۱۴۰۱ تیر ۷, سه‌شنبه

ارتباط مستقیم گردهمایی جهانی ایران آزاد۱۴۰۱سرنگونی با قیام و ارتش آزادی ...

#ارتباط_مستقیم #گردهمایی جهانی #ایران آزاد۱۴۰۱ #سرنگونی با #قیام و #ارتش آزادی گفتگو محمدعلی توحیدی https://twitter.com/ertebatm2013 تلگرام https://telegram.me/Ertebat_M فیسبوک https://www.facebook.com/Ertebat-Most... یوتوب https://www.youtube.com/user/ertebatm #FreeIran2022 وبلاگ https://ertebatmostaghim.blogspot.com/

🎥قسمتی از سخنان مایک پنس معاون پیشین رئیس‌جمهور آمریکا تا ژانویه ۲۰۲۱ در گردهمایی مجاهدین در اشرف۳:
🔺جنبش مقاومت ایران بیش از هر زمان دیگری با رهبری خانم مریم رجوی قدرتمند است.
🔺کانونهای شورشی امروز مرکز امید مردم ایران هستند.
🔺برنامه ده ماده‌ای خانم مریم رجوی، متضمن آزادی برای همهٔ مردم ایران است.
🔺رژیم ایران می‌خواهد مردم را فریب بدهد که گویا مردم ایران خواستار دیکتاتوری سلطنتی هستند.
🔺به‌شما تضمین می‌دهیم که ما فریب این دروغ را نمی‌خوریم که این دیکتاتوری با یک دیکتاتوری سلطنتی عوض شود.

#بازدیدمایک‌پنس‌ازاشرف۳

۱۴۰۱ خرداد ۲۹, یکشنبه

ارتباط مستقیم سی خرداد ۱۳۶۰مرز تاریخی استبداد با آزادی

_                   

             https://www.youtube.com/watch?v=idXiWuTZJrM
#ارتباط_مستقیم  #سی#خرداد  ۱۳۶۰مرز تاریخی استبداد با آزادی
 https://twitter.com/ertebatm2013
#Iran #ایران       #نه_شاه_نه_شیخ   #سرنگونی
 #مجاهدین_خلق
#WeSupportMEK
 #مسعود_رجوی
#مریم_رجوی   
#قتل‌عام۶۷
   


سخنرانی در گردهمایی به‌مناسبت آغاز چهلمین سال مقاومت سراسری

روز شهیدان و زندانیان سیاسی
هم‌میهنان!
شورشگران و قیام‌آفرینان، کانون‌های شورشی!
خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی!
سی خرداد آغاز چهلمین سال مقاومت سراسری در برابر استبداد مذهبی، روز شهیدان و زندانیان سیاسی و سالروز تأسیس ارتش آزادی‌بخش ملی ایران، فرخنده و گرامی باد.
به‌خالقان این نقطه عطف بزرگ تاریخ معاصر، به‌ویژه به ‌مسعود رجوی رهبر این قیام تاریخی، درود!
***
به‌نسل ۳۰ خرداد و کهکشان شهیدان‌اش از اشرف و موسی تا صدیقه و ندا تا آخرین شهید کانون‌های شورشی درود، درود، درود!

سی خرداد مرز میان استبداد و آزادی

در تاریخ معاصر ایران، هیچ واقعه‌‌یی به‌اندازه ۳۰ خرداد، مرزهای عمیق میان جبهه آزادی و استبداد را بارز نکرده است و هیچ سرفصلی به ‌این اندازه مایه تکامل جامعه ایران در جهت آزادی و عدالت نشده است.
این تقابل در درون جنبش مشروطه نیز وجود داشت؛
این تقابل در جنبش ملی شدن نفت به‌ رهبری دکتر مصدق فقید هم وجود داشت؛‌
اما در تاریخ یک سده اخیر هیچ‌گاه به‌ چنین مرزبندی آشکاری بالغ نشده بود.
پس ۳۰ خرداد، سره را از ناسره جدا کرد. میان دو مسیر، دو سرنوشت و دو افق تاریخی مرزبندی کرد:
مرز میان استبداد و آزادی،
مرز میان خرافه و ارتجاع با اسلام آزادی و رهایی،
مرز میان اپورتونیسم و چپ‌نمایی و ژست‌های میان تهی، با فداکاری و قیمت‌دادن،
مرز میان سر خم کردن در برابر فاشیسم دینی و هم‌جبهه شدن با شیخ و شاه با مرزهای سرخ و شعله‌ور ایستادگی، سرفرازی و سربداری.
مرز میان آنچه نباید کرد و آنچه باید کرد.
مرز میان تسلیم و سازش با مقاومت به هرقیمت و مرز میان ندامت و تواب‌گری با مجاهدت و مبارزه و ایستادن بر سر موضع یعنی بر سر عهد و پیمان و اصول خدشه‌ناپذیر.
۳۰ خرداد به لحاظ تاریخی آن روی سکه و نقطه مقابل ۲۸ مرداد است. در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ احزاب زمانه در انفعال و یاس فرو رفتند و از دور خارج شدند. اما در ۳۰ خرداد به وضوح وروشنی می‌توان دید که در ایستادگی ومقاومت: از آن ماست پیروزی، از آن ماست فردا ...
دو روز پیش رئیس جمهور فرانسه، امانوئل ماکرون، در هشتادمین سال فراخوان ژنرال دوگل به مردم فرانسه برای شورش علیه سازش و تسلیم و برای ادامه مقاومت، فراخوان او به زنان و مردان با اراده را یادآوری کرد که هرگز شکست را نپذیرند و به تسلیم تن ندهند.
هموطنان،
دوستان گرامی،
آینه تاریخ ۴۰ ساله، ضرورت و حقانیت ۳۰ خرداد را به‌روشنی نشان می‌دهد و به‌همین دلیل بعد از گذشت این همه سال، ۳۰ خرداد غبار کهنگی نپذیرفته است:
در فردای ۳۰ خرداد، دادستانی انقلاب خمینی، با انتشار عکس‌های دختران ۱۶ ـ ۱۷ ساله هوادار مجاهدین که اعدام شده بودند، از خانواده‌ها خواست که برای شناسایی پیکر فرزندانشان مراجعه کنند.
زیرا آن‌ها بدون گفتن نام‌شان، خود را مجاهد خلق با آدرسی در قلب خلق معرفی کرده و تا لحظه تیرباران فریاد می‌زدند: ”زنده باد آزادی”.
چاپ این عکس‌ها در روزنامه‌های آن زمان،‌ در وهله اول سفاکی و سنگدلی خمینی و پاسداران او را فاش کرد.
اما گذشت تاریخ، حقیقت بالاتری را هم ظاهر کرد: آن دختران کم سن و سال، آن مشت‌های گره‌‌کرده، آن‌ فریادهای زنده باد آزادی و حتی نگفتن نام‌هایشان به جلادان، الگوی تازه و شگفتی در دنیای انقلاب‌ها ارائه کرد.
الگویی بی‌نام و نشان، معصوم و مظلوم، از جان‌‌‌گذشته، ضد تمام عیار خمینی و از همه مهم‌تر به‌قول خمینی بر سر موضع، یعنی تسلیم‌ناپذیر و پایدار. ترجمه تاریخی آن در یک کلمه این است: شکست ناپذیر.
آن‌ها طلایه‌داران نسل نویی بودند که به‌ میدان مبارزه و انقلاب ایران گام نهادند. برای شکستن بن‌بست زمانه و برای مقاومت در برابر مهیب‌ترین نیروی ارتجاعی تاریخ ایران به‌پا خاستند.
مدعیان رنگارنگ پیشین و ایدئولوژی‌هایی که دیگر کشش و ظرفیتی نداشتند، از چرخه تاریخ خارج شدند. نسل نویی پا به‌‌صحنه گذاشت که از روز اول بنای کارش قیمت‌دادن بود.
مرجان عزیزم که در همین ماه به‌سوی خدا پرکشید و میلیون‌ها نفر از هموطنان‌مان از او و هنر و تعهدات مبارزاتی‌اش تجلیل کردند، درباره دوران اسارتش گفت: در سلول، زن جوانی را دیدم که اسمش شهین بود. بیست و چهار پنج سال بیشتر نداشت و او را تازه پس از تولد فرزندش از بیمارستان اوین به بند آورده بودند. او می‌گفت همسرش قبل از اعدام خواسته که اسم نوزادشان را به نام خواهرش که در پنج مهر شهید شده بود، سولماز بگذارند.
مرجان گفت: روزی که می‌خواستند شهین را برای اعدام ببرند، پیشانی سولماز کوچک را بوسید. او در خواب بود و در آغوش مادرش درست مثل مجسمه مریم مقدس میکل‌آنژ شده بود. دیگر نتوانستم طاقت بیاورم؛ صورت‌ام را میان دست‌هایم مخفی کردم تا صدای گریه‌ام را نشنوند. تا این که با دستی که شهین به سرم کشید به خودم آمدم. لحظه‌یی به چهره آرام ولبخند تلخی که به لب داشت خیره شدم. او سولماز را توی بغلم گذاشت و رفت ...
نظیر این صحنه‌ها هزاران بار در شکنجه‌گاه‌های خمینی و خامنه‌ای اتفاق افتاده است.
قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ که ۹۰ درصد آن‌ها مجاهدین بودند، از قله‌های رفیع فداکاری برای آزادی است. این قتل‌عام، جنایتی مثل کشتارهای قومی یا نژادی نبود که قربانیان بدون توجه به ‌مواضع و اعتقادات و انتخاب‌هایشان هدف قرار بگیرند. بلکه چنان‌که در حکم خمینی تصریح شده بود، هر حلق‌آویز‌ از انتخاب یک به‌یک زندانیان عبور می‌کرد تا روشن شود کدام یک بر سر موضع خود ایستاده‌اند.
این مهم‌ترین وجهی است که قتل‌عام ۶۷ را از همه کشتارهای جمعی متمایز می‌کند.
در حقیقت خمینی، طرح ریشه‌کنی و انهدام تمام عیار مجاهدین را به‌ اجرا گذاشت. اما به‌رغم دریای خونی که جاری کرد، در تلاش خود برای از بین‌بردن مجاهدین شکست خورد.
در عین حال قتل عام ۶۷ همان مرزبندی ۳۰ خرداد را برجسته کرد. یعنی ترسیم مرزسرخ میان مجاهدان و مبارزان راه آزادی با دشمنان ‌‌آرمان آزادی. نسل شورشگری که در قیام‌های مردم ایران سربرافراشته از حقانیت همان خون‌ها شکوفا شده است.
آن خون‌ها هم‌چنان در جوشش است و در سالگرد قتل عام ۶۷، مردم و مقاومت ایران عهد می‌کنند که جنبش دادخواهی را تا محاکمه سران رژیم ولایت فقیه در پیشگاه مردم ایران ادامه دهند.
در آستانه ۳۰خرداد، خمینی خطاب به‌ مجاهدین گفت: «من اگر در هزار احتمال، یک احتمال می‌دادم که شما دست بردارید از آن کارهایی که می‌خواهید انجام بدهید حاضر بودم با شما تفاهم کنم…»
معنی عملی حرف او هم‌چنان‌که همان روز مجاهدین به درستی دریافتند این بود که وصیت نامه‌هایتان را بنویسید، برای اسارت وشکنجه در قفس و تابوت و واحدهای مسکونی آماده شوید، پیکرهایتان از صخره‌های چهارزبر آویزان می‌شود، حتی در اشرف در آن سوی مرزهای ایران نیز اگر پایداری کنید، بمباران و موشکباران و تیغ و تبر و رفتن به زیر هاموی و لودر و شکنجه صوتی با ۳۲۰بلندگو در پیش است.
در پاکستان و ترکیه و ایتالیا و سوئیس هم ترور خواهید شد. در آلبانی و فرانسه هم دیپلمات-تروریست‌ها با مزدورانشان برایتان بمب و مواد انفجاری هدیه می‌آورند. با معجونی از شیطان‌سازی تا نتیجه بگیرند باز همین رژیم از مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران بهتر است!

