد از خانوارهای ایرانی طی یکسال، حتی یک بار هم گذشته گوشت قرمز مصرف نکرده‌اند.

فاجعه آنجاست که کاهش مصرف مواد غذایی حتی شامل نان هم شده است. در گذشته وقتی قیمت مواد غذایی افزایش پیدا می‌کرد، مصرف نان بالا می‌رفت و روشن بود که اقشار محروم به‌جای سایر اقلام به‌نان پناه برده‌اند. اما چندی است که مصرف نان هم کاهش پیدا کرده و این به‌وضوح به‌معنی آن است که بخش بزرگی از مردم حتی توان تهیه نان کافی را هم ندارند و در واقع گرسنه‌اند. به‌این ترتیب دیگر برای این بخش چندین میلیونی عبارت کوچکتر شدن سفره نارساست و باید گفت سفرهٔ آنها به‌کلی خالی شده است.

اکنون بحث این نیست که آیا این وضعیت، آن هم در جامعهٔ که در کمتر از دو سال دو قیام عظیم و به‌خصوص قیام آتشین آبان۹۸ را پشت سر گذاشته، قابل دوام است یا نه؟ بلکه سؤال این است که آن انفجار محتوم و به‌حرکت درآمدن ارتش میلیونی بیکاران و گرسنگان کی واقع خواهد شد؟ همهٔ نشانه‌ها حاکی از این است که آن موعد زود است و دیر نخواهد بود.سلام لطفا- توییتر- تلگرام. و یوتوب #ارتباط _مستقیم سیمای آزادی ویژه آخرین اخبار #ایران را فالو کنید  
https://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/
https://twitter.com/ertebatm2013
https://telegram.me/Ertebat_M
یوتوبhttps://www.youtube.com/user/ertebatm
#Maryam_Rajavi #Iran #FreeIran2020    
#مجاهدین #PMOI     #مریم_رجوی  #کانون_شورشی
 #اعدام_نکنید   #قیام_تنها_جوابه