۱۴۰۲ تیر ۲۷, سهشنبه
۱۴۰۲ تیر ۲۴, شنبه
Speech on day 2 #مریم_رجوی - Free Iran World Summit-2023-The Necessity of Peace and...
توییتر
@ertebatm2013
تلگرام https://telegram.me/Ertebat_M
فیسبوک
https://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/
یوتوب
https://www.youtube.com/user/ertebatm
وبلاگ
http://ertebatmostaghim.blogspot.se
https://twitter.com/ertebatm2013
#FreeIran2023 Nous sommes au deuxième jour du rassemblement pour un Iran libre. Ce rassemblement a traversé les conspirations et les arrangements de Khamenei et affiche la grande vérité de cette époque. Il ne fait aucun doute que le renversement des mollahs est à portée de main et que le peuple iranien et sa résistance seront victorieux. J’appelle d’ici tous les pays du Moyen-Orient, tous les pays islamiques et l’ensemble des musulmans à la solidarité avec le peuple iranien dans un front uni contre la dictature religieuse et l’intégrisme sous le couvert de de l’islam. L’ère de la monopolisation du pouvoir par le chah et les mollahs et de l’écrasement des révolutions et des mouvements opprimés de l’Iran, touche à sa fin. Nous entrons dans l’ère établie au nom du peuple iranien, au nom de la République et de la révolution démocratique d’Iran, qui annonce la liberté pour le peuple d’Iran et la paix et la sécurité pour la région et le monde. --------------------------------------------------------------------------------- در دومین روز گردهمایی ایران آزاد اینجا با یکدیگر هستیم این گردهمآیی از کوران دسیسه و تبانیهای بیت خامنهای قد برافراشته و نشان حقیقت بزرگ زمانه را برخود دارد. اين حقيقت كه مردم و مقاومت ايران پيروز ميشوند و در این تردیدی نیست. از اینجا همه کشورهای خاورمیانه، همه كشورهای اسلامی و همه مسلمانان را به همبستگی و همراهی با مردم ایران در یک جبهه متحد در برابر نظام ولایت فقیه و بنيادگرايي تحت نام اسلام فرا میخوانم. سده ۱۴ دوران یکهتازی شاه و شیخ و ذبح انقلابها و جنبشهای مظلوم ایران به سر رسید. و حالا سده ۱۵ به نام نامی مردم ایران، به نام جمهوری و انقلاب دموکراتیک ایران رقم خورده است و نویدبخش آزادی برای مردم ایران و صلح و امنیت برای منطقه و جهان است. --------------------------------------------------------------------------------- نحن في اليوم الثاني من مؤتمر إيران حرة. هذا المؤتمر خرج سليما من خضمّ مؤمرات وتواطؤات مکتب خامنئي ويحمل معه حقيقة عصره الناصعة وهي أن الملالي يتشبثون بكل محاولة ولكنهم لن يستطيعوا تمریر مخططاتهم والبقاء على كرسي السلطة. أدعو من هذا المنبر جميع البلدان الإسلامية وجميع المسلمين إلى التضامن والتلاحم مع الشعب الإيراني في جبهة موحدة أمام نظام ولاية الفقيه والتطرف تحت اسم الإسلام. قد ولّى القرن الرابع عشر، قرن صولات وجولات نظامي الشاه والملالي والقضاء علی الثورات والحركات المظلومة في إيران. والآن القرن الخامس عشر مكتوب باسم الشعب الإيراني وباسم الجمهورية والثورة الديمقراطية في إيران مما يبشر بالحرية للشعب الإيراني والسلام والأمن للمنطقة والعالم.
۱۴۰۲ تیر ۲۳, جمعه
ارتباط مستقیم باید برشورید ایران را پس گرفت فیلابی
#آری_به_جمهوری_دمکراتیک #OurChoiceMaryamRajavi #FreeIran10PointPlan
... https://youtu.be/uXX0oGUncnQ via @YouTube
۱۴۰۲ خرداد ۹, سهشنبه
کارزار جهانی حمایت از قیام ایران و آلترناتیو دمکراتیک
«اکنون ما چه کنیم؟ ما باید ورزش کنیم، به هر بهانهیی مهربانی و شادمانی کنیم... موسیقی بنوازیم، برقصیم، ... جوان بیکاری را شاغل کنیم، ... خوب رانندگی کنیم، ... در خیابان بداخلاقی نکنیم... تا این دوره سختی و سرسختی بگذرد. ما به دورهای از «صبر شادمانه» نیازمندیم» (تلگرام محسن رنانی. ۵خرداد۱۴۰۲)
***
بیش از چهل سال از استیلای قوم جنایتکاران به سرکردگی خمینی و آخوندهای دینفروش و پاسداران قسیالقلب و آدم کش میگذرد. به اجماع عموم کارشناسان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و محیطزیست، ایران در لبه پرتگاه سقوط به دره نیستی است. در چنین شرایطی محسن رنانی، تلاش کرد نگرانیاش را از خطر سقوط به گوش خامنهای برساند اما اهمیتی برایش قائل نشدند و مجبور شد خودش آن را در ۲۷بهمن۱۴۰۱منتشر کند: «جمهوری اسلامی «سه مرحله اول» از «رخداد سقوط» را طی کرده (سقوط ذهنی... سقوط عینی، ... سقوط نمادها و مشخص نیست دیگر تا چه اندازه میتواند با «مقاومت، خشونت و امنیتی کردن جامعه»، مانع تحقق آخرین مرحله سقوط شود (سقوط ساختارها)». وی در نصیحت الملوکاش تأکید کرده بود که فرصت «اصلاحات از بالا» دیگر از دست رفته... رژیم «باید بداند که با ثبات کنونی اوضاع، غره نشود و رجز نخواند. نسل جوان حتی با سرکوب خشن امیدش را از دست نمیدهد و هر لحظه میتواند افقهای امیدبخش تازهیی را خلق کند»
از بهمن ۱۴۰۱ تا امروز یک لحظه پیکار با نظام ولایت فقیه متوقف نشده است و اعتراضات و تجمعات و انبوه زندانیان سیاسی و طنابهای آماده برای گردنهای سرفراز بهترین فرزندان خلق و ایرانیان آزاده در سراسر دنیا و از همه درخشانتر، جوانان آگاه و شورشگر در میدانهای نبرد در کف خیابانها و هر کوی و برزن گواهی بر این نبرد بیامان است... اما استاد اقتصاد و دیگر مماشاتگران و تسلیمطلبان را چه شده است که در خدمت فاشیسم حاکم، مصرف مواد مخدر فکری و شرکت در کلوپهای خندهآور و بزمهای شادمانه برای رفع خستگی گشتاپو و اس اسهای درمانده از مقابله با نیروهای شورشی را توصیه میکند. وی همانجا گفته بود که فرصت برای رژیم آخوندی اندکتر از آنی است که گمان میکند و دیگر شرایط به قبل برنمیگردد. و نشانه مرحله آخر سقوط آن است که «سیستم وارد مرحله رفتارهای کاریکاتوری میشود، یعنی شروع میکند فعالیتهای شکستخورده قبلی خود را دوباره با نام دیگری و به شکل دیگری از سر بگیرد»؛ و در آخر منتظر یک حادثه و رخدادی است که کسی نمیداند چه وقت اتفاق میافتد اما قطعاً اتفاق میافتد.
حالا دوستانش به وی میگویند پس از یادداشت «سقوط» الآن چه رهنمودی میدهید؟ پاسخش همانی بود که در بالا آمد: «فاز کنشگریمان را عوض کنیم (!)... دیکتاتورها دیر یا زود، با خون یا بیخون، میروند [چه طوری؟!] اما نباید خشونت و نفرت تولید شود (!) امروز مأموریت روشنفکری، شادمان نگهداشتن جامعه و امیدوار نگهداشتن جوانان است. ما فقط باید مراقب جوانها باشیم که از دست نروند (!)...
از ایستادگی در دهه۶۰ تا مقاومت در ۴۰۲؛ سرخم قدغن
وقتی که جوانان انقلابی در کسوت تشکیلات و پیکار سازمانیافته در برابر دیو جماران ایستادند و هزارانشان در زندانها و جوخههای تیرباران و قتلعام زندانیان سیاسی، به پشت سر نگاه نکردند، بذر درخت پرصلابت مقاومت به هر قیمت را در سراسر میهن کاشتند. از ارعاب و خشونت دولتی نترسیدند. به توبه و تسلیمطلبی نه گفتند. فریب جنگطلبیهای دجالگرانه را نخوردند. به اصلاحطلبان بنیانگذار وزارت اطلاعات و بازجویان ۲۰۹ و دادستانی تحت ریاست لاجوردی، اراده پولادینشان را نشان دادند. در قتلعام بر سر یک کلمه «مجاهد» بهایی به قیمت جان پرداختند. در قیامها و اعتراضات مردم ستم دیده شهرهای محروم بلوچستان و مشهد و قزوین و کردستان و خوزستان و همه جای میهن شرکت کردند. در «قیام ایران» چشم و سر و دست و پیکرشان را سپر دیگری ساختند. و در لحظههای آخر حیات به پدر گفتند «مرا را اعدام میکنند، به مادر نگو».
فاشیستها مشتریهای دست و دلباز روشنفکران توجیهگر
به قول خودتان در آخرین مرحله سقوط ضحاک هستیم. حالا باید کاوهها و فریدون ها و گرد آفریدها نبرد نهایی را سامان و سازمان دهند یا به بدن سازی و بزم های شبانه و پروتکلهای سلامتی و مدیتیشن و رانندگی خوب! با ارابههای مرگ در جادههای جهنم و هزاران کشته و مجروح بهخاطر پول پارو کردن بیت خامنهای از خودروسازیهایش بپردازند؟! باید شهرهای میهن را مهیای سنگربندی در برابر هجوم گزمههای پاسدار و اوباشان لباس، شخصی و آخوندهای فتوا دهنده قتل مردم در نمایشات بیدادگاهها نمود و یا مواظب بود فرزندانمان سرساعت از مدرسه و دانشگاه به خانه برگردند تا گربه ولایت فقیه شاخشان نزند!