حالا مجاهدین را در ‌آینه درخشان مقاومت ۴۰ ساله مردم ایران نگاه کنید که چگونه در قتل‌عام ۶۷، هزار هزار بر حلقه‌های دار بوسه زدند، و بین تسلیم و نام و راه مسعود رجوی، او را یعنی راه آزادی و مقاومت را برگزیدند.
آری، از هزار احتمال یکی هم پیش نیامد که از نبرد دست بردارند و دست برنخواهند داشت تا روز آزادی ایران.

 

۱۴۰۱ خرداد ۲۳, دوشنبه

#ارتباط_مستقیم درهم کوبیدن سیرک مزدوران وزارت اطلاعات توسط هموطنان #شورشگران در #سوئد.#گفتگو با محمود ائمی و حسین داعی الاسلام

https://www.youtube.com/watch?v=DyZQXkVPN1Q

https://www.youtube.com

 #ارتباط_مستقیم درهم کوبیدن سیرک مزدوران وزارت اطلاعات توسط هموطنان #شورشگران  در #سوئد.#گفتگو با محمود ائمی و حسین داعی الاسلام


https://www.youtube.com/watch?v=DyZQXkVPN1Q

سرشکستگی نظام قتل‌عام در برابر غیرت دادخواهی

تظاهرات ایرانیان در استکهلم
تظاهرات ایرانیان در استکهلم

طی روزهای پنجشنبه و جمعه، ۱۹ و ۲۰خرداد ۱۴۰۱ شاهد یک کارزار حماسی بین مأموران وزارت بدنام اطلاعات رژیم با ایرانیان آزاده و خانواده‌های دادخواه در مقابل دادگاه استکهلم در سوئد بودیم؛ جایی که شاهدان و شاکیان قتل‌عام۶۷ علیه دژخیم حمید نوری شهادت دادند.

نظام قتل‌عام، واخورده و تحقیرشده از محاکمهٔ یکی از قصابانش در دادگاه استکهلم، با یک فاز تأخیر اقدام به برگزاری یک سیرک در محل دادگاه کرد. این سیرک سه نفره (یک مزدور وزارتی همراه با دو مزدور غیرایرانی اجیر شده) با آب و تاب تمام در خبرگزاریها و سایت‌های حکومتی بزرگنمایی شد و انعکاس یافت.

گردانندهٔ این سیرک یکی از تشکل‌های دست‌ساز و پیشانی سیاه وزارت اطلاعات به نام «بنیاد هابیلیان» بود.

 

«هابیلیان»!

با شنیدن این نام بی‌اختیار داستان هابیل و قابیل، فرزندان حضرت آدم در ذهن تداعی می‌شود. با این تفاوت که در کاربرد این نام یک جعل بزرگ تاریخی صورت گرفته است. هابیل توسط قابیل کشته شد. هابیل در فرهنگ بشری، نماد یک مظلومیت تاریخی است. جعل و دجالیت در اینجاست که جلادان و شکنجه‌گران وزارت اطلاعات [قابیل‌های حاکم] خود را «هابیل» می‌نامند تا ۱۲۰هزار خون به‌ناحق ریخته از پیکر شهیدان انقلاب نوین ایران را بپوشانند و پایمال کنند.