آنتونی گرامشی یکی از
ارزشمندترین مبارزان و روشنفکران انقلابی ایتالیا و بلکه دنیای پیکار بر
علیه فاشیسم که پس از سالها اسارت در زندان جاودانه شد، در تحلیلی از
تفاوت روشنفکران گفته بود: «طبقه حاکم روشنفکرانی را تربیت میکند که سعی
در حفظ هژمونی قدرت مسلط کنند. اینان روشنفکران سنتی هستند که از قضا خود
را مستقل از قدرت حاکم فرض میکنند، و حتی در مواردی آشکارا با اقدامات
حکومتها مخالفت میکنند یا از شرایط جامعه احساس نارضایتی دارند. در مقابل،
روشنفکران ارگانیک قرار دارند. اینان باید از موضع طبقاتی خود پرواز کرده و
پادهژمونی را تولید کنند و کارگران را از آگاهی کاذب نجات
داده و به آگاهی حقیقی برسانند. روشنفکرانی که موفق به چنین کاری نشوند خود
اسیر آگاهی کاذب میشوند و تهدیدی برای پادهژمونی میگردند چون به خدمت نظام سلطه درآمده و نقش روشنفکر سنتی را بازی خواهند کرد» (نظریهپردازان معاصر. انتشارات بلک ول. ۲۰۰۳). @ertebatm2013
تلگرام https://telegram.me/Ertebat_M
فیسبوک
https://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/
یوتوب
https://www.youtube.com/user/ertebatm
وبلاگ
http://ertebatmostaghim.blogspot.se
https://twitter.com/ertebatm2013
#FreeIran
۱۴۰۲ اردیبهشت ۳۱, یکشنبه
سخنرانی مریم رجوی در جلسه استماع گروههای پارلمانی «زنان ایران» و «حقوقبشر و دموکراسی در ایران» در کنگره آمریکا
روز پنجشنبه ۲۸اردیبهشت، به دعوت گروههای پارلمانی «زنان ایران» و «حقوقبشر و دموکراسی در ایران» در کنگره آمریکا، یک جلسه استماع با حضور نمایندگان، شیلا جکسون لی؛ رئیس مشترک گروه پارلمانی زنان ایران در کنگره آمریکا، نانسی میس؛ رئیس مشترک گروه زنان ایران، تام مک کلینتاک؛ رئیس مشترک گروه «حقوقبشر و دموکراسی در ایران»، استیو کوهن، دنی دیویس، لنس گودن، رندی وبر و روبین گالگو در کنگره آمریکا برگزار شد. نمایندگان در این جلسه، طی سخنرانیهایی، حمایت خود را از قیام و مقاومت مردم ایران اعلام کردند. مریم رجوی بهصورت آنلاین در این استماع حضور یافت و سخنرانی کرد و از جمله گفت:
نمایندگان محترم!
اجازه بدهید بهطور خلاصه درباره آخرین وضعیت در ایران بگویم؛
قیامی که در شهریور سال گذشته شروع شد، صحنه سیاسی ایران را تغییر داد. این قیام یک پدیده خلقالساعه نبود و نقش رهبریکننده زنان
هم اتفاقی نبود. این قیام از یک طرف حاصل بیش از ۴۰سال مبارزه مردم و
مقاومت ایران با پرداخت بهای سنگین و از طرف دیگر نقش زنان در رهبری مقاومت
طی چند دهه گذشته بود.
موج اعدامها برای مهار قیام
رژیم برای مهار قیام و بقای خود به سرکوب بیرحمانه اعتراضات از جمله
افزایش اعدام و دستگیریهای گسترده تکیه دارد. حداقل ۹۴نفر از اول ماه مه اعدام شدند. امروز صبح ۱۴ زندانی اعدام شدند. هدف ایجاد جو رعب و وحشت برای مقابله با قیام است.
آخوندها سرکوب را بهویژه علیه زنان شدت دادهاند. آنها حملات شیمیایی به مدارس دخترانه را برنامهریزی کردند.
محدودیتهای بسیاری را با تحمیل حجاب اجباری برای زنان ایجاد میکنند.
بسیاری از زنان دستگیر شدهاند. شعار زنان ایران این است چه باحجاب، چه
بیحجاب، پیش بسوی انقلاب و من همواره تاکید کردهام: نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری و نه به حکومت اجباری
اوضاع به قبل از قیام برنمیگردد
آخوندها همچنین به کمپین اطلاعات غلط و شیطانسازی برای ترویج این تلقی که آلترناتیوی برای رژیم حاکم وجود ندارد، دست میزنند.
اخیرا اسنادی از وزارت خارجه آخوندها در مورد پروژه آنها برای اعتبارزدایی از مقاومت افشا شده است.
اما قیام نشان داد که: مردم دیگر حاضر به تحمل وضع موجود نیستند و اوضاع
ایران دیگر به شرایط قبل از شهریور برنمیگردد. خواست مردم ایران استقرار
یک جمهوری دموکراتیک، مبتنی بر جدایی دین و دولت و غیر هستهیی است.
امروز بیش از نیمی از ۴۶۰ عضو آلترناتیو دموکراتیک، یعنی شورای ملی مقاومت ایران زنان هستند. در سازمان مجاهدین، طی ۳۰ سال گذشته زنان در همه سطوح نقش رهبریکننده داشتهاند.
آزادی و حاکمیت مردم
ما معتقدیم که مردم و مقاومت ایران
قادر به سرنگونی این رژیم هستند. مهمترین اصل مورد اعتقاد ما آزادی است.
۱۲۰ هزار تن از فرزندان ایران بهخاطر آزادی جان خود را تقدیم کردهاند.
ما و مردم ما بر حاکمیت مردم و رد هر نوع دیکتاتوری تاکید داریم. هم استبداد مذهبی هم استبداد سلطنتی. شعار فراگیر مردم ایران در این قیام، نه شاه و نه شیخ بود.
ما در پی آنیم که به هر قیمت آزادی و دموکراسی نصیب مردممان شود.
همه دولتها را فرا میخوانیم تا مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم را
بهرسمیت بشناسند. از آنها میخواهیم حقانیت دفاع از خود را برای جوانان
ایران در برابر سپاه پاسداران تأیید کنند.
قطعنامه ۱۰۰ کنگره که خود شما مبتکران آن هستید، بهترین الگوی یک سیاست درست در قبال ایران است.
متشکرم
سلام لطفا ارتباط مستقیم سیمای آزادی تلویزیون ملی #ایران را فالو کنید
توییتر
@ertebatm2013
تلگرام https://telegram.me/Ertebat_M
فیسبوک
https://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/
یوتوب
https://www.youtube.com/user/ertebatm
وبلاگ
http://ertebatmostaghim.blogspot.se
https://twitter.com/ertebatm2013
#FreeIran2023
۱۴۰۲ اردیبهشت ۲۸, پنجشنبه
ارتباط مستقیم روز کارگر گفتگو عباس داوری و زینت میرهاشمی @ertebatm2013
در یک گزارش اخیر فاکس نیوز، اسناد فاش شده توسط مجاهدین خلق نشان میدهد که رژیم ایران قصد دارد به گروههای مرتبط با تروریسم قدرت و سود بدهد. سپاه پاسداران کنترل تأسیسات صنعتی و تصمیمگیریهای اقتصادی را در دست دارد و میخواهد با به دست آوردن قدرت کامل بر شریانهای اقتصادی کشور، کنترل اقتصاد ایران را در دست بگیرد.
علیرضا جعفرزاده، معاون دفتر شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) در واشنگتن به فاکس نیوز گفت: «اسناد فاش شده توسط مجاهدین خلق به صراحت نشان میدهد که علی خامنهای، رهبر رژیم، به سپاه پاسداران اختیار کامل بر اقتصاد ایران داده است.»
فاکس نیوز افزود: مجاهدین خلق، شاخهای فعال از NCRI، به مجموعهای از دادهها دست یافته و وبسایت وزارت خارجه رژیم ایران را مخدوش کرده و اسامی بیش از ۱۱۰۰۰کارمند این وزارتخانه، مکاتبات وزارتخانه و اسناد شناسایی را فاش کرده است. آنها همچنین در سال ۲۰۰۲ افشاء کردهاند که رژیم ایران در حال توسعه قابلیتهای تسلیحات هستهای است.
مجاهدین خلق اسنادی را که ظاهراً بین مقامات
بلندپایه رژیم ایران، از جمله فرماندهان سپاه پاسداران، ارسال شده، ترجمه
کرده است. این اسناد شامل دستورات و تصمیمات مربوط به سیاست اقتصادی است که
فرماندهی سپاه در آن گنجانده شده و فرماندهی نظامی برخی از تصمیمات را
صادر کرده است.
مجاهدین خلق، شاخهای فعال از NCRI است که از حمایت قوی شخصیتهای برجسته ایالات متحده، از جمله جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی و مایک پنس، معاون رئیسجمهور سابق، برخوردار شده است که هر کدام با آنها در پایگاه خود در آلبانی ملاقات کرده و با اعضای آن صحبت کردهاند.سلام لطفا ارتباط مستقیم سیمای آزادی تلویزیون ملی #ایران را فالو کنید
توییتر
@ertebatm2013
تلگرام https://telegram.me/Ertebat_M
فیسبوک
https://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/
یوتوب
https://www.youtube.com/user/ertebatm
وبلاگ
http://ertebatmostaghim.blogspot.se
https://twitter.com/ertebatm2013
#FreeIran2023
۱۴۰۲ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه
پیام خانم مریم رجوی روز کارگر و برنامه ارتباط مستقیم روز کارگر
زحمتکشان، کشاورزان!
کارگران بهجان آمدهیی که ستم و نابرابری و سرکوب را نپذیرفتهاید و به اعتراض و شورش برخاستهاید!
عید جهانی کارگران بر همه شما مبارک.
بر شما میلیونها زن و مرد شرافتمندی که آخوندها تمام هستیتان
را با قراردادهای موقت، حقوقهای پرداخت نشده، دستمزدهای ناچیز،
بیثباتکاری، فقر، ناامنی، تبعیض و کنترلهای سرکوبگرانه به زنجیر
کشیدهاند.
امروز در ایران، زیر سلطه ولایت فقیه ـ این
وحشیترین نظام استثمارگر جهان امروز ـ بهپاخاستن کارگران و استمرار
اعتراضهایشان و پیوند و همراهیشان با قیام مردم ایران برای سرنگونی رژیم،
ظرفیت عظیم جامعه ایران برای انقلاب را اثبات میکند.