سرکردهٔ این انجمن بنیاد دست‌ساز وزارت اطلاعات، دژخیمی به‌نام جواد هاشمی‌نژاد است. او که مجاهدین را برای نظام «بسیار خطرناک»! می‌بیند پیرامون اثرگذاری آنها به‌عنوان شرط ذهنی در بالغ کردن موقعیت انقلابی جامعهٔ ایران به قیام و سرنگونی می‌گوید: «اصل کار [مجاهدین] به این شکل است که حتی یک اعتراض عادی صنفی را به یک وضعیت غیرعادی تبدیل کنند در بسیاری از موارد در چند ماه گذشته شاهد بودیم که [مجاهدین] از یک اعتراض صنفی یک معضل امنیتی ایجاد کرده و... در اعتراضات اخیر هم [مجاهدین] به‌دنبال تکرار تجربه‌های قبلی هستند» (سایت حکومتی دانا. ۱۳تیر ۹۷).

وظیفهٔ این نهاد در ساختار سرکوبگرانهٔ ولایت فقیه، شیطان‌سازی از مجاهدین با فیلم‌سازیهای آن‌چنانی، انتشار کتاب‌های نوشته شده از سوی بریده مزدوران یا تهیه شده از متن بازجویی‌های شکنجه‌گران و نیز برگزاری نمایشگاه است.

 

یک سیرک و چند پیام

برگزاری یک سیرک تحت عنوان نمایشگاه «قربانیان ترور» از طرف این بنیاد در مقابل دادگاه استکهلم چند پیام موازی در بر دارد:

۱ـ نظام قتل‌عام بعد از برگزاری دادگاه حمید نوری و در آستانهٔ صدور حکم، قافیه را باخته و دریافته است که اقداماتش برای زد و بند یا تهدید و فشار برای تأثیرگذاری در این حکم راه به جایی نخواهد برد. با این نمایش‌های رقت‌انگیز می‌خواهد شکست را بپوشاند.

۲ـ برگزاری این نمایش مضحک، اعترافی معکوس به نقش برجستهٔ مجاهدین و کانون‌های شورشی در بالغ کردن موقعیت انقلابی به فواره‌های قیام در شهرهای عاصی ایران است. در شرایطی که سلسله عملیات کانون‌های شورشی در داخل کشور امنیت و اقتدار عنکبوتی رژیم را سوراخ سوراخ کرده و نفوذپذیری آن را برملا نموده، چنین واکنشی جز استیصال مرگبار را تداعی نمی‌کند.

۳ـ این نمایش رسوا یک مصرف داخلی نیز دارد. پس از محاکمهٔ دژخیم حمید نوری و به‌خصوص بعد از کارزار بزرگ افشای قضاییهٔ جلادان می‌خواهد به شکنجه‌گران و زندانبانان روحیه تزریق کند.

 

خروش و غیرت جنبش دادخواهی

حضور فعال و سرزندهٔ ایرانیان آزاده و خانواده‌های قتل‌عام‌شدگان تابستان ۶۷ در مقابل دادگاه حمید نوری، سیرک برنامه‌ریزی شده را به هم زد. دستگاه اطلاعاتی رژیم و مزدوران اجاره‌یی او پیش‌بینی چنین واکنشی را نکرده بودند. پیشقراولان دادخواه به‌محض باخبر شدن از توطئهٔ رژیم کار و بار و زندگی معمول خود را رها کرده و به‌سرعت خود را به محل رساندند. آنها اثبات کردند که نخواهند گذاشت ثمرهٔ ۹ماه پایداری تحسین‌برانگیزشان در سرمای استخوان‌سوز و باد و بوران به‌هدر برود. به مزدوران وزارت اطلاعات و به اربابان آنها در تهران شیرفهم کردند که خون ۳۰هزار سربدار آزادی، صاحب و نگاهبان دارد.

آنها هم‌چنان که سناریوی کثیف هویت‌زدایی از شهیدان قتل‌عام را به شکست کشیدند، این بار نیز با واکنش برق‌آسای خود درسی جانانه به خامنه‌ای، رئیسی و اطلاعات بدنام دادند.

سیلی آتشین آنان بر بناگوش سیرک‌چرخانان ولایی غیرت و غرور انقلابی ایرانیان آزاده را در خارج از کشور به تماشای جهانیان گذاشت. ثابت کرد که حقوق‌بشر را نمی‌توان به سخره گرفت. نمی‌شود دست رژیمی تا مرفق غرق در خون آزادیخواهان باشد و در همان حال قربانیان خود را تروریست بنامد. جهان حساب و کتاب دارد. غیرتی که این‌چنین بساط آنها را در خارج از کشور برمی‌چیند ـ در هیأت خلقی دلاور و قیام‌آفرین ـ سرنگونی را بی‌تردید در لحظهٔ موعود رقم خواهد زد.


#ارتباط_مستقیم درهم کوبیدن سیرک مزدوران وزارت اطلاعات توسط هموطنان #شورشگران  در #سوئد.#گفتگو با محمود ائمی و حسین داعی الاسلام
 https://twitter.com/ertebatm2013
 #   #Iran       #ایران       #نه_شاه_نه_شیخ   #سرنگونی
 #مجاهدین_خلق
#WeSupportMEK
 #مسعود_رجوی
#مریم_رجوی   
#قتل‌عام۶۷  
   #رئیسی_جلاد
۶۷

۱۴۰۱ خرداد ۲۱, شنبه

مسعود رجوی - ۲۰خرداد ۱۴۰۱ - دربارهٔ اتحاد و همبستگی

 

 


 

 

مسعود رجوی - ۲۰خرداد ۱۴۰۱ - دربارهٔ اتحاد و همبستگی

مسعود رجوی - ۲۰خرداد۱۴۰۱- درباره اتحاد و همبستگی
مسعود رجوی - ۲۰خرداد۱۴۰۱- درباره اتحاد و همبستگی

مسعود رجوی- ۲۰خرداد ۱۴۰۱

دربارهٔ اتحاد و همبستگی

وحدت و اتحاد نیروها برای سرنگون کردن حکومت آخوندی و برای آزادی و دموکراسی خیلی خوبست. همه در لفظ به‌دنبال آن هستنـد. بسیاری حسـرت می‌خورند و زبان حالشان این است که ”آنچه یافت می‌ نشود، آنم آرزوست“ .

اما واقعیت این است که وحدت و اتحاد، مفت و مجانی به دست نمی‌آید. امری است قانونمند که درمان و راه‌حل علمی خود را دارد. به اختصار، در علم اجتماع و دانش مبارزه و انقلاب، ”مبنای لازم“ و ”شرط کافی“ خود را می‌خواهد.

مبنای لازم، در مشی تغییر و سرنگونی خلاصه می‌شود. یعنی ابتدا باید به این سؤال جواب داد که چگونه و از چه طریقی می‌خواهید این رژیم را با سپاه پاسدارانش تغییر بدهید و سرنگون کنید؟ اینجاست که با توجه به تجربهٔ ۴۰ساله، حرف‌های مفت خشونت پرهیز و طیف راه‌حل‌های بی‌هزینه رنگ می‌بازد و حقانیت کانون‌ها و شهرهای شورشی و ارتش آزادیبخش ملی اثبات می‌شود.

شرط کافی در اصل وحدت و همبستگی نیروهای جبهه خلق خلاصه می‌شود. وحدت و همبستگی برای استقرار یک نظام جمهوری دمکراتیک و مستقل، مبتنی بر جدایی دین از دولت.

اینجاست که با توجه به تجربهٔ یکصد سال گذشته، اصل پایه‌یی ”نه شاه- نه شیخ“ به‌معنی نفی هر گونه دیکتاتوری و وابستگی نتیجه می‌شود. این تنها سیاست ملی و میهنی برای ایران و ایرانی و ملیت‌های تحت ستم مضاعف است. هر چیزی غیر از این فریب و غیرواقعی است.

آن چه را ۴سال پیش در بارهٔ مشی سرنگونی و اتحاد و همبستگی به استحضار هموطنان رساندم، یادآوری می‌کنم:

«گفته‌ایم و تکرار می‌کنیم که سرنگونی و تغییر رژیم، وظیفه و کار ما، و برعهده ما و مردم ما و پیش‌آهنگ انقلابی خلق ماست. با کانون‌ها و شهرهای شورشی...