از اعتراضهای کارگران پتروشیمی عسلویه و کنگان که در اوج قیام در مهر سال
گذشته با شعار مرگ بر خامنهای بهپا خاستند تا اعتصاب کارگران در
۱۱۰کارگاه و شرکت صنعتی در ۳۸شهر در ۱۳استان. کارگران نفت و گاز و پتروشیمی
در گچساران، عسلویه، دهلران، شیراز، بوشهر، کرمان، بندر ماهشهر و دیگر
شهرها که در روزهای اخیر در آستانه روز کارگر
به اعتصاب دست زدهاند. همچنین معلمان، بازنشستگان و کارگران در
شهرداریها، صنعت حمل و نقل، واحدهای صنعتی و تولیدی، بخش سلامت و درمان و
خدمات عمومی و دولتی، بارها و بارها به اعتراض و تحصن و اعتصاب دست
زدهاند.
ماه گذشته شورای ملی مقاومت ایران، یک سند
«خیلی محرمانه» وزارت دفاع آخوندها را فاش کرد که نشان میداد که رژیم به
۴۰۰تن از وحوش انتظامی بهخاطر شرکت در سرکوب کارگران عسلویه در مهرماه
گذشته نفری یک میلیون تومان دستخوش داده است (۱). این علاوه بر نیروی دهها
هزار نفری حراست کارخانههاست که بهطور دائمی کارگران را تحت مراقبتهای
اطلاعاتی و امنیتی قرار میدهد.
با این همه، خشم کارگران ایران و قدرت عزمشان برای انقلاب و آزادی از نیروی
سرکوب بیشتر است. از حداقل سی هزار جوان و نوجوان دستگیر شده در قیام
ماههای اخیر، بخش زیادی کارگران و بهخصوص کارگران بیثباتکار بودهاند.
چهار جوان دلیری که بهخاطر شرکت در قیام و دفاع از خود در مقابل
جنایتکاران مزدور خامنهای اعدام شدند، شهیدان خلق، محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمد مهدی کرمی و محمد حسینی از همین کارگران بودند و با مقاومت خود باز هم طبقه کارگر ایران را سرفراز کردند.
خامنهای، دشمن طبقه کارگر ایران
دشمن درندهخوی طبقه کارگر ایران، خامنهای و بیت اوست که به سپاه پاسداران متکی است. خامنهای که بر بخشهای وسیعی از دارایی و درآمد کشور چنگ انداخته، امروز کارفرما و نیروی اصلی استثمار و غارت است. بهطوری که هم صدها بنیاد و شرکت مادر در حوزههای مختلف انرژی، مالی، تولیدی و تجاری، هم قضاییه و قوای سرکوب و هم تشکیلات قلابی بهاصطلاح مدافع کارگران همه به خامنهای متصلند و از او خط میگیرند. همچنان که مسعود رجوی رهبر مقاومت گفته است: «وحشیانهترین اشکال بهرهکشی و ستم علیه کارگران میهن ما اعمال میشود. آنهم تحت شرایطی ضدانسانی که بیمبالغه تداعیکننده شرایط کار در قرون وسط است».
سالی نیست که آنها طرح یا قانون جدیدی برای تشدید بهرهکشی و فقیرسازی کارگران به اجرا نگذراند؛ از قبیل: حذف یارانهها، کاهش تعرفههای گمرکی برای واردات لجامگسیخته، خصوصیسازی کارخانهها و شرکتها، فروش اموال و دارایی دولت (تحت عنوان مولدسازی)، طرحهای رنگارنگ اخراج و بیکار سازی (تحت عنوان تعدیل نیرو)، طرح بیدادگرانه «دادنامه ۱۷۹دیوان عدالت اداری» که راه گسترش قراردادهای موقت و سلب امنیت شغلی کارگران را باز کرد، سپردن استخدامها به شرکتهای باجگیری موسوم به پیمانکار، حذف ارز ترجیحی (یا آزادسازی قیمت مواد غذایی و نهادههای دامی) که در بهار سال گذشته تورم مواد غذایی را یکباره تا ۱۰۰درصد جهش داد، طرحها و تصمیمهای متعدد تحت عنوان «رفع موانع تولید» (۲) برای تسهیل اخراج کارگران، اجرای طرح «مزد توافقی» برای واداشتن بخش وسیعی از کارگران به پذیرش حداقل دستمزد و بالا بردن تعرفه خدمات پزشکی که سال گذشته تا ۴۰درصد افزایش یافت.
این طرحها ـ که اجزای سیاست خامنهای در اقتصاد ایران است ـ در چند مؤلفه اساسی خلاصه میشود: موقتیسازی کارگران، ارزانکردن نیروی کار، جلوگیری از تشکلیابی مستقل کارگران، سفت و سخت کردن نظام زنستیزی و تبعیض جنسی و ایجاد یک قطب عظیم ثروت حول بیت خامنهای. خلیفه ارتجاع بهروشنی دریافته است که ثروت عظیمی که از درآمد نیروی کار ارزان و تحت سرکوب ایران به دست میآورد، با هیچیک از انواع غارتگریهای دیگر رژیمش قابل مقایسه نیست.
وضعیت دردناک کارگران در ایران
در نتیجه:
زندگی ۹۰درصد کارگران و زحمتکشان به زیر خط فقر سقوط کرده است (۳).
۶۰درصد از شاغلان در کشور تحت پوشش بیمه نیستند (۴)، آخوندها درمان و
بهداشت را خصوصیسازی کرده و چنان بلایی به سر کارگران و زحمتکشان
آوردهاند که بخش زیادی از آنها با تحمل درد و بیماری از مراجعه به پزشک و
بیمارستان چشم میپوشند.
با وجود نرخ ۵۰درصدی تورم عمومی و با وجود نرخ ۸۴درصدی تورم مواد غذایی
(۵)، حداقل دستمزد تعیین شده برای سال جاری، ۱۲.۵ میلیون تومان کمتر از خط
فقر (۶) است؛
کودکان و نوجوانان خانوادههای کارگری بهطور فزاینده به بازار کار سوق داده میشوند و بهصورت ارزانترین نیروی کار ـ بدون هر گونه حقوقی ـ تحت استثمار قرار میگیرند.
برای اختلاسهای میلیاردی دار و دسته خامنهای، هیچ صف و نوبتی در کار
نیست؛ همه درها برای انواع دزدیها بهروی آنها باز است. اما «برای وام ۱۲
میلیونی [یعنی فقط ۲۲۰دلار]، بازنشستگان باید در نوبت قرار بگیرند و سالها
در نوبت باشند» (۷)
ارزانسازی نیروی کار و مقرراتزدایی از
روابط کار، بیش از همه زنان را قربانی کرده و آنان را به انجام مشاغل خارج
از شمول قانون کار واداشته است. در نتیجه نرخ مشارکت اقتصادی زنان سال
گذشته به ۱۳.۷ درصد تنزل یافته است (۸). نرخ بیکاری زنان دو برابر نرخ
بیکاری مردان است.
بسیاری از آنها در زیر فشار قوانین ارتجاعی و بر اساس طرحهای فریبکارانه
نظیر «استخدام پارهوقت» و «کاهش ساعت کار»، از استخدام رسمی در ادارات و
کارخانهها باز میمانند و شمار زنان سرپرست خانوار به ۴میلیون نفر رسیده
(۹) که عمده آنها زیر خط فقر زندگی میکنند.
این وضعیت تماماً ناشی از تحمیلات رژیمی است که برای حفظ قدرت لرزان خود،
بخش بزرگی از بودجه عمومی امسال را به هزینههای نظامی و جنگی اختصاص داده و
بخش عظیمی از درآمد نفت را صرف ماشین سرکوب و برنامه اتمی و صدور تروریسم و ارتجاع میکند.
برنامههای مقاومت ایران برای استیفای حقوق کارگران
خواهران و برادران کارگر!
مجاهدین و مقاومت ایران از
نخستین روزهای پس از شروع حاکمیت پلید خمینی، از استیفای حقوق و آزادیهای
کارگران دفاع کرده و آن را بهعنوان مهمترین مواد خواستها و برنامههای
خود اعلام کردهاند.
در ۲۷اسفند ۵۷ مجاهدین در بیانیهیی با عنوان انتظارات مرحلهیی از جمهوری
اسلامی، از جمله لغو تمام مقررات ضدکارگری، اداره شورایی امور کارخانهها،
رسمی کردن کارگران پیمانی، افزایش تصاعدی حقالسهم کارگران از سود کارخانه،
بازگرداندن زمینهای غصب شده به کشاورزان و تأمین مسکن آنها. چند ماه بعد،
وقتی که مسعود در انتخابات ریاستجمهوری کاندیدا شد، نقطه نظرها و برنامه
خود را در ۱۲ ماده منتشر کرد که حقوق کارگران از مهمترین آنها بود (۱۰).
در برنامه شورای ملی مقاومت که در مهر ۱۳۶۰ منتشر شده، تأمین حقوق کارگران و کشاورزان بهمنظور رفع ستم و بهرهکشی از آنان به تفصیل مورد تأکید قرار گرفته است.
در سالهای اخیر نیز مقاومت ایران پیوسته بر این خواستها تأکید کرده است (۱۱):
-آزادی فوری کارگران زندانی
-بازگشت بیقید و شرط کارگران اخراج شده،
-حق تشکیل سندیکاها و اتحادیههای مستقل کارگری،
-حق برپایی اعتصاب و اجتماع اعتراضی، امنیت شغلی،
-افزایش دستمزدها متناسب با سبد معیشت که در شرایط کنونی هجده میلیون تومان در ماه است،
-پرداخت بهموقع دستمزدها و دادن تمام مطالبات معوقه،
-الغای نظام قراردادهای موقت و سفید امضا،
-انحلال شرکتهای پیمانکاری تأمین نیروی کار،
-برقراری بیمه بیکاری، بیمه درمانی و بیمه عمر،
-تأمین جانی کارگران در برابر کارهای سخت،
-ممنوعیت کار کودکان خیابانی
-رفع تبعیضهای جنسیتی علیه زنان کارگر از جمله تخصیص حقوق و مزایای برابر برای زنان کارگر
-لغو دیون کارخانهها و شرکتهای ورشکسته؛ تا کارگران مجبور نباشند با رنج و کار بیشتر قروض صاحبان غارتگر این شرکتها را جبران کنند.