در این راستا چگونه می‌توان شعله‌های قیام را به یکدیگر گره زد تا آتشفشانی برانداز و بنیان‌کن بپا شود؟ پاسخ در «هَمه‌ با هم» باسمه‌ای خمینی در جریان انقلاب ضدسلطنتی نیست. منظور او «همه با من» بود. اتحاد و همبستگی، در میدان عمل برای سرنگونی استبداد دینی موضوعیت پیدا می‌کند و محک می‌خورد. این به‌گونه‌یی درون‌جوش و قانونمند، صفوف را تصفیه و از شیخ و شاه، از استبداد و وابستگی، و از فرصت‌طلبی و میوه‌چینی و موج‌سواری، پالایش می‌کند.

اینچنین، طلای ناب وحدت از بوتهٔ آزمایش در میدان عمل عبور می‌کند والا سره از ناسره هیچگاه تمیز داده نخواهد شد.

بنابراین پاسخ پیشتاز، جنگ صد برابر و شورشگری حداکثر است. آنقدر که دشمن را به عقب‌نشینی وادار کند.

آن‌قدر که بند از بند رژیم بگسلد... این است استراتژی قیام و سرنگونی» (۴ تیر ۱۳۹۷).

 https://twitter.com/ertebatm2013  
یوتوبhttps://www.youtube.com/user/ertebatm
 #ایران       #نه_شاه_نه_شیخ   #سرنگونی
 #مجاهدین_خلق
#WeSupportMEK
 #مسعود_رجوی
#مریم_رجوی   
#قتل‌عام۶۷  
   #رئیسی_جلاد۶۷

مسعود رجوی - ۲۰خرداد ۱۴۰۱ - دربارهٔ اتحاد و همبستگی

۱۴۰۱ خرداد ۱۵, یکشنبه

#ارتباط مستقیم #عملیات اختناق شکن #کانونهای شورشی گفتگو باحوری سیدی و ...


https://www.youtube.com/watch?v=IDfsLoLlRzo
#ارتباط_مستقیم #عملیات اختناق شکن #کانونهای_شورشی #گفتگو باحوری سیدی و مهدی براعی
https://twitter.com/ertebatm2013
#ایران #نه_شاه_نه_شیخ #سرنگونی
#مجاهدین_خلق
#مسعود_رجوی
#مریم_رجوی
#قتل‌عام۶۷
#رئیسی_جلاد
https://www.youtube.com/watch?v=IDfsLoLlRzo

۱۴۰۱ اردیبهشت ۲۸, چهارشنبه

Maryam Rajavi’s speech to the Ashraf-3 gathering hosting Secretary Mike ...

روز دوشنبه ۲۶اردیبهشت (۱۶مه ۲۰۲۲) مایک پمپئو، هفتادمین وزیر خارجه آمریکا از اشرف ۳ محل استقرار سازمان مجاهدین خلق ایران دیدار و با مریم رجوی ملاقات و گفتگو کرد. آقای پمپئو در بازدید از اشرف۳ از موزه مقاومت دیدن کرد و سپس در جمع مجاهدین در سالن بهارستان در اشرف۳ حضور یافت و سخنرانی کرد. زار وزير الخارجية الأمريكي السبعين مايك بومبيو يوم الاثنين 16 مايو/أيار 2022 أشرف الثالث مجمع منظمة مجاهدي خلق الإيرانية والتقى بمريم رجوي. وخلال الزيارة تفقد السيد بومبيو متحف المقاومة في أشرف الثالث ثم شارك في اجتماع للمجاهدين في قاعة بهارستان في أشرف الثالث وألقى كلمة. On Monday, May 16, 2022, Michael Pompeo, the 70th U.S. Secretary of State, visited Ashraf-3, Albania, home to thousands of members of the Mujahedin-e Khalq (PMOI/MEK), and met with Maryam Rajavi, the President-elect of the National Council of Resistance of Iran (NCRI). He also visited the Museum of 120 years of Struggle for Freedom in Iran and later addressed members of the MEK in Baharestan Hall at Ashraf-3. Mike Pompeo, de 70ième Secrétaire d’Etat américain a rendu visite à Achraf-3 où est basée l’organisation des Moudjahidine du peuple d’Iran. Il a rencontré Maryam Radjavi et s’est entretenu avec elle. Durant ce déplacement, M. Pompeo a rendu visite au Musée de la Résistance iranienne à Achraf-3 et a rejoint un rassemblement à la salle Baharestan dans la cité pour y prononcer un discours.

۱۴۰۱ اردیبهشت ۲۶, دوشنبه

مریم رجوی با #مایک #پمپئو در #اشرف۳، #آلبانی در مورد وضعیت جاری در #ایران گفتگو کردند.

 



#مریم_رجوی
دوشنبه ۲۶اردیبهشت ۱۴۰۱ مریم رجوی با #مایک #پمپئو در #اشرف۳، #آلبانی در مورد وضعیت جاری در #ایران گفتگو کردند.
بازدید پمپئو از موزه مقاومت ایران و سخنرانی در گردهمایی مجاهدین ـ ۲۶ اردیبهشت۱۴۰۱
دیدار و گفتگوی مایک پمپئو با خانم رجوی در اشرف۳
بازدید پمپئو از موزه مقاومت ایران و سخنرانی در گردهمایی مجاهدین
مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا تا ژانویه ۲۰۲۱ که برای نخستین بار به آلبانی سفر کرده است، بعدازظهر دوشنبه ۲۶اردیبهشت ۱۴۰۱ با خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران دیدار و گفتگو کرد.
پمپئو از موزه مقاومت در اشرف۳ که گوشه‌هایی از مبارزه و مقاومت مردم ایران در بیش از یک قرن گذشته در برابر دیکتاتوریهای شاه و شیخ برای یک ایران آزاد و جمهوری دمکراتیک را تصویر می‌کند بازدید و دفتر یادبود این موزه را امضا کرد.
پمپئو سپس در گردهمایی مجاهدان اشرف۳ حضور یافت و به سخنرانی پرداخت.
آقای مایک پمپئو پس از بازدید از موزه مقاومت از اشرف۳ همراه با خانم رجوی در گردهمایی مجاهدین در سالن بهارستان در اشرف حضور یافت و ضمن ابراز خوشوقتی از دیدار با آنان گفت: حدود «۱۰۰۰ زندانی سیاسی سابق امروز اینجا حضور دارند. مایلم به شما بگویم، به‌عنوان یک وزیر خارجه سابق، که آمریکا قدردان است و عمیقا به شما احترام می‌گذارد. آنچه شما برای آزادی بر خود هموار کردید برای ما یادآور چیزی است که کشورمان سالهای زیادی پیش از این برای دفاع و تضمین آن به‌وجود آمد.
من هم‌چنین مایلم از رئیس‌جمهور منتخب مریم رجوی قدردانی کنم. تحت رهبری ایشان، شورای ملی مقاومت ایران در حال برپایی ساختار یک جمهوری مستقل و دمکراتیک در ایران است».
پمپئو در قسمت دیگری از سخنانش گفت: «ابراهیم رئیسی، قصابی که کشتار ۱۹۸۸ را مدیریت کرد، اینک در منصب ریاست‌جمهوری است.
مشارکت در انتخابات کمترین میزان از سال۱۹۷۹ تا حال بود که نشان‌دهنده تحریم رژیم و کاندیدای آن بود... . رژیم در ضعیف‌ترین نقطه خود در دهها سال قرار دارد... . مأموریت رئیسی روشن است. درد ایجاد کند، بترساند، به غارت و چپاول ادامه دهد. اما رئیسی همین حالا هم شکست‌خورده است. او نتوانسته است قیامها را در ایران سرکوب کند یا روح شرافتمندانه مخالفت را در درون مردم ایران بشکند».
 