-و بهداشت و درمان رایگان.
روشن است که بهدست آوردن حقوق ضایع شده
کارگران ایران تنها در مبارزه متحد و پیگیر کارگران در پیوند با مقاومت و
قیام مردم ایران برای کسب آزادی و برابری و دموکراسی و سرنگونی رژیم ولایت
فقیه امکانپذیر است.
رمز پیشروی در مقابل هجوم گستاخانه رژیم ولایت فقیه و سپاه پاسداران به
زندگی و حقوق کارگران در این است که اعتراضهای خود را با مبارزه برای
سرنگونی این رژیم پیوند بزنند و دست در دست بسیاری از همرزمانشان که
کانونهایشورشی تشکیل دادهاند، همه توان خود برای برپایی قیامها را
بهکار ببندند.
آری، این کارگران و زحمتکشان بهجان آمده و شورشگر ایراناند که دست در دست
ارتش بزرگ آزادی، استبداد دینی را به زیر میکشند و آزادی و برابری را
جایگزین نظام سرکوب و چپاول و بهرهکشی میکنند.
سلام بر آزادی
درود بر کارگران و زحمتکشان ایران
سلام لطفا ارتباط مستقیم سیمای آزادی تلویزیون ملی #ایران را فالو کنید
توییتر
@ertebatm2013
تلگرام https://telegram.me/Ertebat_M
فیسبوک
https://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/
یوتوب
https://www.youtube.com/user/ertebatm
وبلاگ
http://ertebatmostaghim.blogspot.se
https://twitter.com/ertebatm2013
#FreeIran2023
۱۴۰۱ اسفند ۲۸, یکشنبه
کنفرانس در سنای آمریکا #مریم_رجوی - سخنرانی سفیر لینکلن بلومفیلد
سفیر لینکلن بلومفیلد – معاون پیشین وزیر امور خارجه آمریکا متشکرم. خب ظهر بخیر متشکرم، خانم سامی، برای آن معرفی خوب. درود به دوستانمان از سازمان جوامع ایرانی آمریکایی. درود به قانونگذاران اینجا در کاپیتول هیل و کارکنان حرفهیی. از خدمات شما متشکرم. و از کسانی که قبلاً خدمت کردهاند، از جمله همکاران برجستهام در میز جلو، تشکر میکنم. ایستادن در کنار شما باعث افتخار است. و به کسانی که ممکن است پیام خانم رجوی، شورای ملی مقاومت، مجاهدین خلق، و مردم شجاع ایران را که برای دفاع از حقوق خود میایستند بشنوند، به شما درود میفرستم. خوشحالم که امروز اینجا هستم. نوروز مبارک! امروز وظیفه من این است که جایزه افتخار را بدهم به کسیکه در مورد آنچه در چهار دهه گذشته با رژیم و مقاومت رخ داده است، از همه راستگوتر بوده است نامزدها دولتها هستند، از جمله دولت خودمان، و دولتهای غربی، رسانهها، از معتبرترین رسانهها در اینجا، در بریتانیا، در اروپا و جاهای دیگر، یا آنهایی که از رژیم انتقاد میکنند، دانشگاهیان، برخی فمینیستها که در مورد توانایی جابهجایی حجاب کمی عقب تر صحبت میکنند و اینکه چرا این کار مجاز نیست و شاید سلطنت را به ایران برگردانند، یا شورای ملی مقاومت، سازمان مجاهدین خلق، سازمان جوامع ایرانی آمریکایی و همه حامیان در این اتاق. از جمله قانونگذارانی که از قانونی که سناتور لیبرمن به آن اشاره کرد حمایت میکنند. و این جایزه به شما، شورای ملی مقاومت، سازمان مجاهدین خلق، سازمان جوامع ایرانی آمریکایی، و حامیان آنها در کنگره و ایالات متحده تعلق میگیرد. تبریک میگویم. بگذارید به شما نشان دهم که چرا این درست است. کمربندها را محکم کنید. من خیلی سریع حقایقی را بررسی میکنم که آنچه را که گفتم توجیه میکند. این مردم، شما آن را حتی امروز میشنوید. شما ۴۰سال است که آن را شنیدهاید. بنابراین این یک تهمت علیه مجاهدین خلق است. آنها آمریکاییها را در دهه۷۰ نکشتند. نقش کلیدی در بحران گروگانگیری چطور؟ خوب شنیدهاید که به خمینی کمک کردند تا سفارت آمریکا را نگه دارد. و ما در مورد اینکه چگونه آنها رقیب بودند نوشته ایم. چگونه نخستوزیر به نشانه اعتراض استعفا داد. طرفدار مصدق، بازرگان بود. آنها در تضاد بودند. بگذارید برای شما از نیویورک تایمز ۱۴ژوئن سال۱۹۸۰ بخوانم. این در تهران است. شما به من بگویید که آیا مجاهدین خلق رجوی در بحران گروگانگیری به خمینی کمک کردند یا خیر. دیروز در اینجا نبردهای سنگینی بین اعضای مجاهدین خلق، بزرگترین گروه مخالف چپ ایران و حامیان مسلمان بنیادگرای آیتالله روحالله خمینی درگرفت. هواداران خمینی دیروز در حالی که میخواستند بهزور وارد ورزشگاهی شوند که مجاهدین خلق در آن تجمع داشتند، فریاد میزدند "مرگ بر منحرف" و موضع آقای رجوی چه بود؟ خوب، جمعیت در راهپیمایی او با ریتم شعار میدادند، ما مبارزه را دنبال خواهیم کرد. آقای رجوی پاسخ داد بله، مبارزه تا پیروزی ادامه خواهد داشت، تعداد شهدای ما هر میزان که باشد. آشنا به نظر میرسد. برای چه به ما حمله میشود؟ سخنران ادامه داد. ما مسلمانان خوبی هستیم. به ما میگویند که در جمهوری اسلامی زندگی میکنیم اما در محاصره چماقدارها و تروریستها هستیم. قانون اساسی اساساً همه آزادیها را تضمین میکند، اما دسترسی ما به روزنامه، رادیو، تلویزیون و مجلس ممنوع است. می شنوید؟ آقای رجوی پرسید. خطاب او به حزباللهیها بود. آنطور که شما ادعا میکنید ما نه کمونیست هستیم و نه طرفدار شوروی. ما برای آزادی و استقلال کامل ایران میجنگیم. شما مسلمانان مرتجعی هستید که در پوشش اتهاماتی که به ما میزنید، سعی میکنید به امپریالیسم غرب خدمت کنید. میتوانم ادامه دهم. این نیویورک تایمز ۱۹۸۰ است. این حقیقت است. آنها درگیر بحران گروگانگیری نبودند و از آن حمایت نمیکردند. آیا آنها مارکسیست بودند؟ خب، من شرط میبندم که اکثر افرادی که این اتهام را تکرار میکنند که مارکسیست هستند، هرگز مانند من بهعنوان یک دانشجوی کارشناسی در هاروارد که در حال مطالعه توسعه سیاسی بودم، مارکس را مطالعه نکردند. اما کسی که واقعاً به علاقه مسعود رجوی به مطالعه مارکسیستی نابرابری توجه کرد، استاد دانشگاه سیراکیوز مرساد بورژه بود. ۱۹۹۶. رجوی گستردهترین تفسیر انتقادی خود را برای معرفت شناسی ماتریالیستی مارکسیستی ذخیره میکند. این گروه نسبت به اصول فلسفی مارکسیسم بدبین باقی ماندند و دکترین اصلی ماتریالیسم تاریخی را رد کردند که کمی پیچیده میشود. بر اعتقادات بهوجود خدا وحی، زندگی پس از مرگ، روح، نجات، سرنوشت، تعهد مردم به این اصول ناملموس استوار بود. پس رجوی مارکسیست نبود. مجاهدین خلق یک گروه مارکسیستی نبودند. آنها هرگز دفتری در یک کشور مارکسیستی نداشتند. اما اوه مجله تایم، ۲آبان ۱۳۶۰. چه کسانی به تهران آمدند؟ گروههای کا. گ. ب که تعدادی از آنها توسط آیتالله خمینی دعوت شده بودند. چرا؟ برای کمک به آنها پس از شروع حکومت وحشت در سال۱۹۸۱ که پروفسور ماروین زونیس از دانشگاه شیکاگو از آن بهعنوان یک کمپین کشتار دستهجمعی یاد کرد. من مطمئنم که افراد ۴۰گروه مختلف اویاک بستگانی داشتند که زندانی، شکنجه و کشته شدند. و به همین دلیل است که بسیاری از آنها به آمریکا آمدند و بسیاری از آنها عمر خود را برای این هدف سپری کردهاند. پس چه کسی مارکسیست بود. این سازمان مجاهدین خلق نبود. آیا آنها در کنار صدام جنگیدند؟ ما قبلاً همه اینها را رد کردهایم. من استدلال خواهم کرد که خمینی جنگ را با تلاش برای ادعای نیمی از عراق و سرنگونی صدام حسین آغاز کرد. اما مهم نیست. نکته این است که وقتی صدام در سال۱۹۸۰ حمله کرد، مجاهدین خلق به جبهه دویدند و از کشورشان دفاع کردند. بسیاری اسیر شدند. آنها تا سال۱۹۸۹ آزاد نشدند. آنها متحدان صدام حسین نبودند. آنها حتی تا اواسط سال۱۹۸۶ هم آنجا نبودند.
۱۴۰۱ اسفند ۲۳, سهشنبه
Washington Summit in Support of Iran Uprising, for a free and democratic..#مریم_رجوی .
۱۴۰۱ اسفند ۱۶, سهشنبه
کارزارجهانی مقابله با توطئه شیخ و شاه علیه آلترناتیو گفتگومحمد محدثین
بیانیة کمیتة بینالمللی در جستجوی عدالت
بهریاست دکتر آلخو ویدال کوادراس
پارلمانترها با بایکوت پسر دیکتاتور سابق ایران
بر تعهد خود به دمکراسی تاکید کردند
پاسخ منفی و قاطع همکاران ما در پارلمان اروپا و پارلمانهای کشوری
بهپسر شاه دیکتاتور مخلوع ایران در تور دو هفتهییاش در اروپا
بسیار دلگرمکننده بود
و نشان داد نمایندگان مردم اروپا
همچنان بهپرنسیپهای دموکراتیک و حقوق بشریشان وفادار هستند
و فریب لابیهای قدرتمند با پشتوانههای حکومتی را نمیخورند
ما این تعهد به دموکراسی را صمیمانه تبریک میگوییم
در هیچکدام از کشورهایی که رضا پهلوی به آنها سفر کرد
آلمان، فرانسه، انگلستان و بلژیک
نه تنها هیچ مقام دولتی و رئیس پارلمان
و یا رئیس کمیسیون خارجه و یا اعضای ارشد پارلمانها او را نپذیرفتند
بلکه صرفاً تعداد معدودی از نمایندگان با سمتگیریهای خاص سیاسی
با او ملاقات کردند
در پارلمان اروپا که یک ماشین قوی تبلیغی
برای دعوت بهسخنرانی او در اول مارس کار میکرد فقط سه نماینده شرکت کردند
چند ۱۰نفر دیگر که در سالن حضور داشتند
ایرانیانی بودند که در طول این سفراو را همراهی میکردند
و نقش آشوبگر را ایفا میکردند
بسیاری از گروهها و فراکسیونهای پارلمانی
از پیش بهاعضایشان اعلام کرده بودند
که در جلسهییکه برای رضا پهلوی ترتیب داده شده شرکت نمیکنند
حضور پسر دیکتاتور سابق ایران که هیچگاه جنایات پدرش را محکوم نکرده
و از آنها فاصله نگرفته است
یک توهین بهپارلمانهایی است که
فلسفة وجودیشان دموکراسی و احترام بهآرای مردم است
پارلمانترهای کشورهای اروپایی
با بایکوت جلسات او نشان دادند که
حاضر بهتحمل چنین توهینی نیستند
پسر شاه در این تور شکستخورده نشان داد که
چیزی جز خودش و پدرش و دیکتاتوری سیاه سلطنتی را نمایندگی نمیکند
او در سخنرانیهایی که در انگلستان و فرانسه و بلژیک داشت
در یک ظاهر متواضعانه که هیچ شغل و مقامی نمیخواهد
خودش رافراتر از شاه و رئیسجمهور
بهعنوان مرجع نهایی حل و فصل مسائل قرار میداد
چیزی که یادآور نقش ولی فقیه در نظام کنونی و پدرش در نظام پیشین است
که فراتر از هر قانونی
بر همة مقدرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران حکمرانی میکرد
همه میدانند که ساواک یکی از بیرحمترین و جنایتکارترین
پلیسهای مخفی جهان بوده است
عفو بینالملل و دیگر مراجع حقوق بشری در دهة۷۰ قرن گذشته
بارها در مورد جنایتهای ساواک گزارش دادند
در آوریل۱۹۷۵، ۹زندانی سیاسی سرشناس که حبس خود را میگذراندند
در تپههای زندان اوین توسط ساواک و بهدستور شاه بهرگبار بسته شدند
و بعد اعلام کردند آنها در حین فرار کشته شدند
هزاران زندانی سیاسی شکنجه و بسیاری از آنها اعدام
و یا زیر شکنجه کشته شدند
پسر شاه در سفر اخیرش بهاروپا مانند ۴۰سال گذشته
نه تنها بههیچیک از این مسائل پاسخ نداد
بلکه هیچ طرح مشخصی هم برای سرنگونی رژیم و ایران آینده
جز حرفهای کلی ارائه نکرد
او که از سالها قبل بنا بهگفتة خودش با افسران سپاه در ارتباط بوده
و حالا با فرصتطلبی میخواهد بر موج قیام مردم سوار شود
بهانتظار فروپاشی رژیم در اثر فشارهای خارجی و همکاری
با بخشهایی از همین سپاه پاسداران نشسته است
چیزی که هرگز با شرایط ایران کنونی وفق پیدا نمیکند
آنچه مهم است اینکه تلاشهای رضا پهلوی و شبه ائتلافهای موقتی که
با برخی از سلبریتیها سرهمبندی میکند و کارزارهای خارجیاش
نه تنها برای رژیم آسیبزننده نیست بلکه رژیم از آنها استقبال میکند
چرا که اذهان را از مسئلة اصلی منحرف میکنند
یعنی سرنگونی رژیم که مستلزم منحلکردن سپاه پاسداران و نیروهای سرکوبگر است
هدف این تلاشها همچنین تحتالشعاع قرار دادن آلترناتیو دموکراتیک رژیم
یعنی شورای ملی مقاومت ایران است
رضا پهلوی و نظام سلطنت در ایران بهعنوان مظهر دیکتاتوری تلقی میشوند
و شعارهای «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» در قیام کنونی ایران
شهرهای سراسر ایران و همچنین خارج کشور را فرا گرفته است
در جمعة اخیر هم بهطور گسترده در زاهدان
مردم همین شعار را تکرار میکردند
تا آنجا که بهقانونگذاران در دو سوی آتلانتیک بر میگردد
مواضعشان را بارها و بهقاطعانهترین صورت ابراز کردهاند از جمله
در بیانیة ۲۱۰نمایندة پارلمان اروپا، قطعنامة شمارة۱۰۰ کنگرة آمریکا
بیانیة ۲۵۰تن از نمایندگان مجلسین انگلستان از همة احزاب این کشور
و بیانیة مشترک ۱۲۰پارلمانتر بلژیکی
بیانیة کمیتة بینالمللی در جستجوی عدالت – ۳مارس۲۰۲۳
پارلمانترها با بایکوت پسر دیکتاتور سابق ایران، بر تعهد خود به دمکراسی تاکید کردند
پاسخ منفی و قاطع همکاران ما در پارلمان اروپا و پارلمانهای کشوری بهپسر شاه، دیکتاتور مخلوع ایران در تور دو هفتهییاش در اروپا، بسیار دلگرمکننده بود و نشان داد نمایندگان مردم اروپا همچنان بهپرنسیپهای دموکراتیک و حقوق بشریشان وفادار هستند و فریب لابیهای قدرتمند با پشتوانههای حکومتی را نمیخورند.
ما این تعهد به دموکراسی را صمیمانه تبریک میگوییم.
در هیچکدام از کشورهایی که رضا پهلوی به آنها سفر کرد (آلمان، فرانسه، انگلستان و بلژیک) نه تنها هیچ مقام دولتی و رئیس پارلمان و یا رئیس کمیسیون خارجه و یا اعضای ارشد پارلمانها او را نپذیرفتند، بلکه صرفاً تعداد معدودی از نمایندگان با سمتگیریهای خاص سیاسی، با او ملاقات کردند. در پارلمان اروپا که یک ماشین قوی تبلیغی برای دعوت بهسخنرانی او در اول مارس کار میکرد، فقط سه نماینده شرکت کردند. چند ده نفر دیگر که در سالن حضور داشتند ایرانیانی بودند که در طول این سفر او را همراهی میکردند و نقش آشوبگر را ایفا می کردند. بسیاری از گروهها و فراکسیونهای پارلمانی از پیش بهاعضایشان اعلام کرده بودند که در جلسهیی که برای رضا پهلوی ترتیب داده شده شرکت نمیکنند.
حضور پسر دیکتاتور سابق ایران که هیچگاه جنایات پدرش را محکوم نکرده و از آنها فاصله نگرفته است، یک توهین بهپارلمانهایی است که فلسفة وجودیشان دموکراسی و احترام بهآرای مردم است. پارلمانترهای کشورهای اروپایی با بایکوت جلسات او نشان دادند که حاضر بهتحمل چنین توهینی نیستند.
پسر شاه در این تور شکستخورده نشان داد که چیزی جز خودش و پدرش و دیکتاتوری سیاه سلطنتی را نمایندگی نمیکند. او در سخنرانیهایی که در انگلستان و فرانسه و بلژیک داشت، در یک ظاهر متواضعانه که هیچ شغل و مقامی نمیخواهد، خودش را فراتر از شاه و رئیسجمهور، بهعنوان مرجع نهایی حل و فصل مسائل قرار میداد. چیزی که یادآور نقش ولی فقیه در نظام کنونی و پدرش در نظام پیشین است که فراتر از هر قانونی بر همة مقدرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران حکمرانی میکرد.
همه میدانند که ساواک یکی از بیرحمترین و جنایتکارترین پلیسهای مخفی جهان بوده است.. عفو بینالملل و دیگر مراجع حقوق بشری در دهه هفتاد قرن گذشته بارها در مورد جنایتهای ساواک گزارش دادند. در آوریل۱۹۷۵، ۹زندانی سیاسی سرشناس که حبس خود را میگذراندند در تپههای زندان اوین توسط ساواک و بهدستور شاه بهرگبار بسته شدند و اعلام کردند آنها در حین فرار کشته شدند. هزاران زندانی سیاسی شکنجه و بسیاری از آنها اعدام و یا زیر شکنجه کشته شدند. ساواک دستوراتش را مستقیم از شاه میگرفت و فقط بهاو پاسخگو بود.
در ۲۵سال آخر حکومت شاه بهجز دو، سه حزب دستساز شاه، همة احزاب ممنوع بودند. در سال۱۹۷۵ شاه همین احزاب دستساز را هم منحل کرد و رسماً اعلام کرد یک حزب کافی است (حزب رستاخیز) و هر کس موافق نیست جایش یا زندان است و یا برای همیشه بهخارج کشور برود.
پسر شاه در سفر اخیرش بهاروپا مانند ۴۰سال گذشته نه تنها بههیچیک از این مسائل پاسخ نداد، بلکه هیچ طرح مشخصی هم برای سرنگونی رژیم و ایران آینده جز حرفهای کلی ارائه نکرد. او که از سالها قبل بنا بهگفتة خودش با افسران سپاه در ارتباط بوده و حالا با فرصتطلبی میخواهد بر موج قیام مردم سوار شود، بهانتظار فروپاشی رژیم در اثر فشارهای خارجی و همکاری با بخشهایی از همین سپاه پاسداران نشسته است. چیزی که هرگز با شرایط ایران کنونی وفق پیدا نمیکند.