#FreeIran2022
https://twitter.com/Maryam_Rajavi_P/status/1526303739916828672?s=20&t=trxfViFDVHC5h7Ox11mqGw
https://twitter.com/ertebatm2013
یوتوبhttps://www.youtube.com/user/ertebatm
#ایران #نه_شاه_نه_شیخ
#مجاهدین_خلق
#WeSupportMEK
#مسعود_رجوی

#قتل‌عام۶۷
#رئیسی_جلاد

۱۴۰۱ اردیبهشت ۲۲, پنجشنبه

اسامی بیش از ۳۳۰۰۰پرسنل سازمان زندانهای رژیم ولایت فقیه

کارزار بزرگ افشای اطلاعات قضاییه جلادان توسط مقاومت ایران (شماره ۱) - اسامی بیش از ۳۳۰۰۰پرسنل سازمان زندانهای رژیم ولایت فقیه

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم

کارزار بزرگ افشای اطلاعات قضاییهٔ جلادان توسط مقاومت ایران

(شمارهٔ ۱)

اسامی بیش از ۳۳۰۰۰پرسنل سازمان زندانهای رژیم ولایت فقیه

شامل رؤسا، بازجویان، مأموران اطلاعات و دژخیمان اجرای احکام، همراه با ۲۲۰۰۰عکس

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت منتشر می‌کند

سازمان زندانها یکی از مخوف‌ترین و جنایتکارترین ارگانهای فاشیسم دینی حاکم بر ایران در سرکوب و شکنجه و اعدام است.

در شصت و هشتمین قطعنامه محکومیت نقض حقوق‌بشر در رژیم آخوندی مصوب مجمع عمومی ملل متحد در ۲۵آذر ۱۴۰۰ از «تعداد زیاد هشدار دهندهٔ اِعمال و اجرای مجازات اعدام»، «استفاده گسترده و سیستماتیک از دستگیری و بازداشت‌خودسرانه»، «محروم کردن عمدی دسترسی زندانیان به درمان و تجهیزات پزشکی کافی»، «به‌ویژه اَعمال وحشتناکی که توسط زندانبانان زندان اوین انجام شده»، «آزار و اذیت، ارعاب، از جمله آدم‌ربایی، دستگیری و اعدام مخالفان سیاسی»، «دستگیری و بازداشت خودسرانه و شکنجه و سایر رفتارها یا مجازات‌های ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز با تظاهر کنندگان» و «استفاده از شکنجه برای گرفتن اعتراف، و موارد مرگ مشکوک در زندان» قویاً ابراز نگرانی شده بود.

متعاقباً مسئول شورا از کمیسیون امنیت و ضدتروریسم خواست حقایق مربوط به قضاییه جلادان در ایران به‌ویژه آنچه را در زندانهای این رژیم گذشته و می‌گذرد، سرجمع نموده و در اختیار عموم هموطنان، ملل متحد و سازمانهای بین‌المللی مدافع حقوق‌بشر قرار دهد تا دنیا بداند که در ایران چه می‌گذرد.

در نخستین قسمت این مجموعه، اسامی بیش از ۳۳۰۰۰عوامل زندانهای رژیم همراه با ۲۲۰۰۰عکس از آنها به ضمیمه منتشر می‌شود. اشتباهات در این لیست مربوط به قضاییهٔ رژیم است. شماری از عکس‌ها نیز عمداً از سوی قضاییه رژیم پنهان شده و به جای آن امضای صاحب عکس گذاشته شده است.

 

خانم مریم رجوی در ۲شهریور ۱۴۰۰ درباره وضعیت زندانها گفت: «زندان در رژیم ایران هیچ معنایی جز شکنجه‌گاه و قتلگاه ندارد» اسناد ضمیمه نمایانگر همین واقعیت است. از این‌رو «پرونده نقض وحشتناک و سیستماتیک حقوق‌بشر در ایران به‌خصوص پرونده رفتار رژیم در زندانها باید به شورای امنیت ملل متحد ارجاع شود. سردمداران رژیم باید به‌خاطر ۴دهه جنایت علیه بشریت در برابر عدالت قرار بگیرند».

 

شورای ملی مقاومت

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱

۱۴۰۱ اردیبهشت ۲۰, سه‌شنبه

ارتباط مستقیم با داعی السلام درباره افشای ایمیلهای حمید نوری و مزذور نفوذی


https://www.youtube.com/watch?v=SzW2sMMNURQ

 

https://www.youtube.com/watch?v=SzW2sMMNURQ

حسین داعی‌الاسلام

 

هول شد و دستش خورد!

فرار به جلو دیر هنگام پس از دو سال در مورد ایمیل های حمید نوری

 

lحمید نوری «دستش میخوره به ایمیل من... ‌ و بعد این هول میکنه که چی شد اینا؟‌ ۲۸ ثانیه بعد یک ایمیل برای من میاد، سفید. چون این دستش خورده بوده رو سند... » (مزدور مصداقی در کلاب هاوس ۲۷ فروردین ۱۴۰۱)

 

دوسال پس از کشف ایمیل‌های حمید نوری به ایرج مصداقی توسط پلیس سوئد، نوچه لاجوردی در وحشت از بر ملا شدن بخشهای بیشتری از مراوداتش، در یک فرار به جلوی دیر هنگام، سناریوی مضحک و جدیدی برای توجیه ایمیلهای حمید نوری سرهم بندی کرده است.

مصداقی می‌گوید: «حمید نوری ۱۰ ماه قبل از اینکه بیاد سوئد،‌ بخاطر اینکه میخواسته سفر خارجی هم بکنه،‌ یه موضوعی براش یه موقعی پیش اومده بود بخاطر جدایی دختر خوانده و دامادش،‌ این یه مقدار ترسیده بود که مبادا براش داستانی بشه. و بعد رفته بود رو تلفن دستیش. تلفنهای هوشمند. سرچ کرده بود. اسم خودش رو حمید نوری،‌ حمید عباسی. سرچ کرده بود. بلافاصله مقاله من میاد بالا. مقاله من رو میخونه. تعجب میکنه. وحشت میکنه. میرسه آخر مقاله. دستش میخوره به ایمیل من آخر مقاله. از اونجا که تلفن هوشمنده،‌بلافاصله ایمیل باز میشه و میره توی بالکش. یعنی اونجا که،‌ ببخشید میره جایی که سند نمیشه. فرستاده نمیشه. خب؟‌ و بعد این هول میکنه که چی شد اینا؟‌ دستش میخوره ۲۸ ثانیه بعد یه ایمیل برا من میاد. سفید. چون این دستش خورده بوده رو سند. سفید میاد. ۲۸ ثانیه بعد از اولی که توی باکس خودش میمونه. یعنی فرستاده نمیشه. ولی دومی ۲۸ ثانیه بعد فرستاده میشه و چون نه نوشته ای داشته،‌ خالی بوده،‌ و بعد چون آدرسش هم،‌ اون عنوانش هم اون بالا فارسی بوده، این میره تو اسپم من. و من اصلا نمیبینم. این داستان رو ،‌خب بلحاظ فنی اش عرض میکنم که متوجه بشید که این اصلاً چیه و چطوره ممکنه چنین اتفاقی بیفته»!!

معلوم نیست کسی که تا این اندازه به حالات دژخیم و حتی حرکات دست و هول شدن او آشنا و مسلط است، چرا دو سال صبر کرده تا داستانی را سرهم‌بندی کند که مرغ پخته و ناپخته را با هم به خنده می اندازد!

طبق اسناد موجود در پرونده حمید نوری که در گزارش شماره ۳ کمیسیون قضایی شورای ملی مقاومت در ۵ مرداد۱۴۰۰ منتشر شد، این ایمیلها در فوریه ۲۰۲۰ توسط پلیس سوئد کشف و مصداقی در ۳۰ مارس ۲۰۲۰ در باره آنها مورد سؤال و بازجویی پلیس قرار گرفت و پاسخ داد: «نمیتواند بخاطر بیاورد که ایمیلی از طرف نوری دریافت کرده باشد».