همه میدانند که رضا شاه (پدر بزرگ رضا پهلوی) در سال۱۹۲۱ با یک کودتای انگلیسی سر کار آمد. در سالهای قبل از جنگ جهانی دوم بههیتلر نزدیک شد و در سال۱۹۴۱ متفقین و بهطور خاص انگلیسیها او را از سلطنت خلع و روانة تبعید کردند و پسرش را بهجای او نشاندند. در سال۱۹۵۳ شاه، دولت ملی دکتر مصدق را با یک کودتا که توسط آمریکا و انگلیس طراحی شده بود برکنار کرد و ۲۵سال با حمایت کامل آمریکا بر سر کار بود. اما شرایط بهآن زمان بر نمیگردد و هیچ حمایت خارجی قادر نیست نظامی را که اکثریت مردم ایران سرنگون کردند دوباره بهکار برگرداند.
نیاز بهیادآوری نیست که در افغانستان و عراق با وجود اینکه سلطنت با یک کودتا سرنگون شده بود وقتی آمریکا این دو کشور را در سال۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ اشغال کرد، تلاشهایش برای بازگرداندن سلطنت بیحاصل بود.
آنچه مهم است اینکه تلاشهای رضا پهلوی و شبه ائتلافهای موقتی که با برخی از سلبریتیها سرهمبندی میکند و کارزارهای خارجیاش نه تنها برای رژیم آسیبزننده نیست، بلکه رژیم از آنها استقبال میکند. چرا که اذهان را از مسئلة اصلی منحرف میکنند، یعنی سرنگونی رژیم که مستلزم منحلکردن سپاه پاسداران و نیروهای سرکوبگر است. هدف این تلاشها همچنین تحتالشعاع قرار دادن آلترناتیو دموکراتیک رژیم یعنی شورای ملی مقاومت ایران است.
رضا پهلوی و نظام سلطنت در ایران بهعنوان مظهر دیکتاتوری تلقی میشوند و شعارهای مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر در قیام کنونی ایران، شهرهای سراسر ایران و همچنین خارج کشور را فرا گرفته است. در جمعة اخیر هم بطور گسترده در زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان مردم همین شعار را تکرار میکردند.
تا آنجا که بهقانونگذاران در دو سوی آتلانتیک بر میگردد، مواضعشان را بارها و بهقاطعانهترین صورت ابراز کردهاند، از جمله:
در بیانیة ۲۱۰نمایندة پارلمان اروپا که در دسامبر۲۰۲۲ اعلام شد، ضمن اشاره به«کانونهای شورشی و اپوزیسیون سازمانیافته که با ریسکپذیری جدی برای ایفای نقش حیاتی در سازماندهی و تداوم این اعتراضات و در عین حال تشکیل جبهه مقاومت در برابر سرکوب اقدام میکنند»، به «اتحادیه اروپا، نمایندة عالی در امور خارجی و معاون کمیسر اروپا، سازمان ملل متحد و کشورهای عضو» برای «بهرسمیتشناختن خواست دموکراتیک مردم ایران، جنبش مقاومت سازمانیافته و حق آنها برای ایجاد یک ایران آزاد، دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین و دولت» فراخوان داده شده است.
در یک کنفرانس مطبوعاتی در روز ۱۹بهمن قطعنامهٔ شمارهٔ۱۰۰ کنگرهٴ آمریکا که با حمایت مشترک ۱۶۶نمایندهً از هر دو حزبً ثبت شد. این قطعنامه «از مبلغان یک جمهوری دموکراتیک، مبتنی بر جدایی دین و دولت و غیراتمی در ایران حمایت کرده» و با برنامهٔ ۱۰مادهیی پرزیدنت اپوزیسیون خانم مریم رجوی برای آینده ایران ابراز حمایت میکند که خواستار حق جهانشمول رأی، انتخابات آزاد و اقتصاد بازار است و مدافع برابری زنان و مردان، برابری مذهبی و قومیتی و یک سیاست خارجی مبتنی بر همزیستی مسالمتآمیز و یک ایران غیراتمی است». این قطعنامه اعلام میکند که «تصمیم گرفته شد که مجلس نمایندگان» «در کنار مردم ایران ایستاده است که از حقوق خود برای آزادی علیه سرکوب بهصورت مشروع دفاع میکنند و کشتار وحشیانهٴ تظاهر کنندگان را توسط رژیم ایران محکوم میکند» و «حق مردم ایران را برای مبارزه در راستای استقرار یک جمهوری دموکراتیک، مبتنی بر جدایی دین و دولت و غیراتمی در ایران بهرسمیت میشناسد».
یک بیانیة دیگر توسط ۲۵۰تن از نمایندگان مجلسین انگلستان از همة احزاب این کشور، (این نمایندگان) حمایت خود را از قیام سراسری مردم ایران، مقاومت ایران و برنامة ۱۰مادهیی خانم رجوی برای ایران آزاد و شورای ملی مقاومت ایران بهعنوان آلترناتیو دموکراتیک رژیم آخوندی ابراز کردند (و آنرا) شایستة حمایت همهجانبه شناختند. بیانیه خاطرنشان میکند: کانونهای شورشی و مقاومت سازمانیافته توسط مجاهدین خلق ایران با ریسکپذیری بسیار در سازماندادن و تداوم این اعتراضات و مقاومت در برابر سرکوب نقش جدی ایفا میکنند.
آنها خطاب بهسازمان ملل متحد، کشورهای عضو آن و سایر سازمانهای بینالمللی خاطرنشان کردند که «مردم ایران یک آلترناتیو دموکراتیک دارند که اهداف آن در برنامه ۱۰مادهیی ارائهشده توسط خانم مریم رجوی، رئیسجمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران شرح داده شده است. این جایگزین شایستة حمایت همهجانبه است».
در بیانیة مشترک ۱۲۰پارلمانتر بلژیکی که در نوامبر۲۰۲۲ در حمایت از قیام مردم ایران برای دموکراسی صادر شد آمده است:
معترضان شعار میدهند: «مرگ بر خامنهای» و «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر».
رهبر اپوزیسیون ایران مریم رجوی اعلام کرده است: «مردم ایران، بهخصوص زنان و جوانان، برای سرنگونی این رژیم و تحقق آزادی، قیام کردهاند. آنها از سرکوب بیرحمانة آخوندها، دشمنی آنها با زنان، تبعیض مذهبی و فقر، بهتنگ آمدهاند».
کانونهای شورشی... مجاهدین و مقاومت سازمانیافته با ریسکپذیری جدی، جبهة مقاومت را علیه سرکوب بهپیش میبرند تا این اعتراضات را سازماندهی کنند و تداوم ببخشند.
۱۴۰۱ اسفند ۱, دوشنبه
#ارتباط مستقیم هدف شیخ و شاه از تطهیر ساواک جنایتکار چیست؟
https://www.youtube.com/watch?v=j1ZueWhSeWA
#ارتباط مستقیم هدف شیخ و شاه از تطهیر ساواک جنایتکار چیست؟مهمان برنامه : حسین داعی الاسلام و سهیلا صادق و آقای مازندران
https://twitter.com/ertebatm2013
#انحلال_سپاه_پاسداران #No2ShahNo2Mullahs
#مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر
لئو داتسنبرگ – رئیس کمیتهٔ آلمانی همبستگی برای ایران آزاد، نمایندهٔ پیشین بوندستاگ
امروز قیام مردم ایران به ششمین ماهش رسیده ما اینجا گردهم آمده بودیم تا این قیام شجاعانه را حمایت کنیم صدا و خواسته مردم ایران باید در کنفرانس امنیتی مونیخ شنیده شود.
دوستان گرامی ما خودمان را بخشی از این قیام میدانیم که از اهدافش آزادی هست، دموکراسی هست، برابری هست، جدایی دین و دولت هست و یک جمهوری دموکراتیک.
دوستان عزیز برای این هدف تاکنون قیمت سنگینی پرداخت شده است.
درپنج ماه گذشته دستکم ۷۵۰تن از تظاهر کنندگان از جمله ۷۰نوجوان و ۶۰تن از زنان توسط رژیم کشته شدند.
بیش از ۳۰هزار تن از تظاهر کنندگان دستگیر شدند، ما خواهان آزادی زندانیان سیاسی هستیم ولی همچنین قبل از شروع قیام دهها سال بود که این قیام علیه حکومت آخوندی ادامه داشت. بخصوص از سوی سازمان مجاهدین که در کشورهای غربی متأسفانه اخبار دروغین گزارش میشه.
من اشاره میکنم به قتلعام بیش از ۳۰هزار تن از زندانیان سیاسی که در سال۱۳۶۷.
این مبارزه توسط بسیاری از ملیتها و بخشهای مختلف جامعه به پیش میره.
رژیم توسط شیطانسازیش مدعی میشه که آلترناتیو و اپوزیسیون و مقاومتی وجود نداره پس سؤال اینه چرا اینچنین علیه تظاهر کنندگان با وحشیگری و بیرحمی اقدام میکنید.
اونها برای یک هدف بزرگ میجنگند ارزششو داره و تا اینکه حق مردم بهرسمیت شناخته بشه.
از این جهت بسیار مهمه که اولین ماده برنامه ده ماده خانم مریم رجوی برای یک ایران آزاد توش گفته شده که من اونو یادآوری میکنم انحلال ولایت فقیه مثل استقلال مردم در یک جمهوری دموکراتیک که در اون حق رأی همگانی و کثرتگرایی وجود داشته باشه. تا اینجا بخشی از اون برنامه ده مادهای بود.
این یک آلترناتیو واقعی علیه دیکتاتوری آخوندی است اعتراضات در ایران خیلی وقت هست که رایشون را دادند مردم.
اونها میگن آری به جمهوری نه به استبداد و تک حزبی چه خامنهای باشد الآن حاکم هست یا دیکتاتوری شاه در گذشته.
اکنون کسانی که علاقهمند هستند روی اون کار میکنند که پهلوی پسر دیکتاتور سابق رو بهعنوان بخشی از جامعه مدنی اینجا ارائه کنند.
ما اینجا هستیم در مقابل یک فریب بزرگ تحریف بزرگ که میتواند به قیام ایران ضرر بزند.