 

اطلاعیه کمیسیون قضایی و دستپاچگی مزدور

مزدور که فکر نمیکرد این اسناد در اختیار مقاومت ایران باشد بعد از انتشار گزارش کمیسیون قضایی شورای ملی مقاومت در ۶مرداد ۱۴۰۰ با دستپاچگی در دکان سعید بهبهانی (میهن‌تی‌وی وزارتی) مدعی شد شاید یکی خواسته ایمیل مرا هک کند. وی گفت: «ببینید خنده داره، حمید نوری به ایرج مصداقی ایمیل زده است. حالا، اصلاً شما فکر کنید که چنین اتفاقی افتاده حالا چی؟ در تلفن حمید نوری، دیده شده یک ایمیل، حمید نوری به ایمیل ایرج مصداقی زده است. هیچی ام توش نبوده. حالا دولت سوئد داره میگه. حالا بماند که اساسا من چنین ایمیلی رو واقعا دریافت هم نکردم. اتفاقا از من فقط تلفنی سوال کردند گفتند ایرج تو همچین ایمیلی گرفتی؟ گفتم نه. گفتند که مطمئنی؟ گفتم تا اونجا که یادم میاد من چنین ایمیلی دریافت نکردم. منکه روزانه خیلی ایمیل دریافت میکنم. ولی تا اونجا که یادم میاد همچین ایمیلی دریافت نکردم. بخصوص از حمید نوری. گفتم کی بوده تاریخش؟ گفت مثلا هفت هشت ده ماه قبل. گفتم اونموقع که اصلا من تو این جریانم نبودم هنوز. ولی در هر صورت ، اصلا شما فکر کنید یه کسی خواسته باشه ایمیل من رو هک کنه. خوب یا اصلا فکر کنید چنین ایمیلی به ایمیل من آمده. اولا ایمیل من که آزاده هر کس می تواند به آن ایمیل بفرستد. ببینید اگر راست می گویید پس چرا ایمیل ایرج مصداقی توی آنجا نیست. یعنی اینقدر عقل و شعورتان نمی رسد. چرا ایرج مصداقی به او ایمیل نزده. ببینید بر فرض فکر کنید اساسا همه اینها واقعیست و همه اینها درست است. حالا چی میخواید نتیجه بگیرید»؟

یک هفته بعد در ۱۳مرداد ۱۴۰۰ داستانش را عوض کرد و گفت حتماً پلیس نگران شده که مرا هک کرده باشند و خطری متوجه من باشد: «به منم تلفن زدند... گفتم همچین چیزی یادم نمیاد. خب منم در روز شاید دهها، گاه بیشتر، یه روزهایی چهل پنجاه ایمیل دریافت میکنم. و گفت باشه. تموم شد و رفت. همین. ببینید. سر همین معرکه گرفتند و اساساً حتی اگه ایمیلی هم باشه شک پلیس اینه که آقا نکنه میخوان من رو هک کنند، دنبال من بودند و خطری من رو تهدید نکنه، دنبال چه کارایی بودند، یا چه توطئه ای داشتند، پلیس اینه دیگه. می بینه ایمیل سفیده. خوب هیچی هم نبوده. یک سوال هم بیشتر نکردند، اساسا هم توی پرونده مطرح نیست. خوب هر سوالی که میکنند کاری که میکنند اونجا ثبت و ضبط میشه».

سپس در یک فرافکنی ابلهانه گفت: «فرقه رجوی، ببینید هیچ کاری به پرونده نداره و اساساً مسئله اش نیست. در طول این روزهام نبوده و اونها بدنبال اینند که حاشیه درست کنند و حاشیه رو بر متن غلبه بدهند....اولاً همانطور که گفتی ایمیلی نیست. داستان این است که در تلفن دستی حمید نوری آدرس من را پیدا کردند، بعد این سفید هم هست. هیچ توش نیست. خود پلیس از حمید نوری میپرسه این چیه؟ میگه نمیدونم. میگه من اصلاً بلد نیستم کار کنم. و بعد میگه بله میدونیم سفیده . هیچی توش نوشته نشده».

 

یک سوال ساده

بعد از سناریوی مسخره و دیرهنگام، سؤال اینست که مزدور چگونه از نحوه ارسال ایمیل دژخیم با این جزییات مطلع بوده است؟ چه کسی به او اطلاع داده است که دژخیم اسم خودش را سرچ کرده و به مقاله مصداقی برخورده و هول کرده و دستش اشتباهاً به ایمیل خورده است؟! حمید نوری این را به او اطلاع داده یا دژخیم دیگری از تهران یا تحلیلی است با دو سال تأخیر؟ وانگهی اگر چنین اطلاع دقیقی داشته چرا در پاسخ به سوال پلیس گفته است که ایمیلی در کار نبوده و بیاد نمی آورد؟!

 

اطلاعیه۲۴ آبان ۱۳۹۸ و ضرورت رمزگشایی از نقش هرش صادق ایوبی

ایمیل حمید نوری به مصداقی و داستان‌سرایی او، یک حلقه از حلقات متعددی است که مأموریت و خطی را برملا می‌کندکه او باید پیش ببرد. کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت در ۲۴ آبان ۱۳۹۸یعنی چند روز پس از دستگیری نوری به انتشار کلیپ صوتی سردژخیم مقیسه ای (ناصریان) مبادرت کرد. در این کلیپ ناصریان تصریح می‌کند پلیس و اطلاعات و دادگاه در سوئد از قبل از طریق شوهر دخترخوانده مطلقهٔ حمید نوری از وضعیت نوری مطلع بودند و به نوری هشدار می‌دهد که به این سفر نرو «اصلاً این دسیسه است. تو را می‌کشانند آنجا دستگیرت میکنند». این کلیپ صوتی که توسط کارشناسان رسمی تشخیص صدا مورد تایید قرار گرفته ، جزو اسناد پرونده است و در دادگاه پخش و مورد بحث قرار گرفت و دژخیم بالمآل ناگزیر به اعتراف به گفتگو با ناصریان قبل از سفر به سوئد شد.

اسناد پرونده که در مرداد ۱۴۰۰ با کیفرخواست منتشر شد، جزئیات بیشتری از نقش هرش صادق ایوبی (شوهر دختر خوانده حمید نوری) ارائه داد. طبق اسناد پرونده، هرش صادق ایوبی از مدتها پیش در سوئد بوده و تبعه این کشور است. او در ارتباط با ارگانهای اطلاعاتی امنیتی رژیم بوده و مستمراً به ایران رفت و آمد داشته است. طبق گزارش پلیس سوئد از بازجویی هرش در ۲۰ نوامبر۲۰۱۹ «هٍرِش حمید نوری را از طریق دخترش [سمیه علی بیگی] می شناسد. هرش سمیه علی بیگی را در یک جشن در حدود هشت سال پیش در تهران ملاقات کرد...

در تاریخ اول اکتبر ۲۰۱۶ آنها(هرش و سمیه) در یک هتلی در فرانکفورت همدیگر را ملاقات کردند...

سمیه گفت او آمده به فرانکفورت بخاطر اینکه یک پرونده کاری داشته با ”دادستان“ [منظور حمید نوری به عنوان دادیار است]....

هٍرِش آنجا فهمید که اسم آن دادستان حمید نوری است ولی او را در زندان، توی زندان اوین، به یک اسم دیگری صدا می کردند... در تاریخ ۵ نوامبر ۲۰۱۶ هٍرِش به تهران میرود. آنجا هرش و حمید نوری برای اولین بار با هم ملاقات میکنند...