مردم ایران تجربه این رو دارند تجربه تلخی دارند از قیام سال۵۷ از انقلاب سال۵۷ که باعث سقوط شاه شد و خمینی اومد قدرت رو به دست گرفت.
آن موقع خمینی در پاریس بود و میگفت اگر به ایران بیاید کاری به حکومت نداره از حکومت کنار میکشه میره بهعنوان یک آخوند در قم مرکز آخوندها زندگی میکنه و همه چیز را رأی مردم مشخص میکنه. این رو خمینی گفت در آنموقع ولی همه ما میدانیم که وقتی که به ایران آمد هیچ وقت قدرت رو رها نکرد تحویل نداد. بلکه یک استبداد مذهبی رو تحمیل کرد به مردم.
این یک تناقض واقعی و روشن هست که تحریف خودشو نشون میده و نشون میده پسرشاه اهمیتی به مردم نمیده.
اول باید میلیاردها پولی رو بر سرش پس بده به مردم اون خودشو استمرار یک حکومت سلطنتی میدونه که مسئول نقشهایی در درون ایران بوده.
نقض حقوقبشر نقض حقوق زندانیان سیاسی جنایتهای ساواک ارگان امنیتی وحشی شاه که سلطنت در اون قیام توسط اکثریت مردم سرنگون شد و اون به یک انقلاب ختم شد اما رضا پهلوی هرگز حاضر نبوده علیه ساواک موضعگیری کنه و اون رو نقد کنه بدون محکوم کردن واضح سلطنت و ساواک راه دیکتاتوری به گذشته همچنان باز خواهد بود.
به همین دلیل برای ما غیرقابل فهمه که شرکت پسر شاه در کنفرانس مونیخ بهعنوان مثلا یک نماینده ایران. دعوت او به این کنفرانس این دعوت بحثهای مهم در مورد همبستگی مردم ایران و مبارزات آزادیخواهانه اونا رو منحرف میکنه.
سالها است که ما مجبور بودیم در برابر کارزار افترا و شیطانسازی از خودمون دفاع کنیم در شبکه اجتماعی عوامل سایبری رژیم هیچ چیز مانع فعالیتشون نمیشه.
دوستان عزیز پس از ۱۰۰سال دیکتاتوری پهلوی و آخوندها مردم ایران شایسته اون هستند که از یک دموکراسی برخوردار باشند ما به پیروزی مطمئن هستیم زنده باد آزادی از شما سپاسگزارم.
۱۴۰۱ دی ۱۱, یکشنبه
#ارتباط_مستقیم وحشت رژیم از #مجاهدین و مقاومت #ایران #گفتگو مریم فضل به...
https://www.youtube.com/watch?v=X-huhVvyLf0
#ارتباط_مستقیم وحشت رژیم از #مجاهدین و مقاومت #ایران #گفتگو مریم فضل بهزاد صفاری
https://twitter.com/ertebatm2013
#Tehran #آزادی_آزادی_آزادی
#قیام_سراسری #IranRevolution2022
در اساطیر و افسانههای قدیمی شنیده یا خوانده بودیم که برای از پای درآوردن دیو تنورهکش و شکستن طلسم او باید شیشهٔ عمرش را پیدا کرد و آن را به سنگ کوبید. تحقق این افسانه را اکنون در سرنوشتسازترین روزهای میهنمان به چشم میبینیم. مردم ایران پس از ۴۴سال تجربهٔ خونین این حکومت، اکنون به این کشف طلایی رسیدهاند که برای از پادرآوردن غول بیشاخ و دم بنیادگرایی و استبداد دینی، باید شیشهٔ عمر آن را یافت و آن را با نیرویی برآمده از خشمی آتشفشانی بر سر صخرههای دماوند کوبید و خرد و خمیر کرد. شیشهٔ عمر این هیولا همان اصل ضدایرانی «ولایت فقیه» است.
شعار هوشمندانهٔ «مرگ بر خامنهای» یا «مرگ بر اصل ولایت فقیه» این معنا را بارز میکند. در سلسله قیامهای پیشین اتاق فکر استبداد هر تدبیری را به خرج میداد تا خامنهای و اصل ولایت فقیه را از زیر ضرب قیامآفرینان به در ببرد و آنها را به جنگ حیدری ـ نعمتی بکشاند. باندهای رنگارنگ نظام برای بهانحراف کشاندن خیزشهای مردمی گاه بازی اصلاحطلب ـ اصولگرا راه میانداختند؛ گاه شعار «رأی من کو؟» میدادند. گاه میگفتند راهکار در پای صندوق رأی و در چارچوب همین نظام است. در یککلام، نزدیک شدن به بیت خامنهای و «عمود خیمهٔ نظام» خط قرمز آنان بود.
اکنون چه اتفاقی افتاده است؟
۱ـ اراده و تمایل عمومی بعد از ۴۴سال، سرنگونی سلطنت خامنهای را تنها برونرفت ایران از وضعیت موجود میداند. بهعبارت دیگر به چیزی کمتر از سرنگونی راضی نیست.
۲ـ برای نیل به سرنگونی روی رأس خبیث این حکومت یعنی ولایت فقیه و شخص خامنهای تمرکز کرده است.
این مونیسم و تمرکز شایان تحسین در دو جبهه موازی آثار شگرف و تعیینکنندهٔ خود را باقی گذاشته است:
۱ـ راهکارهای اپورتونیستی، بینابینی، سازشکارانه و دودوزهبازانه را به قهقرا برده و به انزوا کشانده است. یعنی در جبهه مدعیان آزادی هر شخص یا جریانی را که به سرنگونی معتقد نیست از خود میراند و طرد و افشا میکند.
۲ـ تمرکز بر روی سرنگونی خامنهای، در بین باندهای وابسته به استبداد شقه و شکاف ایجاد کرده و همزمان باعث روحیهباختگی، ریزش و وارفتگی در نیروهای پایینی حکومت شده است.
ارگانیسم سرطانی
راهاندازی کارناوالهای جنازهچرخانی، و نیز نمایشهای مبتذل و رقتبار «میثاق با ولایت» و لنگ و لگدپرانی به «خواص ساکت» جلوههایی از وضعیت قاراشمیش در حاکمیت است. واقعیت این است که دیگر در بر پاشنهٔ سابق نمیچرخد. تمرکز قیامآفرینان بر سرنگونی و شعار مرگ بر خامنهای (۱) مفاصل و پیوندهای سستشدهٔ این حکومت را بیشازپیش گسسته است.
اکنون ما با ارگانیسمی سرطانی مواجه هستیم که فرصت محدودی تا مرگ دارد. این ارگانیسم دیگر از مغز علیل خود فرمان نمیبرد.
سخنرانی ۶دی ۱۴۰۱ رئیسی در مراسم استخوانچرخانی کشتگان جنگ ۸ساله با عراق، تصویری گویا از این سرطان به دست میدهد. او در مورد «انحراف» [بخوانید نافرمانبرداری از خامنهای و فاصلهگرفتن از ولایت فقیه] میگوید:
«بسیاری هستند که انحراف را در زمان خودش درک نمیکنند. جامعه را درست نمیشناسند. فتنهها را درست نمیتوانند ارزیابی کنند. قطاری که در مسیری دارد عبور میکند اگر سوزنبانی ایستاده، فاصله دو آهن را کم میکند یا زیاد، او میفهمد. لکوموتیوران میفهمد؛ اما خیلی از کسانی که در قطار سرنشینان هستند در واگنها نشستهاند آنها نمیفهمند، یا اطلاع ندارند که در این لحظه سوزن عوض شد، قرار است در یک مسیر دیگری برود. اول، فاصله دو آهن سه سانتی متر هست، بعد میشود ۳ متر، بعد میشود ۳۰۰ متر، بعد میشود هزاران کیلومتر. ابتدا نمیفهمند چه اتفاقی افتاد» (تلویزیون شبکهٔ خبر. ۶دی ۱۴۰۱).
او در بخشی دیگر از سخنرانیاش به امپاس رژیم اعتراف میکند:
«نه میتوانیم برگردیم؛ سیر ارتجاعی و قهقرایی و نه میتوانیم درجا بزنیم؛ توقف و ایستایی. یک راه بیشتر نداریم... ما حق عقبگرد نداریم شما فکر میکنید ما به عقب برمیگردیم؟»
آری، در دو چیز نباید تردید کرد:
۱ـ مردم ایران مصمم هستند انقلاب ظفرنمون خود را به نتیجهٔ نهایی یعنی آزادی و دموکراسی و یک جمهوری دمکراتیک برسانند.
۲ـ برای استبداد فرتوت دینی، «یک راه بیشتر» باقی نمانده است: سرنگونی
حدسزدن برنده و بازندهٔ این زورآزمایی تن به تن و سرنوشتساز نیاز به فراستی چندان ندارد. شیشهٔ عمر دیو اکنون در چنگ قیامآفرینان است.
پانوشت:
(۱) اینروزها مواضع فراوانی از سوی وابستگان حاکمیت اتخاذ میشود که مضمون آن اعتراف به همین تمرکز است. به یک نمونه اشاره میکنیم.
آخوند عمران حسینینسب، امام جمعهٔ سلطانیه:
«در حوادث اخیر نیز ولایت فقیه در نوک حمله بود چرا که دشمن میداند تنها راه عملی شدن نقشههایشان تضعیف ولایت فقیه است چون ولایت فقیه ستون خیمه انقلاب است» (ایکنا. ۲آذر ۱۴۰۱).
۱۴۰۱ دی ۴, یکشنبه
ارتباط مستقیم کارزار جهانی مقاومت در حمایت از قیام ایران دولت نوروزی و جعفرزاده
https://www.youtube.com/watch?v=0py6JHgLuwM
ارتباط مستقیم کارزار جهانی مقاومت در حمایت از #قیام #ایران دولت نوروزی و جعفرزاده
https://twitter.com/ertebatm2013
#مریم_رجوی #مرگ_بر_خامنهای #Iran #سرنگونی #Tehran #آزادی_آزادی_آزادی
#IranRevolution2022
.
مریم رجوی: مردم و مقاومت ایران برای سرنگونی رژیم، به قیام و فداکاری خود اتکا دارند
اعضای محترم سنا!