آن موقع بود که هرش دید که کت نوری به یک تفنگی [سلاحی] گیر کرده که نوری به کمر بندش وصل کرده بود...

هرش از روی سندی میخواند که از طریق یک پلیس[مأمور رژیم ایران] که در حال حاضر در حالت کما هست بدستش رسیده...

هرش از روی سند می خواند: ” آقای حمید نوری بازنشسته پاسداران انقلاب، بانام مستعارعبدالوحید عباسی. کار: رئیس مقامات زندان، دادگاههای انقلاب و دادیار در زندان“...

هٍرِش نمیخواهد اسم او [مأموری که این اطلاعات را به او داده است] را افشا بکند».

گزارش پلیس(سوئد) بخوبی نشان میدهد که هرش و دژخیم نوری در ارتباط فعال با یکدیگر بوده اند، سفرهای حمید نوری به خارج از کشور از جمله سفرهای او در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸و سفر نوامبر ۲۰۱۹حمید نوری توسط هرش ترتیب داده شده است.

تا اینجا مشخص میشود که حمید نوری از سپاه پاسداران و در دادگاه انقلاب رژیم و هرش در ارتباط با مأموری از باند دیگری از حکومت است که اطلاعات نوری را در اختیار او میگذارد.

جای تعجب است که چرا در این دادگاه، هرش که دارای یک نقش کلیدی در رمزگشایی از این پرونده است، غایب است و برای شهادت حضور پیدا نمی‌کند. بخصوص که تبعهٔ سوئد هم هست و مصاحبه‌های او در تلویزیون‌های فارسی زبان پخش شده است.

 

 

تناقضات آشکار

مصداقی در بازجویی پلیس می‌گوید چون «هٍرِش از طرف نوری مورد تهدید قرار گرفته بود، شروع کرد از طریق گوگل در مورد نوری اطلاعات کسب کند...

در ۸ آگوست ۲۰۱۹. آن موقع بود که فهمید که نوری، عباسی هم صدایش می زدند ...

آن موقع چیزهای وحشتناکی در مورد گذشته نوری برایش مشخص شد. کسی که راجع به نوری چیزهایی نوشته بود ایرج مصداقی بود ... هٍرِش و ایرج در تاریخ ۱۷اکتبر[۲۰۱۹ ] با همدیگر در مرکز شیستا با هم ملاقات کردند».

این سناریو که شباهت زیادی به توجیهات مصداقی در مورد ایمیلهای حمید نوری دارد، در حالیست که دژخیم ویزایش را در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۹ یعنی قبل از ملاقات هرش و مزدور گرفته و واضح است که برای گرفتن ویزا چندی قبل از آن اقدام کرده است.

بنابراین پروژه قبل از دیدار هرش و مصداقی کلید خورده بوده و ناصریان هم از آن مطلع شده و دژخیم در صدد پاکسازی تلفنش هم بوده است. دادستان در دفاعیات پایانی اش گفت : «حمید نوری روز قبل از سفر رد تماسهایش با مقامات بالای زندانهای اوین و گوهردشت از جمله ناصریان که رئیسش بوده و تمامی اسمهای مقیسه را پاک کرده و عکس ارتباطاتش را برای خانواده‌اش فرستاده که آنها برایش نگهداری کنند. کاملا تأیید شده که حمید نوری چند روز قبل از اینکه سفر کند به سوئد، تماس تلفنی داشته با این محمد مقیسه، ما اینرا بنام ناصریان میشناسیم، هم EU [اتحادیه اروپا] و هم آمریکا تحریم برایش صادر کرده اند بخاطر همین رفتارهای ضد بشری اش در ایران و ما میگوئیم دلیل اینکه نوری این کارها را کرده این است که مطمئن باشد که اگر پلیس سوئد این را دستگیر کرد، به یک نحو ساده ای پلیس نتواند ربطش بدهد حمید نوری را به گوهر دشت و ربطش بدهد به اعدامهای ۸۸».

تناقض آشکار دیگر در اینجاست که مصداقی مدعی است هرش در اوت ۲۰۱۹ از طریق خواندن مقاله او متوجه سوابق نوری شده و این که او را عباسی هم صدا می‌کردند. درحالیکه طبق اسناد پرونده هرش در ۵ نوامبر ۲۰۱۶ به تهران رفته و در آنجا حمید نوری را به گفته خودش برای اولین بار ملاقات کرده و سپس یک مأمور دیگر رژیم سندی به او داده که در آن آمده است « آقای حمید نوری بازنشسته پاسداران انقلاب، بانام مستعار عبدالوحید عباسی. کار: رئیس مقامات زندان، دادگاههای انقلاب و دادیار در زندان».

البته چنانکه دیدیم در پرونده خاطرنشان شده بود « هٍرِش نمیخواهد اسم او [مأموری که این اطلاعات را به او داده است] را افشا بکند».

 

 

سرنوشت پرونده بدون حضور شاهدان و شاکیان مجاهد

تا آنجا که طبق فتوا و حکم خمینی، به سوژهٔ مقدم قتل عام یعنی مجاهدین سرموضع برمی‌گردد، اکنون به روشنی پیداست که اگر مدار در مزدورانی مانند مصداقی بسته می‌شد، سرنوشت پرونده به کلی متفاوت بود. در این خصوص دو نمونه زیر بسیار قابل توجه است :

نمونه اول- سوال و جواب وکیل مدافع حمید نوری با دژخیم در جلسه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ است:

«وکیل مدافع: حمید سوالهایی که می پرسم جواب کوتاه میخواهم بدهی

سوال: آیا ایرج تو کتابهایش جایی نوشته که این عباسی بوده که اسامی را صدا میزده که می بردند جلوی هیئت؟

دژخیم: نه

سوال: آیا نوشته که این شخص [عباسی] زندانیها را می برده به پیش کمیته؟

دژخیم: نه

سوال: [ آیا نوشته که عباسی] اسامی آنها را می خوانده که میخواستند ببرند پیش هیئت؟

دژخیم: نه

سوال: [آیا نوشته که عباسی] برده داخل اتاق پیش کمیته، هیئت؟

حمید نوری: نه

سوال: [آیا نوشته که عباسی] اطلاعات شفاهی یا کتبی به هیئت داده در مورد زندانی ها؟

دژخیم: نه

وکیل: [آیا نوشته که عباسی] اسامی کسانی که باید برده می‌شدند واسه اعدام را خوانده؟

دژخیم: نه

سوال: [آیا نوشته که عباسی] دستور داده باشد به زندانی ها که به صف بایستند که ببرندشان به محل اعدام؟

دژخیم: نه

سوال: [آیا نوشته که عباسی] اسکورت کند و همراهشان ببره زندانیان را به آنجا؟

دژخیم: نه

سوال: [آیا نوشته که عباسی] شرکت بکند در خود اعدامها؟

دژخیم: نه

وکیل: البته این را می دانم که ایرج در کتابش نوشته که زندانیان انتخاب می شدند برای اعدامها و توی این راهروی مرگ بودند، اینجوری نوشته. ولی اسامی دیگری نوشته که این کارها را می کردند. درسته؟

حمید نوری: بله

وکیل: خوب پس ما این را گفتیم، مطرح کردیم، اشاره کردیم بهش که اسم این عباسی را بعدها آورده است و از اول آورده نشده است. هر کجا که بعدا صحبت شده، اسم عباسی را انداخته اند، هر کجا که ضروری دیدند خودشان».

 

نمونه دوم- روز ۲۳ آبان دو روز بعد از شهادت مجاهد خلق اصغر مهدیزاده در دادگاه، انجمن نجاست وزارت اطلاعات مرکز آذربایجان شرقی نوشت: «امثال اکبر صمدی و اصغر مهدیزاده، کسانی هستند که طی سالیان در تشکیلات، مغزشوئی شده و در اختیار اهداف رجوی قرار گرفتند، هرگز انسان هائی آزاد نیستند که آزادانه این شهادت در دادگاه را انتخاب کرده باشند و شهادت اجباری امروز آنها یک خیمه شب بازی است که فقط برای چند ساعت نفس کشیدن موجوداتی است که برای تنفس به روی آب آورده شده اند».

روز ۲۴ آبان یک مأمور همدست مصداقی به نام محمد جعفری نوشت: «در دادگاه استکهلم؛ گزاره‌هایِ ناراست آلبانی‌نشان، تا هم‌اکنون نیز جز به نفع حمید نوری و دیگر قاتلین نبوده‌ و تعجبی ندارد که وکلای وی بر آن سوار شده‌اند. برای نمونه؛ روایت آقای اصغر مهدی‌زاده در دادگاه (از سالن اعدام و اینکه شاهد حلق‌آویزشدن دیگران بوده)، تکرار داستان‌سرایی مندرج در کتاب ”قتل‌عام زندانیان سیاسی“ تشکیلات مربوطه است که دیگران (ازجمله محمدرضا جوشقانی و...) سرهم بندی کرده‌اند و در سالیان گذشته، بارها و بارها به اشکال گوناگون مصرف شده‌است».

وکیل دژخیم روز ۲۷ آبان در دادگاه گفت: «ما کتابهای ایرج مصداقی رو هم نگاه کردیم و تو کتابش تمشک های ناآرام بطور بسیار قوی این داستان را زیر علامت سوال برده و گفته که این داستان اصلاً یک فانتزیه واسه خودش ساخته و پرداخته …».

 

اینها در حالی است که در کتاب قتل عام سازمان مجاهدین که در سال ۱۳۷۸منتشر شده و در مصاحبه محمود رویایی با سیمای مقاومت در سال ۱۳۷۸و در کتابهای خاطرات حسین فارسی و محمود رویایی که در دهه ۸۰منتشر شده؛ نقش حمید نوری در بردن افراد به نزد هیأت مرگ، خواندن اسامی زندانیان و به صف کردن آنها برای بردن به حسینیه (سالن مرگ)، بردن افراد به سالن مرگ به تفصیل توضیح داده شده است. این همان چهار سندی است که در اثبات مجرمیت نوری نقش تعیین کننده دارد و دادستان هم بارها به آنها استناد کرده است.

 

چند یادآوری از جمعبندی دادستان

موارد زیر از جمع بندی دادستان در روز ۸ اردیبهشت در رابطه با تعیین تکلیف نهایی پرونده قابل توجه و روشنگر است.

1-دادستان: «روایات مختلفی در مورد دهم مرداد که هیئت آنجا بوده یا نه. اقوال مختلفی گفته شده : علی ذولفقاری، اصغر مهدی زداه، حسن گلزاری تعریف کردند که آن روز آنها را بردند پیش هیئت. ایرج مصداقی در کتاب میگه که کمیته آن روز تو گوهردشت نبوده، رویایی در کتابش میگه که کمیته آن روز در گوهردشت بود، صرفنظر از اینکه کی چی گفته، علی ذوالفقاری و اصغر مهدی زاده که با هم تو همون فرعی نشسته بودند، قبل از اینکه ببرندشان به سلول انفرادی، وقتی آنها را می بردند پیش هیئت، حمید نوری را می بینند. این حمید نوریه که علی ذوالفقاری را می بره توی اتاق هیئت. اصغر مهدی زاده میگه که حمید نوری بود که من را از سلول انفرادی برد به راهرو مرگ به همراه فرزین نصرتی و مسعود خستو. حسن گلزاری گفته که وقتی من را از بند جهاد بردند به بند مقابل جهاد در ۱۰ مرداد، حمید نوری من را برد آنجا».

دادستان افزود : «من میگویم کاملاً امکانپذیر است که هیئت دهم مرداد در گوهردشت بوده اگر تمام روز نبوده باشه بخشی از قسمت روز را آنجا بوده. این را هم باید ذکر کنیم که در کتاب ایرج اطلاعاتی وجود داره که نوشته نصرتی نهم مرداد اعدام شده و این را هم باید بگیم که ایرج مصداقی خودش نهم مرداد در راهروی مرگ نبوده است».

از این پیشتر مزدور مصداقی بارها گفته بود در دهم مرداد 67 هیأت مرگ در گوهردشت نبوده و هیچ اعدامی صورت نگرفته و (مهم تر اینکه) هر کس چنین چیزی بگوید دروغ میگوید.

2-دادستان : «اصغرمهدی‌زاده هم می برندش داخل حسینیه و بعد می بینه که اجسادی روی زمین افتادند. زندانیایی که روی صندلی وایستادند و طناب دار دور گردنشونه، اصغر مهدی زاده بعداً تعریف کرده که کارکنان زندان ناصریان هم باهاشون بودند و لشکری و حمید نوری هم، بعضیها صندلیها را لگد میزنند که زندانیان به دار آویخته بشوند. وکلای مدافع شدیداً حرفهای اصغر مهدی زاده را زیر سوال بردند [ما، دادستان ها] اذعان می‌توانیم بکنیم که در این پرونده ثابت شده که یه جور [زندانیها را] می بردنشون آنجا یه جور اخطار بوده بهشون و ثابت شده که اصغر مهدی زاده چندین مرتبه قبل از اینکه حمید نوری دستگیر بشه تعریف کرده که من را بردند آنجا و دیدم زندانیانی که اعدام شده بودند. بنابراین اطلاعات جدیدی نیست این چیزی که اضافه شده حضور حمید نوری اضافه شده فقط. از اصغر پرسیدند،گفت حمید نوری اینقدر بارز نبود مقامش، در مقام سوم بعد از ناصریان و لشکری من زیاد توجهی نداشتم بهش و قضاوت ما این هستش که میتونه این توجیه منطقی باشه از طرف اصغر».

3-دادستان: «حسین فارسی تعریف کرد که حمید نوری میاد جلو به طرف همان زندانی و میگه که بلند شو. بلندش میکنه، میکشه بلند میکنه. این اتفاق در مورد حسین فارسی در کتابش هم در این رابطه تعریف کرده است. فقط حسین فارسی نیستش که مشاهداتی از حمید نوری داشته، فقط اون نیستش تنهایی. مصداقی بعد ازظهر که میاد مشاهداتی داشته که نوری توی راهروی مرگ ولی هیچ حافظه‌ای، خاطره‌ای که حمید نوری چیکار میکنه. یادش نمی‌آید دقیقاً».

4-دادستان: «وقتی آدم کتابهای ایرج مصداقی را می‌خواند، میبیند که تمرکز او روی اتفاقاتی است که برای خودش افتاده، افکار خودش و هم بندیهایی که اعدام شده اند. بغیر از اتفاقی که در کمیته [مرگ] توضیح کوتاهی نوشته که پرسنل زندان می‌کنند در رابطه با پیش هیئت بردن.... بغیر از اینکه ایرج مصداقی نوشته که ناصریان یکبار اسم صدا میزند، اسامی افرادی که باید اعدام بشوند درکتاب، دیگر اسم دیگری نمیبرد از کسانی که اسامی زندانیان را میخوانند. یا چه کسی زندانیان را میبرد به طرف حسینیه و جای دیگری نمینویسد.

و این کتابها [کتابهای مصداقی] بنابراین فرق دارد با کتاب رویایی که آفتابکاران است که آنجا برعکس بسیار توضیحاتی داده در مورد پرسنل زندان که آنها چکار میکردند...».

 سلام لطفا- توییتر . و..  ارتباط مستقیم #سیمای_آزادی تلویزیون ملی #ایران  اخبار   فالو کنید
https://twitter.com/ertebatm2013  
یوتوبhttps://www.youtube.com/user/ertebatm  
https://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/
https://telegram.me/Ertebat_M
وبلاگhttps://ertebatmostaghim.blogspot.com/
  #
FreeIran