به همه شما درود میفرستم. از همه اعضای سنا و شخصیتهای محترم در این کنفرانس که از قیام مردم ایران حمایت میکنند، سپاسگزارم.
چند روز دیگر قیام مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم دینی چهارمین ماه خود را
آغاز میکند. این سه ماه مملو از فداکاری و رنج بوده و بهترین گواه آن است
که سرنگونی این رژیم اجتنابناپذیر است.
از روز دوشنبه اعتصابات سراسری بازاریان پایههای رژیم را بیشتر به لرزه
درآورده است. دانشجویان و دانشآموزان هم به اعتراضات خود برای سرنگونی
رژیم ادامه دادند.
فاز پایانی و نقطه غیرقابل بازگشت
همه شواهد نشان میدهد که رژیم در فاز پایانی حکومتاش به نقطه غیرقابل بازگشت رسیده است.
دیکتاتوری شاه یک ارتش ۴۰۰هزار نفری بسیار مجهز داشت، اما نتوانست بر اراده
مردم ایران غلبه کند. در شرایط فعلی هم همین وضعیت صادق است. سپاه
پاسداران و زرادخانه موشکی و پهپادهایش، همچنین تروریسم و جنایتهایش در
عراق، لبنان، سوریه و یمن نتوانست خامنهای را نجات بدهد.
خوشبختانه امروز، افکار عمومی آمریکا و کنگره آمریکا صمیمانه در کنار مردم
ایران ایستادهاند. اما متأسفانه برخی افراد در وزارتخارجه آمریکا همچنان
در حال تبادل با رژیم آخوندی هستند و امیدوارند که بتوانند با آنها کنار
بیایند در (۲۵آبان)، وزیر خارجه آخوندها گفت که «بهطور مستمر تبادل پیام
با طرف آمریکایی وجود دارد و آخرین تبادل پیام ما در کمتر از ۷۲ساعت گذشته
بوده است».
این مراودات آنهم در بحبوحه قیام، فرصت دادن به رژیم برای سرکوب بیشتر
است. در قیامهای پیشین، مردم ایران از آمریکا سؤال میکردند که کجا ایستاده
است؟ آیا در طرف مردم ایران ایستاده است یا کنار قاتلان؟
این پرسش، امروز که انقلاب طی سه ماه گذشته، سراسر کشور را در برگرفته،
جدیتر از هر زمان دیگری مطرح است و آمریکا این فرصت تاریخی را دارد که در
سمت درست تاریخ قرار بگیرد.
اجازه بدهید که یک اصل اساسی را یادآوری کنم؛ مردم و مقاومت ایران
برای سرنگونی رژیم، به قیام و فداکاری خودشان اتکا دارند. آنها برای کسب
آزادی، نیازمند و خواستار دخالت هیچ دولت خارجی در اوضاع ایران نبوده و
نیستند. اما از همه دولتها بهویژه ایالات متحده انتظار دارند که امتیاز
دادن و امدادرسانی به دشمنشان را متوقف کنند.
چند حقیقت اساسی قیام ایران
اعضای محترم سنا، شخصیتهای گرامی!
قیام ایران تاکنون چند حقیقت اساسی را اثبات کرده است؛
اثبات شد که آنالیزها و تحقیقات جانبدارانهیی که در واشنگتن درباره
برخورداری رژیم از بهاصطلاح پایگاه مردمی تولید میشد، اشتباه است.
قیامکنندگان در این سه ماه، هر گونه دیکتاتوری را محکوم کردند و رژیم
کنونی و رژیم سابق را در شعارهایشان رد کردند.
همچنین اثبات شد که برنامه موشکی و اتمی رژیم و توسعهطلبی در منطقه برای سرپوش گذاشتن بر بحرانش در داخل ایران است و میخواهد جنگ اصلی یعنی مبارزه مردم ایران برای سرنگونی را بپوشاند.
خامنهای در سخنرانیاش در ۵ آذر، بهصراحت گفت که از برنامههای اتمی دست نمیکشد، او تأکید کرد که به برنامههای موشکی
و پهپادی و دخالت در خاورمیانه ادامه خواهد داد. این روش همیشگی رژیم است
که از مذاکرات عقبنشینی نمیکند تا بتواند هم روی برداشتن تحریمها اصرار
کند و هم با خیال راحت پروژههای اتمیش را تسریع کند.
بنا به گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ارزیابیهای کارشناسان، در
۲۰ماه گذشته که دور جدید مذاکرات شروع شده و تحریمها در عمل تضعیف شده،
میزان پیشروی رژیم در پروژه بمب اتمی
بهمراتب بیشتر از دوره قبلی بوده است. همچنین رژیم میتواند از مذاکره
با آمریکا و غرب، استفاده کند تا جامعه ایران را سرکوب کند و جنگهای
منطقهیی ایجاد کند.
اکنون خامنهای و کسانی که بر ایران حکومت میکنند برای حفظ حکومت فاسد خود
به جنایتهای بیشتری دست میزنند. از رگبار بستن به قیامکنندگان بیدفاع
در خیابانها تا کور کردن چشم کودکان و جوانان با شلیک تفنگهای ساچمهیی و
تعرض جنسی به زندانیان و از همه هولناکتر کشتار کودکان است.
نزدیک به ۷۰کودک دو ساله تا ۱۷ساله تا بهحال توسط نیروهای سرکوبگر بهقتل
رسیدهاند. صدها کودک دستگیر شدهاند و تعدادی از آنها در معرض اعدام قرار دارند.
راهحل صلح و آرامش در جهان
زمان
آن است که ایالات متحده بهجای سیاست مماشات و مذاکره و بیعملی با این
رژیم، یک سیاست قاطع اتحاذ کند. قیام ایران، نه تنها آزادی و دموکراسی را
برقرار میکند بلکه تنها راه پایان دادن به تهدیدهای فزاینده این رژیم برای
صلح و آرامش در منطقه و جهان است. مردم ما با خون خودشان بهای مبارزه با
رژیم استبداد مذهبی را میپردازند.
پس چرا دولتها و نهادهای بینالمللی جز صدور بیانیههای بیاثر قدمی برنمیدارند؟
در آستانه ۱۰دسامبر، روز جهانی حقوق بشر بگذارید بپرسم که چرا یک رژیم کودککش و رژیمی که بهشدت سرکوب میکند و تبعیض علیه زنان اعمال میکند، همچنان در نهادهای ملل متحد عضویت دارد؟ آیا این توهین به بشریت نیست؟
عضویت این رژیم در کمیسیون مقام زن و عضویتش در یونیسف، باید بلادرنگ خاتمه
یابد. خوشبختانه پروسه اخراج از کمیسیون مقام زن به جریان افتاده است.
مقاومت ایران از سنای ایالات متحده انتظار دارد که پیشتاز یک ابتکار برای
اخراج رژیم از یونیسف باشد. زمان آن است که ایالات متحده بههمراه متحدانش
در ۵+۱ بهجای ادامه مذاکراتی که فقط در خدمت سیاستهای جنایتکارانه رژیم
است، همه قطعنامههای شورای امنیت ملل متحد علیه رژیم را مجدداً فعال کند و
تحریمها را بلادرنگ برگرداند.
همچنین انتظار میرود که به فعالیت گسترده و غیرقانونی لابیهای رژیم
ایران در آمریکا خاتمه بدهد. زیرا آنها پشتجبهه سیاسی و رسانهیی کشتاری
هستند که در ایران جریان دارد.
زمان آن است که سنای ایالات متحده، مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم و حق مشروع جوانان ایران برای مبارزه با سپاه
پاسداران را بهرسمیت بشناسد.
مریم رجوی هماکنون رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران است. او متولد ۱۳آذرماه سال ۱۳۳۲ در تهران است و تحصیلاتش را در رشته مهندسی متالورژی در دانشگاه صنعتی شریف به پایان برده است.
مریم رجوی در یک خانواده متوسط در تهران متولد شد. یکی از برادران وی، محمود، از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین است که در دوران شاه یک زندانی سیاسی بود.
خواهر بزرگتر او نرگس در سال ۱۳۵۴ بهدست مأموران ساواک کشته شد. خواهر دیگر وی معصومه که دانشجوی مهندسی صنایع بود، در سال ۱۳۶۱ بهدست رژیم ملایان دستگیر و در حالیکه باردار بود، بعد از شکنجههای فراوان، اعدام شد.
مریم رجوی از نوجوانی به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، یکی از کاندیداهای مجاهدین در تهران برای اولین انتخابات مجلس در سال ۱۳۵۸ بود. اما با تقلبهای گسترده رژیم بنیادگرا، هیچیک از اعضای اپوزیسیون به مجلس راه نیافتند. با این همه، رجوی بیش از ۲۵۰هزار رأی را بهخود اختصاص داد.
در سال ۱۳۷۲، شورای ملی مقاومت ایران که متشکل از سازمانها و شخصیتهای برجسته اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را بهعنوان رئیسجمهور برگزیده شورا برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید.
مریم رجوی سخنرانیهای متعددی در مورد پیام واقعی اسلام یعنی اسلام بردبار و دموکراتیک در مقابل تفسیر ارتجاعی و بنیادگرایانه از اسلام داشته است. از نظر وی یکی از مهمترین مرزبندیها بین این دو دیدگاه کاملاً متضاد، مسأله زنان است. «اسلام، زنان و برابری»، «زنان نیروی تغییر» و «زنان علیه بنیادگرایی» از جمله تألیفات مریم رجوی است.
مریم رجوی ـ تأکید بر تداوم قیام با کانونهای شورشی
مریم رجوی امروز در میان ایرانیان، پیشتاز مبارزه برای تغییر دموکراتیک در ایران است. در سال اخیر، وی یک جنبش جهانی را که دربرگیرنده مهمترین شخصیتهای سیاسی و اجتماعی از آمریکا و کانادا تا اروپا و استرالیاست، هدایت کرده است. این جنبش جهانی در کسب حمایت از مقاومت ایران و برقراری آزادی و دموکراسی در ایران موفقیتهای بزرگی کسب کرده و اعتبار و مشروعیت جهانی بهدست آورده است.
قرار گرفتن مریم رجوی در موضع رئیسجمهور برگزیده مقاومت، یک چالش سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ایدئولوژیک فوقالعاده در مقابل آخوندهای زنستیز حاکم است.